اینکه ما در نظامهایی نابرابر زندگی میکنیم چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد. تقریبا میتوان گفت سازوکار اجتماعی و اقتصادی در تمام دنیا بهشدت نابرابر و بهطور عامدانه بر تقسیم غیرعادلانه مزایا بنیان نهاده شده است؛ اما این پرسش همیشه مطرح بوده است که چرا ما به نابرابری معترضیم اما به نابرابری جنسیتی خیر؟
شایعه طرح ازدواج اجباری اولینبار نیست که در شبکههای اجتماعی داغ میشود؛ اما شاید بتوان گفت که هرگز تا این حد جدی مطرح نشده بود. تا جایی که با تکیه بر روی کار آمدن مجلس جدید و زمزمههایی که درباره نظرات نمایندگانش مطرح است، برای بسیاری از مردم، مطرحشدن این مسئله با تمام آنچه پیرامونش بیان میشد (همچون گرفتن مالیات از مجردان ثروتمند یا اجبار به سرپرستیگرفتن فرزند از جانب زوجهای بدون فرزند و جز اینها نیز) چندان هم غیر قابل باور نبود. گسترش شایعه، یک عمل دستهجمعی است. از دیرباز تاکنون نیز شایعه مبتنی بر همین ساز و کار بوده است.
«نوشتار زنانه (به فرانسویÉcriture eminine) اصطلاحی در نظریه فمینیسم فرانسوی است که به نوشتارهای زنان میپردازد. نوشتار زنانه گفتمانی خاص دارد و به تن، عواطف و ناشناختهها نزدیکتر است؛ یعنی تمام مسائلی که قرارداد اجتماعی سرکوب میکند. از این منظر، ادبیات میتواند سرکوب شدهها، رازها و ناگفتهها را آشکار کند. در ادبیات معمولاً سبک مارگریت دوراس بهعنوان نماد نوشتار زنانه شناخته میشود. اغلب «همزمانی»، «کثرت» و «تحرک» را ویژگیهای زبانشناختی نوشتار زنانه میدانند» (ویکیپدیا). این تعریفی عام از نوشتار زنانه است.
اگر اهل زیر و بالا کردن شبکههای اجتماعی بوده باشید، احتمالاً در هفتهای که گذشت توییت یکی از فعالان مدنی را به نحوی خواندهاید. اطلاعات این توییت برداشتهشده از آمارهای معاونت اقتصادی اتاق بازرگانی و در رابطه با نیروی کار زنان در سال 1397 است. بر اساس آنچه اعلام شده، 2/40 میلیون نفر زن در ایران زندگی میکنند که از این میان 33 میلیون نفرشان در سن اشتغال قرار دارند؛ اما حیرتانگیز آن است که فقط 3/4 میلیون زن شاغل داریم و البته اگر ملاکمان شغل تماموقت باشد، این عدد به 3/1 میلیون نفر میرسد.