چند روز پیش از چهلم سانحه ارومیه به دوست روانشناسی که جویای احوالم بود، گفتم: انگار گلولهای راه گلویم را تنگ کرده، فکر کنم گوارشم بههم ریخته است. با نگاهی آمیخته به عذابوجدان و ناراحتی، گفت: نه عزیزم، آن گلوله غم فروخته است. طول میکشد تا با این موضوع کنار بیایی. هنوز جلسات رواندرمانیات را ادامه میدهی؟
همیشه زمزمههایی درباره شغلم وجود داشت. عزیزان و نزدیکانم گاهی اعتراضهایی به شرایط کارم میکردند: ساعت کاری بد، کار در روزهای تعطیل مانند سیزدهبهدر، خستگیهای زیاد، اضافهکاریهایی که به خانه میکشید و… . اما حالا بعد از آن اتفاق، زمزمهها به فریاد تبدیل شده است.
کموبیش همکاران و مخاطبان رسانهها حالا بعد از گذشت بیش از 40 روز از تصادف اتوبوس خبرنگاران کلیات و برخی جزئیات حادثه را میدانند.
دوم تیرماه سال جاری در حادثهای غمانگیز و تلخ، جامعه مطبوعات ایران دو تن از خبرنگاران جوان خــود را از دســت داد. «ریــحــانه یــاســینـــی» و «مــهـشــاد کریــمــی»، خبرنگاران خبرگزاریهای «ایرنا» و «ایسنا»، در حادثه واژگونی اتوبوس در نزدیکی شهر نقده جانشان را از دست دادند.