در تمام سالهایی که در حوزه فرهنگ و هنر کار میکنم با تنوع موضوعی و تعدد کارها در این سرویس مواجه بودهام. از چالشهای موجود در فضاهای فرهنگی گرفته تا مباحث قابل پیگیری تمام رشتهها و زیر مجموعههای فرهنگ و هنر. از آدمهایی که هنوز نتوانستهایم پای صحبتهایشان بنشینیم و کسانی که باید دوباره با آنها دیدار تازه کنیم. این یک واقعیت است که سرویس فرهنگوهنر یکی از پرکارترین سرویسهای هر روزنامه است. تنوع موضوعات در کنار حجم رویدادها باعث میشود کارکردن در بخش فرهنگ و هنر بیوقفه و خستگیناپذیر باشد. برگزاری جشنوارههای مختلف فیلم و تئاتر، رویدادهای هنری متعدد مثل نمایشگاهها یا جلسات بحث و گفتوگو همه یک طرف و مصائب ریز و درشت فرهنگی از سوی دیگر، سرویس فرهنگ و هنر را پرکار میکند.
روزنامه اصفهان زیبا وارد 17سالگی شده و حالا میتوان بخشی از تاریخ هنری 16ساله شهر را در آن کاوید: داستان سینماهای تعطیل و روبه تخریب و حکایت تولد دوباره و نوشدنشان را، داستان آرشیو ارزشمندی که از اصفهان رفت و دلواپسی پژوهشگران برای برگشتنش را، غرقشدن در شکوه اجرای یک تئاتر و گزارش گمشدن در هیاهوی سالن کنسرت موسیقی به وقت روزهای بی کرونا را. از آن روزها که اصفهان را از پس رویدادهای هنریاش کاوش کردیم و ردش را در آثار کاریکاتوریستها و نقاشان و ادیبان و… پی گرفتیم. حالا میتوان خاطره انگیزترین گزارشها و گفتوگوها را مرور کرد و متنی دربارهشان نوشت. میتوان پشتصحنههای تولید مطالب را به صفحه آورد. از روزهای سخت و آسانش نوشت و اوج و فرودها. میتوان آرشیو 16ساله را مرور کرد و پویاترین خبرنگاران صفحه فرهنگ و هنررا پیدا کرد. حتی سراغ خبرنگاران حقالتحریری وهمکاران موقت کسانی که مدتی همراه سرویس فرهنگ بودهاند رفت و از آنها درباره این تجربه همکاری حالا با فاصله چندساله پرسید. میتوان از اهل قلم خواست عیار و سطح مطالب صفحه فرهنگ را در کاربرد زبان فارسی و استانداردهایش بسنجند و آنچه مورد انتظار و خواست و نگاهشان است، با توجه به سابقه 16ساله فهرست کنند. حالا وقت آن است که ضمیمههای فرهنگ و هنر را مرور کرد؛ از صحنه تا فصل نو، از سینما تا ادبیات معاصر و خانه روشنان و به این فکر کرد که کدامشان قابلیت تبدیل شدن به مجموعهای کامل را دارند. حتی میتوان رد آدمهای عادی را در صفحه فرهنگ جست و ستونی برای آنچه خواستِ آنها از یک صفحه هنری است تعریف کرد. تمام این کارها وقتی بهخوبی انجام میشود که با تکیه بر یک سابقه 16ساله به آن برسی. وقتی به گذشته نگاه کنی و آینده را بر سنگ بنای آن محکمتر بنا بگذاری. 16 سال گذشته اما عجیب نیست که بگوییم سرویس فرهنگ و هنر به اندازه 16 سال کارنکرده و راه نرفته دارد!
16 سال راه نرفته!
به کارهای نکرده فکر میکنم. به خیلی چیزها که جایشان در صفحه خالی است. مثلا به ستونی ثابت برای خبرنگاران نوجوان عشق هنر با تمام جوانیها و فانتزیهای ذهنیشان یا بخشی برای قلمزدن پیشکسوتهای اهل هنر که پختگی و تکامل درنوشتههایشان موج میزند یا ستون پرطرفدار مخاطبان عام که این روزها دیگر در کمتر روزنامهای پیدا میشود یا حتی یک ستون که در آن بشود گزارشی از کارهای روزانه یک مدیر هنری گرفت و فضا و اتمسفر کار و حتی چیدمان دفترش را در انتخاب آثار هنری آنالیز کرد. حالا به محتوایی فکر میکنم که بیشتر بر محور تصویر استوار است و اشلهای تازهای که میتواند صفحه فرهنگ و هنر را دیدنی و خواندنیتر کند.
-
مریم قدسیه
خبرنگار



