شاید آن زمان که بیشههای کنار زایندهرود محل تمرین و ادابازی دو نوجوان بود که یکی چون لاغرتر بود میشد لورل و دیگری به جهت تنومندیاش هاردی بود، خودشان هم فکر نمیکردند روزی به یمن این علاقه مشترک بتوانند به پایهگذاران و بازیگران ماندگار تئاتر اصفهان بدل شوند. اما شور و اشتیاق آن سالها و عشق به سینما در دهه 20 اصفهان از لورل (رضا ارحام صدر) و هاردی (نصرت اله وحدت) دو شخصیت بی تکرار و منحصربهفرد در فضای تئاتر اصفهان ساخت.
خیلیهایمان نصرتاله وحدت را در رل همان پسر خوشقلب فقیر فیلمهای دهههای 40 و 50 به یاد میآوریم. آن آدم صمیمی و بیریا که در کار بازیگری هم بینقاب بود. سالهاست نتوانستهایم آثار وحدت را روی پرده سینما ببینیم و سینمای ایران نقدهای مختلفی به کار او و همسلیقگانش داشته، اما این واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت که فیلمهای نصرت اله وحدت تا سالها در سینمای خانگی خانوادههای ایرانی در حال اکران ماند. او بیش از 40 سال نه روی صحنه حضور داشت، نه روی پرده، اما بسیاری از نقشهایش برای نسلی در ایران پررنگ ماند و لبخند را در عصرهای کشدار و ساکت جمعه بر لبهای مردمانش نشاند.