در گرمای برهوتی ایستادهایم که ابتدای جاده، تابلویی با نام «قلعهنو» به چشممان خورده بود. محلهای که در هر نقطهای از آن بایستی بوی زننده گاو و گوسفند به دماغت هجوم میآورد و وارد معرکه میان پشهها میشوی. پشههایی که انگار پا در حریمشان گذاشتهای و با هر ترفندی میخواهند تو را از آنجا دور کنند. مخلوطی از گرمای هوا، بوی گاو و گوسفند و جنگ میان انسان و مگسها.