به کارهای نکرده فکر میکنم. به خیلی چیزها که جایشان در صفحه خالی است. مثلا به ستونی ثابت برای خبرنگاران نوجوان عشق هنر با تمام جوانیها و فانتزیهای ذهنیشان یا بخشی برای قلمزدن پیشکسوتهای اهل هنر که پختگی و تکامل درنوشتههایشان موج میزند یا ستون پرطرفدار مخاطبان عام که این روزها دیگر در کمتر روزنامهای پیدا میشود یا حتی یک ستون که در آن بشود گزارشی از کارهای روزانه یک مدیر هنری گرفت و فضا و اتمسفر کار و حتی چیدمان دفترش را در انتخاب آثار هنری آنالیز کرد. حالا به محتوایی فکر میکنم که بیشتر بر محور تصویر استوار است و اشلهای تازهای که میتواند صفحه فرهنگ و هنر را دیدنی و خواندنیتر کند.