به گزارش اصفهان زیبا؛ تغییرات اقلیمی با شتابی بیسابقه جهان را تحتتأثیر خود قرار داده است. بارشهای سیلآسا و ناگهانی در تابستان، افزایش شدید دما، آتشسوزیهای پیدرپی و خشکسالیهای متوالی تنها بخشی از ردپای این پدیده است که دیگر بههیچعنوان نمیتوان آن را انکار کرد و از اثراتش غافل شد.
این پدیده که شاید اغراق نباشد اگر بگوییم تمامی نقاط دنیا را متأثر ساخته و نظم طبیعت را برهم زده، بر اصفهان نیز سایه افکنده و آثار سوء آن گریبانگیر این کلانشهر صنعتی شده است. خشکسالیهای مستمر، خشکی گاوخونی و کاهش نزولات آسمانی ازجمله معضلهایی در اصفهان هستند که تغییرات آبوهوایی را میتوان در وقوع آنها دخیل دانست.
هرچند در سالهای اخیر طرحها و برنامههای مختلفی برای مقابله با این معضلها در اصفهان پیشنهاد یا تدوین شده است، هیچکدام تاکنون آنطور که بایدوشاید نتوانستهاند اثربخش باشند.
داریوش گلعلیزاده که بهتازگی بر مسند مدیرکلی حفاظت محیطزیست اصفهان تکیه زده است، حالا در گفتوگو با «اصفهانزیبا» از تدوین طرح «سازگاری با تغییرات آبوهوایی» سخن میگوید. به اعتقاد او، اگر این طرح تصویب شود و به مرحله اجرا برسد، میتواند از بحرانی شدن وضعیت کنونی اصفهان جلوگیری کند.
بهتازگی اشاره شده که طرح سازگاری با تغییرات اقلیمی در اصفهان کلید خورده است. این طرح قرار است چه تغییراتی در وضعیت کنونی این استان به وجود آورد؟
تغییر اقلیم بهعنوان بزرگترین چالش در دنیا بهشمار میرود. در ایران نیز پیامدهای این پدیده را اکنون مشاهده میکنیم؛ از جمله تغییر در زمان، مکان و شدت بارشها. برای مثال، بارشها بهصورت سیلاب و ناگهانی در تابستان رخ میدهند.
همچنین افزایش خشکسالی در ایران نیز یکی دیگر از تبعات تغییر اقلیم در کشور است؛ آنچنانکه حدود پنج سال متوالی است که شاهد خشکسالی هستیم. خود این مسئله باعث افزایش کانونها و طوفانهای گردوغبار شده است؛ اتفاقی که به بخشهای کشاورزی و گردشگری نیز آسیب میزند.
برداشتهای بیرویه باعث ایجاد فرونشست و خشک شدن تالابها شده است. همه اینها نشاندهنده این است که تغییر اقلیم در حال وقوع بوده و نمیتوان جلوی آن را گرفت. بنابراین و در این شرایط، سازمانهای مختلف باید خودشان را با این پدیده سازگار کنند تا میزان خسارتها را به حداقل برسانند.
در کشور، برنامه خاصی در حوزه تغییر اقلیم تاکنون تدوین نشده است؛ اما خوشبختانه در بند 8 سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری که در سال 1394 در حوزه محیطزیست ابلاغ شده، به مدیریت تغییرات اقلیمی اشاره شده است. در برنامه هفتم (ماده 22) حکمی ذکر شده که بر اساس آن، سازمان محیطزیست مکلف است تا در راستای تقویت سازگاری، کاهش آسیبپذیری و… اقتصاد سبز و صنعت کمکربن، برنامه سازگاری با تغییرات اقلیمی را با همکاری چندین دستگاه دیگر تهیه کند تا پس از طیکردن تشریفات قانونی ابلاغ شود. سازمان محیطزیست این برنامه را تهیه کرده و اکنون باید در کمیسیونهای مربوطه آن را مورد بررسی قرار دهند.
پس از آنکه برنامه نهایی شد، باید بُرشهای استانی آن تهیه شود. این برنامه بهگونهای تنظیم شده است که هر دستگاه اجرایی فعالیتهای خود را با هدف سازگاری با تغییرات اقلیمی تنظیم کند؛ برای مثال، این دستگاهها باید بدانند اگر طوفان گردوغبار یا خشکسالی رخ دهد، چه میزان خسارت به کشور وارد میشود.
