“خوجه حکم” متنی است که در سال 1957 زمانی که فیلمهای سینمایی رنگی تازه ابداع شده بودند، به دلیل کمبود بودجه در نسخه سیاه و سفید روی پرده سینما رفت و به همین دلیل شکست تجاری خورد، اما هنوز پس از شصت و پنج سال چنان قدرتی در پردازش درام دارد که مخاطب را تا لحظه پایان بندی روی صندلی اش میخکوب نگه میدارد و این همان چالشی است که بهزاد سیفی و گروه همراهش به خوبی از عهده آن برآمده اند.
با اینکه تجارت بینالمللی برده در اوایل قرن نوزدهم ممنوع اعلام شده بود، هنوز این رسم در آمریکا ادامه داشت و بردگان آفریقایی مثل کالا در بازار به فروش میرسیدند. بیشتر اعضای خانوادهها در این فرایند خرید و فروش، از همدیگر جدا میشدند و بسیاری از آنها، دیگر همدیگر را پیدا نمیکردند. شروع فیلم «هریت» هم با همین موضوع است: فروش فرزندان خانوادهای به یک بردهدار. انگار که واقعا یک کالا هستند؛ نه انسانهایی که حداقل نسبت به جسم خود حقی دارند. بردگان بیشتر در کشتزارهای پنبه و معادن به کار مشغول بودند و بابت کوچکترین اشتباهشان بهشدت تنبیه میشدند. سود بسیار خوبی از کار بردگان بهدست میآمد.