ناصر یزدخواستی هنرمندی متواضع، بیتکلّف و به غایت مهربان و خوش قلب بود. در طی این سالها همواره در محافل و مجالس مختلف، پیرمرد بلند قامت، خوش چهره و خوش لباسی را میدیدیم که گذرِ روزگار کمرش را خم کرده بود. او سالهای آخر عمر خود را در تنهایی و انزوا گذراند. هر بار که دیداری با او تازه میکردیم در حالیکه موجی از غم در چشمانش بود از بدی و نامرادی روزگار میگفت و از برخی هنرمندان و دوستان قدیمی خود گلایهمند بود که دیگر کمتر سراغی از او میگیرند.