«آری، باید بکوشیم تا جامعه ما چنان نباشد که دربارهاش بتوان گفت؛ از دو مفهوم انسان و انسانیت، اولی در کوچهها سرگردان است و دومی در کتابها.» این جمله را محمدرضا حکیمی در سال 1388 در نامهی امتناعش از دریافت جایزهی علوم انسانی فارابی نوشته است. حکیمی فقیه و مجتهد، فیلسوف، متفکر و نویسنده ایرانی بود که کتاب الحیاة وی که یک دایرةالمعارف اسلامی است، از شهرت و اعتبار خاصی در جهان اسلام برخوردار است. همچنین علی شریعتی او را به عنوان وصی خود جهت هرگونه دخل و تصرف در آثارش انتخاب کرده بود. حکیمی چندی پیش به ویروس کرونا مبتلا شد و در شامگاه ۳۱ مرداد ۱۴۰۰ به دلیل عوارض ناشی از ویروس کرونا و کهولت سن بر اثر ایست قلبی درگذشت و در حرم امام رضا به خاک سپرده شد.
کسانی که به جریان اندیشه در حرکت نظام اسلامی یاری میرسانند، دو دسته هستند؛ کسانی که مشخصا درون این حرکت قرار گرفتهاند و معیار خوبی یا بدی اقدامات خود را مشخصا اهداف نظام اسلامی دانند، دسته دوم عالمان و متفکرانی هستند که حرکت شخصی خود را بیرون از حرکت نظام اسلامی تعریف کردهاند، اما به واسطه نوع حضور اندیشه و درخشش معرفتی آنان به طور غیر مستقیم نظام اسلامی از آنان بهره میبرد. استاد محمدرضا حکیمی از دسته دوم بود. محمدرضا حکیمی را چه از حیث نظر و چه در زندگانی عملی بیشک باید از آرمانگرایان و عدالتخواهان به حساب آورد.