مهرداد موسوی‌ خوانساری
آسمان‌خراش‌های هزارساله اصفهان
23:36 - سه‌شنبه 10 اسفند 1400

آسمان‌خراش‌های هزارساله اصفهان

در نقاشی‌های قدیمی که از شهر اصفهان ترسیم شده، ستون‌های کهن‌سالی دیده می‌شود که به قول مولوی مانند نردبان‌هایی پله‌پله تا دل آسمان کشیده شده‌اند. این ستون‌های هزارساله، مناره‌های تاریخی شهر اصفهان هستند؛ مناره‌هایی که از دوره سلجوقی به بعد بیشتر در کنار بناهای مذهبی‌آموزشی نظیر مساجد، مدارس و مقبره‌ها دیده می‌شوند. در روزگاری که در سیمای شهری به زحمت خانه‌های بیشتر از دو طبقه به چشم می‌خورده، ارتفاع چشمگیر این آسمان‌خراش‌های کهن‌سال هم نمادی از شکوه و عظمت بوده و هم احتمالا راهنمایی برای پیدا کردن کانون‌های علمی و مذهبی در شهرها.

ملاقات با «بابا»های اصفهان
10:31 - چهارشنبه 27 بهمن 1400

ملاقات با «بابا»های اصفهان

گرمای واژه «بابا» برای کسانی که از نعمت داشتن پدر به‌عنوان یکی از ستون‌های خانواده محروم نبوده‌اند قابل درک است؛ اما در کوچه پس کوچه‌های شهر که رکاب می‌زنیم، گاهی با مقبره‌ها یا محله‌ها یا گذرهایی روبه‌رو می‌شویم که به نام «بابا» مشهورند. این باباها چه کسانی بوده‌اند و چگونه وارد تاریخ اصفهان شده‌اند؟ به نظر می‌رسد با رشد گرایشات عرفانی پس از اسلام مشایخ با القاب مختلفی شناخته می‌شده‌اند. پیر، عمو، شیخ یا بابا از این دست لقب‌ها بوده است. اما بعد از حمله مغول و در طی قرن هشتم و نهم این جریان رنگ دیگری پیدا کرد و باباهای اصفهان بیشتر حاصل این دوره تاریخی هستند.

ملاقات با شهروندان چوبی نصف‌جهان
10:05 - چهارشنبه 6 بهمن 1400

ملاقات با شهروندان چوبی نصف‌جهان

«من هرگز درصدد ترسيم نقشه اصفهان برنيامده‌ام و آن را نكشيده‌ام، دورنمای آن را نيز جز آنچه در آغاز اين سياحت‌نامه آمده طرح نكرده‌ام، اما همين قدر می‌گويم كه… از هر سو بدان بنگريم، بسان جنگلی انبوه و پردرخت می‌نمايد كه از خلال درختان سر به آسمان كشيده‌اش چندين گنبد و مناره و گلدسته …جلوه‌گری می‌كند…» این جملات ژان شاردن است در توصیف باغشهر اصفهان. باغشهری که امروزه دیگر چندان خبری از آن نیست.

دو روی سکه نامسعود سلطان
11:35 - سه‌شنبه 14 دی 1400

دو روی سکه نامسعود سلطان

بـعـد از یـک دوچـرخـه‌سـواری لذت‌بخش، وقتی اندکی روی سکوهای تاریخی سردر قیصریه در میدان نقش‌جهان نفسی تازه می‌کنی، ممکن است اگر زیبایی نفس‌گیر نقش‌جهان رهایت کند، نگاهت به کتیبه ورودی بازار گره بخورد. آدمی گاهی اوقات انتظار دیدن بعضی چیزها را در بعضی جاها ندارد. یـکـی از آن چـیـزهـا اسـمش ظل‌السلطان است؛ آن هم در ورودی مهم‌ترین بازار صفوی.