از دیدگاه لینچ، محیط شهری مطلوب محیطی است که در آن به پدیدههایی چون دسترسی به فعالیتها، فضاها، خدمات، اطلاعات و اماکن توجه شود و عدالت بین آحاد اجتماعی چون زنان، تناسب و سازگاری با الگوهای رفتاری و نقش آنها، انطباق محیط با توانایی های احساسی و ذهنی افراد و ساختارهای فرهنگی توجه کنند؛ از این رو فضای شهر مطلوب باید حامی نقشها و عملکردهای حیاتی، نیازهای بیولوژیک و توانایی زنان باشد و بقای همه آحاد اجتماعی از جمله زنان را ممکن کند. شهر سالم و مطلوب، جایی است که فضاهای عمومی آن دارای عملکرد بوده است و کارایی نیز داشته است. از این نظر، فعالیت در جایی رخ میدهد که پیشتر در آن رخ داده است و به وقوع پیوسته باشد.
طراحی و ساماندهی فضای شهری تقویت کننده نقشها و تقسیمات جنسیتی نیروی کار در زندگی روزمره است. فضاهای شهری عرصههایی هستند که نقشهای جنسیتی در آنها تدوین شده و کد بندی میشوند. همچنین محدودیت ساختاری حاصل از گسترش مناطق حومه شهری، زنان را وادار میکند که از مراکز فعالیت دور بمانند و فرصتهایشان به دلیل وابستگی شدیدی که زنان به وسایل حمل و نقل عمومی دارند، کاهش یابد. (مهدی زاده، 1387) از این رو، به توجه به انگارههایی درباره نقش زنان در جامعه شهری، آزادی حرکت زنان در شهر به روشهای متعددی محدود شده است که این موضوع موانعی برای تحرک و جنب و جوش آنها در شهر به وجود میآورد.