دو ماهه باردار بود که متوجه این موضوع شد؛ از همان روزهای اول، دلهره و اضطراب آغشته شد به ذوق و نشاط اولین تجربه مادرانگی: «ترس از بیکاری و اخراج شدن و از دست دادن شغل.» 9 ماه حاملگی برای مریم 25 ساله که مدیر داخلی یک شرکت خصوصی بود و سه سال سابقه کار در آنجا داشت، هم خوشایند بود و هم ناخوشایند! خوشحال بود که بعد از پنج سال زندگی مشترک، قرار است به زودی صاحب فرزند شود؛ اما نگران بود که مبادا این موضوع باعث از دست دادن شغلش شود: «در این سه سالی که در شرکت کار کردم، دو نفر از همکارانم پس از مرخصی زایمان، دیگر نتوانستند به شرکت برگردند و افراد دیگری جایگزین آنها شدند؛ به همین خاطر، من هم دغدغه این را داشتم که مبادا پس از مرخصی زایمان، بیکار شوم و با این شرایط اقتصادی همه هزینههای زندگی به دوش همسرم بیفتد.»
ساعت 9/9 دقیقه صبح، تاریخ 9/9/1399؛ زمانی که ویروس کرونا در روزهای اوج خود به سر میبرد و متخصصان در رابطه با هرگونه حضور غیرضروری در بیمارستانها هشدار میدهند؛ اما برخی از مادران، برای ثبت یک تاریخ خاص و لاکچری در شناسنامه فرزندانشان تاریخ زایمان خود را به صورت اختیاری انتخاب کرده و نهتنها هزینههای میلیونی بابت این کار پرداخت میکنند، بلکه صابون خطرات آن را به تنشان نیز مالیدهاند. شنیدهها میگویند این زنان باردار بیش از 100میلیون تومان امروز برای رزرو اتاق عمل هزینه کردهاند. آمارها نشان میدهند در تاریخ 8/۸/98 تولد ۵۲۴۲ نوزاد، 7/۷/97 تولد ۲۱۸۷ نوزاد، 6/۶/96 تولد ۵۶۸۰ نوزاد، 5/۵/95 تولد ۶۰۱۳ و 8/۸/88 تولد ۴۱۹۵ نوزاد در سازمان ثبت احوال ثبت شده است.