درباره محمدعلی همینقدر باید گفت که هوک چپش همچون عقیده راستش محکم و استوار بود؛ همچون ستونی که فقط یک اسطوره میتواند سنگینی بار «قهرمانماندن» را بر دوش تحمل کند و خود سنگبنایی در دل تاریخ باشد. در بیرون رینگ وجودش الهامبخش برای همه کسانی بود که به دنبال حقیقت میگشتند و او را نمییافتند؛ تا اینکه سفیدی در دل سیاهی روزها و شبهای آمریکا پدیدار شد. هرچقدر زندگی داخل رینگ برای حریفانش به چالشی سخت بدل شده بود، در بیرون آن وضعیت برعکس و جنجالبرانگیز برایش پیش میرفت.