یا اینکه مثلاً ما میدانیم دلیل وقوع سیلابها به خاطر تغییر در زمان، مکان و شدت بارندگیهاست؛ پس باید بهگونهای برنامهریزی شود تا بتوانیم سیلابها را کنترل و از آب آنها استفاده کنیم؛ چراکه آنها جذب سفرههای زیرزمینی میشوند و خیلی از دشتها را میتوانند سیراب کنند. نمونهاش نیز در دشت فسا رخ داده و فضای سبز بسیار خوبی با استفاده از همین سیلابها ایجاد شده است. یا اینکه باید بدانیم وقتی با مشکل کمبود آب و خشکسالی مواجه هستیم، باید خودمان را با آن سازگار کنیم.
اعتبارات این برنامه چگونه و از چه محلی تأمین خواهد شد؟
اگر سازمانها برنامههایشان را بهگونهای طراحی کنند که قابلیت اجرایی داشته باشند و اهدافی که به آن اشاره کردم محقق شود، از طریق سازمان برنامه و بودجه اعتبارات لازم پیشبینی خواهد شد. در حال حاضر، اعتبارات لازم نیز باید بر اساس رویکردهای جدید هزینه شوند.
در سالهای گذشته به تغییر اقلیم توجهی نشده و برنامهای برای سازگاری با آن تدوین نشده است؛ در واقع با تغییر اقلیم، شاهد تغییر رویکردها و تفکر جدید نبودیم، به همین علت تمامی اقدامها بر اساس رویکردهای قدیمی صورت گرفته است و به دلیل شاهد بارگذاریهای بسیار یا انجام فعالیتهای آببر و اتلاف منابع انرژی هستیم.
متأسفانه به تکالیف مندرج در قانون اصلاح الگوی مصرف مصوب سال 1389 کمتر توجه شده است؛ درحالیکه اگر به این مسائل اهتمام میشد، اکنون با انباشت تکالیف انجامنشده و همچنین ناترازی و مشکلات امروز مواجه نمیشدیم.
این مشکلات در سالهای مختلف روی همدیگر انباشته شدهاند و تحریمها نیز مزید علت شدهاند تا به وضعیت فعلی برسیم. درحالیکه در کشور ایران 300 روز پرتابش وجود دارد و میتوان از ظرفیتهای انرژی خورشیدی در آن استفاده کرد؛ بهگونهای که بخشی از ناترازی و انتشار آلودگی ناشی از سوختهای فسیلی در نیروگاهها کاهش یابد.
اکنون 94 درصد از تولید انرژی وابسته به سوختهای فسیلی است، پس برای برونرفت از وضعیت موجود، چارهای جز استفاده از انرژیهای جدید و پاک مثل انرژی خورشیدی نداریم؛ انرژی که اتفاقاً ظرفیت خوبی از آن وجود دارد و جزو کشورهای رتبه یک در دنیا هستیم که میتوانیم از این ظرفیت استفاده کنیم.
خوشبختانه توجه به استفاده از انرژیهای خورشیدی در اصفهان شدت گرفته است و امیدواریم بتوانیم بخشی از نیازهایمان را از طریق آن تأمین کنیم. البته برای تأمین امنیت سبد انرژی باید به تمامی مؤلفههای انرژی توجه شود تا در صورت بروز مشکل، بتوان به سمت انرژیهای جایگزین سوق پیدا کرد.
پس این برنامه صرفا مختص اصفهان نیست و به سایر استانهای دیگر نیز توجه شده است؟
در حال حاضر، همه کلانشهرها با این مسائل درگیر هستند؛ البته با مشکلات محیطزیستی زیادی در استان اصفهان مواجه هستیم؛ برای مثال، بحث آلودگی هوا و گردوغبار، کمآبی، خشکی رودخانه زایندهرود و تالاب گاوخونی و البته فرونشست.
در این میان، توجه به افزایش نرخ فرونشست از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است؛ چراکه آلودگی هوا را میتوان با یک یا دو برنامه پنجساله حل کرد، اما حل معضل فرونشست به این سادگی نیست و اگر نرخ آن افزایش یابد، تبدیل به بحرانی اساسی و غیرقابل حل خواهد شد؛ زیرا زمانی که خلل و فرج خاک از بین رفت و قابلیت جذب آبهای سطحی خود را از دست داد، سیلاب رخ میدهد؛ اتفاقی که باعث فرسایش خاک میشود.
همچنین این مسئله سبب میشود خاک زایایی که سرمایه تولید هر کشور است، بهراحتی از بین رود و با فقر املاح مفید در زمینهای کشاورزی مواجه شویم. پس باید برنامهها و تصمیمات بهگونهای باشند که منجر به تشدید فرونشست در استان نشوند.
با تدوین این برنامه سازگاری، قرار است تغییر ریلی در مسیر توسعه استان به وجود آید و در وهله اول از بدتر شدن شرایط جلوگیری کرد و سپس به سوی بهبود وضعیت گام برداریم. یکی از راهکارها این است که از انجام اقدامهایی که به برداشت و مصرف بیش از حد آب منجر میشوند، جلوگیری کنیم.
الان داریم آب را از منابع مختلف، بهویژه چاههای زیرزمینی، برداشت میکنیم. جالب این است که با وجود شبکه جمعآوری فاضلاب، پس از ورود آب خام به زمین و تصفیه آن، بخشی از آن را به تغذیه آبخوان اختصاص نمیدهیم. اینگونه شیره زمین کشیده میشود؛ هم از طریق برداشت آب از چاه و هم به دلیل عدم تغذیه آبخوان در شهرهایی که شبکه فاضلاب وجود دارد.
شما به فرسایش خاک اشاره کردید؛ موضوعی که شاید به دلیل مشکلات عدیده اصفهان، خیلی به آن توجه نمیشود. آیا اصفهان با مشکل فرسایش خاک مواجه است؟
در خیلی از استانهای کشور با تخریب سرزمین و فرسایش شدید خاک مواجه هستیم؛ درحالیکه خاکی که از بین میرود، همان لایه مفید برای استقرار پوشش گیاهی و کشاورزی است، اما بافت آن را برهم زدهایم و دیگر کاشتی در آن انجام نمیشود و به دلیل خشکسالیهای پیدرپی، بسیاری از مراتع پوششهای گیاهی خود را از دست دادهاند.
این مسئله همچنان باعث خیزش خاک با وزش بادهای صعودی و افقی میشود. همانطور که میبینید در نیمه اول سال وقتی ناپایداری وجود دارد، باد شدید نیز میوزد و پدیده گردوغبار که حتی دوردستها را هم تحت تأثیر قرار میدهد، ایجاد میشود و کیفیت هوا در شرایط ناسالم قرار میگیرد.
سالهاست که از تصویب و ابلاغ قانون هوای پاک میگذرد؛ قانونی که خاک میخورد و اجرا نمیشود. از طرف دیگر، برنامههای مختلفی نیز برای مقابله با آلودگی یا احیای تالاب تدوین شده است؛ اما هیچکدام از این برنامهها راه به جایی نبردهاند و نتوانستهاند باری از مشکلات اصفهان بردارند. چه تضمینی وجود دارد که برنامه سازگاری با تغییرات آبوهوایی در صورت تصویب، اجرا شود و مثل باقی طرحها صرفا روی کاغذ نباشد؟
میدانیم که با کمبود آب مواجهایم و از پیامدهای آن هم باخبریم؛ برای کاهش این تبعات میتوانیم چندین کار انجام دهیم؛ مثلا اینکه جلوی بدمصرفی را بگیریم. همچنین افزایش بهرهوری در تمام بخشها مثل کشاورزی یا صنعت با اتخاذ روشهای نوین و استفاده از فناوریهای سازگار با محیطزیست نیز میتواند تبعات ناشی از کمآبی را کاهش دهد. در حال حاضر، در مسیر انتقال آب، نشتیهای زیادی صورت میگیرد که به دلیل فرسودگی لولههاست.
استفاده از آبهای خاکستری و بازچرخانی در کنار تغذیه آبخوان نیز از دیگر راهکارهای کاهش پیامدهاست. در کنار همه این مسائل، باید جلوی صنایع و فعالیتهای آببر در دشتهایی که با فرونشست یا افت سفرههای زیرزمینی مواجه هستند را گرفت. پس تمامی این تغییر رویکردها باید با برنامه سازگاری با تغییر اقلیم همسو باشند. به قانون هوای پاک اشاره کردید؛ قانونی که تکالیف آن روی همدیگر انباشته و اجرا نشده و امروزه بحرانهای زیادی را به وجود آورده است.
وقتی 18 میلیون خودروی فرسوده وجود دارد، نیاز به منابع زیادی برای مقابله با آلودگی هوا داریم. در برنامه هفتم توسعه، باید سالانه 500 هزار خودروی فرسوده از مدار خارج شوند؛ چراکه استفاده از خودروهای فرسوده باعث انتشار آلایندههای گازی و ذرات معلق ناشی از سوخت میشود. نیروگاهها مصرف آب زیادی دارند و به خاطر همین باید تبدیل به نیروهای سیکل ترکیبی با راندمان بالای 50 درصد شوند. در حال حاضر، نیروگاههای حرارتی راندمانی حدود 38 درصد و نیروگاههای بخار کمتر از 30 درصد دارند.
با توجه به سرعت بالای تغییرات اقلیمی و زمانبر بودن اجرای برنامهای که شما به آن اشاره کردید، باید چه اقدامهایی برای بهبود وضعیت شرایط کنونی انجام داد؟
فعلا باید از بدترشدن شرایط جلوگیری و وضعیت کنونی را تثبیت کنیم و پس از آن هر گونه توسعهای در کشور را با برنامه سازگاری با تغییر اقلیم انطباق دهیم. سازگاری باعث میشود تا در برابر مشکلات آسیب کمتری ببنیم.
میتوانیم امیدوار باشیم که با تدوین و اجرای این برنامه، روزی تالاب گاوخونی نجات پیدا کند و احیا شود؛ یا اینکه به قول شما باید همین خشکی 99 درصدی را حفظ کنیم؟!
ابتدا باید جسارت مواجه با حقایق تلخ را داشته باشیم و پس از آن تغییر رفتار دهیم. باوری که منجر به تغییر رویکرد نشود، راهگشا نخواهد بود.
چارهای نداریم جز اینکه در برنامه ریزیها و سیاست گذاریها به پیامدهای تغییر اقلیم توجه کنیم و براساس آن رویکردهایمان را تغییر دهیم. تلاش زیادی شد تا در برنامه هفتم با کمک نمایندگان این موضوع گنجانده شود.
این هنر دولت، مقامات استانی و سازمان حفاظت محیطزیست است که بتواند، آن را بهخوبی اجرا کند؛ البته من پیشنهادم این است که در سال سوم برنامه هفتم، طرح سازگاری با اقلیم تدوین شود؛ چون اگر بخواهیم این برنامه به سرنوشت برنامههای قبلی دچار نشود و قابلیت اجرا داشته باشد، حداقل نیاز به 3 سال زمان داریم. اگر وقت بیشتری بگذاریم و برنامهای اثربخش و مبتنی بر واقعیتها، ظرفیتها و داشتههایمان تدوین و اجرا کنیم، مسلما در برابر پیامدهای تغییر اقلیم، آسیبهای کمتری خواهیم دید.
اجرای برنامه نیاز به تأمین زیرساختها و الزامهادارد و این مسئله بسیار مهم و حیاتی است؛ به خاطر همین پیشنهاد میشود، اجرای آن به سال سوم برنامه موکول شود تا زیرساختهای لازم برای اجرای این برنامه فراهم شود؛ در غیر این صورت، این برنامه نیز همانند قانون هوای پاک به دلیل عدم تأمین الزامها و ایجاد زیرساختهای کافی، بهخوبی اجرایی نمیشود.
این برنامه قابلیت اجراییشدن دارد؟
در کمیسیونهای دولت باید این برنامه بررسی شود؛ حتی اگر تصویب آن دوسال هم به تعویق بیفتد ارزش آن را دارد تا به صورت جامع تنظیم شود نه اینکه رویایی نوشته شود.
به اعتقاد بنده، حتی اگر 10 درصد از این برنامه نیز قرار است، اجرا شود، باید تمرکز اصلی بر همان میزان باشد. اکنون در بحث مقابله با گرد و غبار، منابع مالیمان محدود است اما اینگونه نیست که همان منابع اندک صرفا برای حل مشکل چندین نقطه به صورت ۱۰ درصدی متمرکز شوند. همین هم میشود که هیچ کدام از کانونها مشکلشان حل نمیشود. پس بهتر است منابع خودمان را بر رفع کامل یک کانون بحرانی متمرکز کنیم.
آیا برخوردهای قهری هم برای سازمانهایی که به هر دلیلی از انجام تکالیف خود خودداری میکنند، در نظر گرفته شده است و مراجع قضایی بر این موضوع نظارت خواهند داشت؟
طبیعتا هم مراجع نظارتی و هم مجلس و خود دولت و… این موضوع را رصد میکنند؛ زیرا همانطور که اشاره کردم، تغییر اقلیم، شوخی برخوردار نیست و زندگی روزمره افراد را تحتتأثیر قرار داده و سلامت مردم را به خطر میاندازد و باعث تخریب زیرساختها و اخلال در زندگی روزمره میشود.
