جایگاه فروید و نظریاتش طی سالهای گذشته تا به امروز دستخوش دگرگونیهای زیادی شده است. اگرچه بسیاری از واژههایی که او به کار برده است، مانند عقده ادیپ ، ناخودآگاه ، ایگو و …، هنوز هم به همان صورت به کار می رود، اما یکی از مهمترین فعالیتهای فروید، که در ابتدا توجه کمتری به آن شد، ابداع نقد ادبی روانکاوانه بود؛ دستاوردی که خیلی از شیفتگان هنر را بر آن داشت تا با کمک آن به تبیین آثار هنری بپردازند.
لورا مالوی بهدنبال این بود که کجا و چگونه، فیلم با بهرهگیری از الگوهای از پیش موجودِ شیفتگی در سوژه فردی و صورتبندیهای اجتماعی شکلدهنده آن، جاذبه بیشتری پیدا میکند. تئوریهای مبتنی بر روانکاوی در دست او سلاحی سیاسی است که نشان میدهد چگونه ناخودآگاه جامعه مردسالار به شکل فیلم ساختار میدهد و سینما چگونه نگاه خیره مردانه را تولید و بازتولید میکند.