یکی از نقاط جذاب و گرهافکن و گرهگشا در ادبیات، همواره حضور «دیگری» و روایت برای دیگری بوده است. این دیگری، نه تنها در ادبیات نوین بهعنوان یکی از سطوح اصلی روایت به حساب میآید و بهعنوان یک سبک روایی نیز مطرح شده است، بلکه در ادبیات کهن ما نیز بهاشکال گوناگونی بیان شده است و قابل ردیابی است؛ چنانکه حافظ میگوید: