به گزارش اصفهان زیبا؛ در شرایطی که بحران کمآبی روزبهروز شدت میگیرد و منابع آبی کشور تحت فشار جدی قرار دارند، بسیاری از کشاورزان و مدیران فضای سبز شهری به دنبال راهکاری نوآورانه برای استفاده بهینه از آب و افزایش بهرهوری محصولات هستند.
یکی از پاسخهای این نیاز، آبیاری هوشمند است؛ سامانهای که با ترکیبی از حسگرها، اینترنت اشیا و هوش مصنوعی، میزان دقیق آب موردنیاز گیاهان را در هر لحظه تشخیص میدهد و مصرف آن را بهینه میکند.استفاده از این فناوری نهتنها به معنای کاهش چشمگیر هدررفت آب و صرفهجویی در منابع حیاتی است، بلکه به کشاورزان و مدیران شهری اجازه میدهد عملکرد و کیفیت محصولات خود را افزایش دهند؛ درحالیکه هزینههای نگهداری و مدیریت منابع کاهش مییابد.
بهرهوری بالاتر، کاهش ضایعات محصولات کشاورزی و شادابی فضای سبز شهری، همهوهمه باعث شده است سرمایهگذاری در سامانههای هوشمند آبیاری به یک گزینه اقتصادی، محیطزیستی و پایدار تبدیل شود.امروز شرکتها و کشاورزان، به جای روشهای سنتی که اغلب با هدررفت آب و کاهش بازدهی همراه است، با اعتماد به این فناوری، راهکاری آیندهنگرانه را برگزیدهاند که هم منافع اقتصادی آنها را افزایش میدهد و هم کمک میکند کشور در مسیر امنیت غذایی و مدیریت پایدار منابع آبی حرکت کند.
در راستای بررسی این نوآوری و نقش آن در کشاورزی و فضای سبز، به سراغ علیاکبر قیصری، قائممقام مدیرعامل و مدیر بازرگانی شرکت دانشبنیان پایدار کشت هوش خاورمیانه رفتیم تا درباره مزایا، چالشها و برنامههای توسعهای سامانه آبیاری هوشمند بیشتر توضیح دهد.
چه تفاوتی میان روشهای سنتی آبیاری و راهکار هوشمند وجود دارد؟
در روشهای سنتی، کشاورز برای تولید محصول خود با مصرف حجم مشخصی از آب به یک میزان تولید میرسد؛ اما سامانههای آبیاری هوشمند این امکان را فراهم میکند که همان مقدار آب به افزایش بهرهوری منجر شود. به بیان ساده، اگر کشاورز با مصرف 10 لیتر در ثانیه آبیاری، مقدار «ایکس» محصول برداشت کند، با استفاده از سیستم هوشمند میتواند «ایکس بهعلاوه وای» محصول تولید کند.
این موضوع دو حالت دارد:
اگر کشاورز بخواهد میزان تولید خود را افزایش دهد، همان 10 لیتر آب مصرفی به عملکرد بالاتری منجر خواهد شد؛
اما اگر او بخواهد تولید را در همان سطح قبلی حفظ کند، دیگر نیازی به مصرف کامل 10 لیتر نیست و مصرف آب کاهش مییابد.
سامانه آبیاری هوشمند بر چه فناوریهایی (اینترنت اشیا، حسگرها، هوش مصنوعی و…) متکی است؟
در این سامانه، میبایست مجموعهای از دادههای محیطی شامل رطوبت خاک، شرایط آبوهوایی، میزان بارش، تبخیر و حتی تحرک گیاهان جمعآوری شود. این اطلاعات به کمک حسگرها و ابزارهای هوشمند دریافت شده و سپس بر اساس الگوریتمهای تعریفشده در سیستم تحلیل میشود.
خروجی این تحلیلها یک برنامه آبیاری جامع است که با بالاترین سطح بهرهوری طراحی میشود. در این روش، نه آبی بیش از نیاز به گیاه داده میشود و نه کمتر از حد لازم، بلکه دقیقا به اندازهای که برای رشد بهینه لازم است، در اختیار گیاه یا فضای سبز قرار میگیرد.
هدف اصلی این فناوری، در بخش کشاورزی، رساندن باغها و مزارع به بالاترین ظرفیت تولید محصولات است و در حوزه فضای سبز شهری نیز تأمین شادابی و گسترش پوشش سبز با استفاده از منابع آبی حداقلی محسوب میشود.
با استفاده از نوآوری های صورتگرفته در این حوزه، ویژگی سامانه های مطلوب چیست؟
یکی از ویژگیهای مطلوب برای این سامانهها، قیمت مناسب و ارزانبودن آن است که امکان دسترسی گسترده برای کشاورزان و مدیران فضای سبز را فراهم میکند؛ علاوهبراین، پشتیبانی بسیار قوی سیستم یکی دیگر از ویژگیهای موردنیاز است؛ همچنین این سامانهها میبایست با طراحی پدافند غیرعامل قادر باشد حتی در شرایط محدودیت دسترسی به اینترنت به عملکرد خود ادامه دهد.
استقبال کشاورزان از این فناوری تاکنون چگونه بوده است؟
کشاورزانی که با این سامانه آشنا شدهاند و از آن استفاده کردهاند، استقبال بسیار خوبی نشان دادهاند. تجربه نشان میدهد که هر بهرهبرداری که از این سامانه استفاده کرده، در سالهای بعد نیز بهطور مداوم از آن بهره گرفته و حتی آن را به دیگران نیز توصیه کرده است؛ بااینحال، یکی از چالشهای اصلی معرفی و اطلاعرسانی سامانه به گستره وسیع کشاورزان و تصمیمگیرندگان است. برای بهرهگیری گسترده از این فناوری، نیاز به عزم ملی و حمایت کامل وزارت جهاد کشاورزی و وزارت نیرو وجود دارد. این حمایت میتواند شامل توصیه رسمی و ارائه مشوقهایی برای کشاورزان باشد تا استفاده از سامانه هوشمند آبیاری به شکل گستردهای در کشور گسترش یابد.
هزینه نصب و نگهداری سیستم برای کشاورز چقدر است و چه مدت زمان لازم است تا سرمایهگذاری به صرفهجویی در آب و هزینه بازگردد؟
هزینه نصب و نگهداری این سامانه در مقایسه با کل هزینههای کشاورزی، بسیار ناچیز است. کشاورزان در طول سال برای کاشت، داشت و برداشت هر محصول، هزینه مشخصی دارند که برای هر محصول متفاوت است؛ ازجمله گندم، لوبیا، یونجه، سیبزمینی، ذرت و سویا.
در این میان، هزینه هوشمندسازی کمتر از ۱۰درصد کل هزینههاست؛ اما در مقابل، بهرهوری آب ۴۰ تا ۵۰درصد افزایش پیدا میکند و میزان صرفهجویی و سود حاصل از این سرمایهگذاری، چندین برابر هزینه اولیه خواهد بود؛ بهطورمثال، اگر یک کشاورز برای کاشت ذرت علوفهای به ازای هر هکتار ۲۰۰ میلیون تومان هزینه کند، تنها کافی است حدود ۱۰میلیون تومان (حدود ۵درصد) برای هوشمندسازی همان هکتار سرمایهگذاری کند.
با این هزینه اندک، میتواند بهرهوری آب را ۴۰ تا ۵۰درصد افزایش دهد و بیش از ۵۰درصد به سود خود اضافه کند. برگشت سرمایه معمولا در همان سال اول محقق میشود؛ به شرطی که هوشمندسازی با دقت و کامل اجرا شود.
در بخش فضای سبز شهری نیز وضعیت مشابه است؛ شهرداریها هزینه زیادی برای نگهداری و آبیاری فضای سبز صرف میکنند. تنها با اختصاص حدود ۱۵درصد از این هزینهها برای هوشمندسازی، میتوان کاهش چشمگیری در مصرف آب و هزینهها داشت و بهرهوری منابع آبی را به حداکثر رساند.
مهمترین چالشهای شما در مسیر توسعه این استارتاپ چه بوده است (سرمایه، فرهنگسازی، قوانین و…)؟
بزرگترین چالش ما در مسیر توسعه، مسائل اجتماعی و فرهنگی است؛ بهویژه درزمینه فرهنگسازی و قوانین مربوط به بهرهبرداری از آب. بسیاری از اراضی کشاورزی، بهویژه اراضی خردهمالکی، منابع آب مشترک دارند و قوانین حاکم و نحوه ارتباط بین کشاورزان در این مناطق، اجرای سامانههای هوشمند آبیاری را دشوار میکند.
این چالشها راهکار دارد؛ اما نیازمند حمایت و سیاستگذاری حاکمیتی است تا امکان اجرای هوشمندسازی در این مناطق فراهم شود. در سایر موارد، مانند اراضی با چاه مستقل یا فضای سبز شهری که منابع آب مجزا دارند، چالش خاصی وجود ندارد و اجرای سامانه بهراحتی امکانپذیر است؛ مگر اینکه ارادهای برای تغییر و نوآوری وجود نداشته باشد.
چه موانعی باعث میشود کشاورزان کمتر بهسمت استفاده از آبیاری هوشمند بیایند؟
یکی از مهمترین موانع، عدم آگاهی و اطلاعرسانی کافی به کشاورزان است. بسیاری از کشاورزان مزایای سامانه هوشمند را بهدرستی درک نکردهاند و نمیدانند این فناوری چگونه میتواند بهرهوری و صرفهجویی در مصرف آب را افزایش دهد.
علاوه براین، برخی نگرانیهای ذهنی از سوی کشاورزان وجود دارد؛ بهویژه درزمینه حقابه و مدیریت منابع آبی. برخی کشاورزان تصور میکنند با افزایش بهرهوری ممکن است سهم آب آنها کاهش یابد. این تفکر صحیح نیست؛ زیرا با استفاده بهینه از آب، منابع موجود بهتر مدیریت میشود.
مشکل دیگری که بیشتر در اراضی خردهمالکی مشاهده میشود، قوانین و روابط بین مالکان و شرکاست که اجرای سامانه را پیچیدهتر میکند. در اراضی با چاههای مستقل یا دربست، این مشکل کمتر دیده میشود و موانع اجرایی کاهش مییابد. با اطلاعرسانی دقیق و توجیه کشاورزان، استقبال آنها از آبیاری هوشمند به شکل چشمگیری افزایش.خواهد یافت.
آیا حمایتهای دولتی یا تسهیلات مالی در این مسیر دریافت کردهاید یا نیاز به آن را احساس میکنید؟
نگاه به حمایتهای دولتی نباید صرفا معطوف به تأمین سرمایه و بودجه مستقیم باشد. مهمترین حمایت دولتی، درک صحیح نیازها و همکاری نزدیک با دستگاههای اجرایی است؛ برای مثال، در حوزه شهرداریها، کافی است مدیران درک کنند که بهترین راهحل برای مدیریت منابع آبی، افزایش بهرهوری از طریق سامانههای هوشمند است؛ سپس از استارتاپها دعوت کنند تا آنچه را که میخواهند، نه آنچه را که قرار است به آنها دیکته شود، برای آن ها اجرایی کنند؛ مثلا، شهردار اصفهان یکپنجم از کل منابع آب شهری را در اختیار ما قرار دهد تا برای آن ایده دهیم.
اجرای هوشمندسازی تنها با لولهکشی و زیرساختهای فیزیکی امکانپذیر نیست؛ نیاز به برنامهریزی دقیق و تخصیص آب برای هر بوستان، پارک، درخت و بخش فضای سبز شهری وجود دارد تا سامانهها بتوانند به شکل بهینه عمل کنند. چنین حمایتی، حتی به شکل پروژههای پایلوت، میتواند اثرات ملموسی بر بهرهوری آب داشته باشد.
در بخش کشاورزی نیز، اگر وزارت جهاد کشاورزی چند کشت و صنعت را بهعنوان پایلوت انتخاب کند و هزینهها و نتایج به دقت پیشبینی و ارزیابی شود، میتوان میزان واقعی صرفهجویی در منابع آب و بهرهوری بهتر را نشان داد و بسیاری از ناترازیها و چالشها را کاهش داد؛ بنابراین، حمایتهای هدفمند و هوشمندانه دولت و نهادهای مرتبط، بهمراتب مؤثرتر از تأمین بودجه مستقیم است.
به نظر شما آبیاری هوشمند چه نقشی در آینده امنیت غذایی و مقابله با بحران کمآبی ایران خواهد داشت؟
امنیت غذایی یکی از مهمترین موضوعهای جهانی است و کشورهایی که قادر به تأمین غذای خود نباشند، به وابستگی و سلطه دیگران دچار میشوند؛ بنابراین تولید غذای کافی و تضمین امنیت غذایی برای کشور حیاتی است؛ اما گاهی تولید محصولات کشاورزی با امنیت غذایی خلط میشود و محصولاتی کشت میشوند که ضرورتا نقش استراتژیک در تأمین نیازهای غذایی ندارند.
در ایران، بخش چشمگیری از محصولات کشاورزی (حدود ۲۰ تا ۲۵درصد) در باغها و مزارع ضایع میشوند؛ این یعنی درصد بزرگی از آب مصرفی در کشاورزی نیز هدر میرود؛ بهطور تقریبی اگر ۷۰درصد از آب شیرین کشور در کشاورزی مصرف شود، جلوگیری از این ضایعات میتواند ۱۸درصد از کل آب قابل استحصال کشور را صرفهجویی کند؛ رقمی که بیش از کل آب شرب مصرفی کشور است.
برای رسیدن به این هدف، برنامهریزی دقیق و حمایت نهادهای حاکمیتی ضروری است. شرکتهای دانشبنیان مانند این سامانه آبیاری هوشمند، با همکاری وزارت جهاد کشاورزی و اجرای پایلوتها میتوانند میزان تلفات محصولات استراتژیک را کاهش دهند و منابع آب را به شکل بهینه مدیریت کنند.
یکی از دلایل ناکامی اجرای قانون اصلاح الگوی کشت، بیتوجهی به معیشت کشاورز است. اگر کشاورز با تغییر الگو نتواند زندگی خود را اداره کند، انگیزهای برای اجرای آن ندارد. سامانههای هوشمند با تمرکز بر همراهی معیشت کشاورز و افزایش سود اقتصادی او، موفقیت بلندمدت خود را تضمین کردهاند. به عبارت دیگر، سامانه هوشمند نهتنها به کاهش مصرف آب و حفاظت از منابع خاک کمک میکند، بلکه سود کشاورز را نیز افزایش میدهد و درنتیجه به امنیت غذایی کشور نیز کمک میکند.
اعتماد حاکمیت به شرکتهای دانشبنیان، کنارگذاشتن روشهای شکستخورده گذشته و بهرهگیری از تکنولوژی روز دنیا، کلید موفقیت در این مسیر است. با این رویکرد، میتوان هم صرفهجویی در منابع آب و خاک را تضمین کرد، هم سود کشاورزان را افزایش داد و هم امنیت غذایی کشور را به شکل پایدار تأمین کرد.