درحال حاضر، برنامههایی در اصفهان درحال پیگیری است؛ یکی اینکه صنایعی را که تعهد ایجاد فضای سبز را داشتهاند، اما به دلیلی نتوانستند آن را اجرا کنند، به سمت بیابان زایی در کانونهای بحرانی سوق دهیم. اگر بتوانیم، جلوی گرد و غبار را بگیریم، اتفاق بسیار خوبی رخ خواهد داد.
کانونهای برون مرزی هم وجود دارند که در برخی از اوقات، هوای کشور را تحتتأثیر قرار میدهند و باید برای کاهش اثرات آنها نیز تلاش کنیم.
آیا مشخص شده است که چه سازمانهایی باید برای اجرای این برنامه به کمک محیطزیست بیایند؟
در بحث تغییر اقلیم همه سازمانها مسئول هستند و باید فعالیتهای خود را با آن سازگار کنند؛ درغیر این صورت همه آسیب میبینند؛ در حوزه بهداشت، کشاورزی، نیرو، صنعت، گردشگری و… شاهد تأثیر تغییرات اقلیمی هستیم؛ حتی بسیاری از تعطیلیهایی که در آموزشوپرورش رخ میدهد، به دلیل آلودگی هوا ناشی از طوفان گردوغبار است.
صحبت از سازگاری که میشود خیلیها فکر میکنند شرایط قرار نیست به سمت بهبودی سوق یابد. آیا این سازگاری به معنای آن است که باید برای همیشه به این وضعیت عادت کنیم و امیدی به تغییر آن نداشته باشیم؟
هدف از این طرح، سازگاری و کاهش آسیب و انتشار است؛ اتفاقا این برنامه در نقطه مقابل عادت کردن قرار میگیرد. اگر به سمت و سوی استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر و توسعه سوختهای پاک حرکت کنیم، قطعا شاهد اتفاقات خوبی خواهیم بود.
تغییر اقلیم به توافقی بین المللی تبدیل شده است و بنابراین نمیتوان گفت صرفا باید از انتشار گازهای گلخانهای در کشور خودمان جلوگیری کنیم و این اقدام کافی خواهد بود. همه کشورها، برنامههایی در راستای کاهش انتشار گازهای گلخانهای انجام میدهند. هدف اصلی این است که خودمان را در برابر تغییرات اقلیمی سازگار کنیم تا آسیب نبینیم. سازگاری با عادت متفاوت است!
در تنظیم این برنامه از تجارب کشورهای دیگر نیز استفاده شده است؟
جمهوری اسلامی عضو کنوانسیون تغییرات آب وهوایی و سازمان حفاظت محیطزیست هم مرجع ملی کنوانسیون تغییرات آب و هوایی است. طبیعتا از تجارب بینالمللی موفق و ظرفیت نهادهای مالی وفنی جهانی استفاده خواهد شد.
در سطح ملی هم کارگروهی وجود دارد که یکی از وظایف آن سیاست گذاری در خصوص برنامههای کاهش و سازگاری و حرکت به سمت اقتصاد کمکربن است. برنامه مدیریت تغییر اقلیم کشور با هدف سازگاری کشور با اثرات تغییر اقلیم و سایر اهداف به عنوان یک سند بالادستی آماده شده است؛ طرحی که تا پیش از این مشابه اش را نداشتهایم. اگر این برنامه تصویب شود، همه دستگاهها باید فعالیتهای خود را براساس مصوبات آن انجام دهند.
میتوان گفت مهمترین ماده قانونی برنامه هفتم بند «پ» ماده ۲۲ مربوط به تدوین برنامه تغییرات اقلیمی است؛ چون اگر پیامدهای تغییر اقلیم مورد توجه قرار نگیرد، پیامدهای زیادی را بههمراه خواهد داشت و تمامی برنامههای توسعه را تحتتأثیر قرار میدهد.
یکی از مشکلاتی که مانع اجرای طرحهای کارشناسی در مقاطع مختلف بوده، سیاسیکاری و مصلحتاندیشی است. آیا این برنامه نیز ممکن است درگیر چنین ملاحظههایی شود؟
به هرحال بخشی از آن گریز ناپذیر است؛ اما نباید این ملاحظهها به گونهای باشد که اهداف اصلی این سند را تحتتأثیر قرار دهد و به کشور آسیب بزند. باید توجه داشت که وقتی ملاحظههای غیرمحیطزیستی جای اقدامهای اساسی را بگیرند، تغییرات اقلیمی اثرات سویی بر جای میگذارند. هر نقطهای از کشور که تحتتأثیر تغییرات اقلیمی آسیب ببیند، دومینووار همه مناطق را تحتالشعاع قرار میدهد.



