به گزارش اصفهان زیبا؛ طی روزهای گذشته اعتراض بحق مردم به شرایط اقتصادی و معیشتی، بستری شد برای تروریستهایی از جنس داعش، سلطنت طلبها و ضد انقلابیون. فضایی که در آن صحنههایی خلق شد که در زمان شروع داعش در عراق دیده شده بود و اقداماتی غیر انسانی با همان هدفی که داعش دنبال میکرد، رخ داد.
از طرفی جنس اعتراض واقعی با نبرد مسلحانه متفاوت است. شاهد بودیم که هر سرکردهای که در کف میدان فعالیت داشت، دارای سلاح بود. طبق برخی گزارشها حجم بالایی دلار و پول در این شرایط بین افراد رد و بدل میشد، که نشان از پول پاشی و به نوعی خریدن افراد داشت. آنها شبکه ای و تیمی کار کردند. در حالیکه اعتراض به شرایط اقتصادی ربطی به گروهک و شبکه و … ندارد. آنچه که نشان می دهد داغی که صهیونیست ها در جنگ 12 روزه دیدند، داغ سنگینی بود و به همین خاطر این قشر از دشمنان ایران برای جبران آن ناکامی ،دست به استفاده از این بستر زدند.
به یاد داریم که صهیونیست ها خود اعتراف کردند که در جنگ با ایران دچار خساراتی شدند که سال ها نمیتوانند آن را جبران کنند. درعین حال مقالههای متعددی از سمت خودشان طی چند ماه گذشته منتشر شد، با این عنوان که «بر اندازی جمهوری اسلامی ایران غیر ممکن است، چراکه جنبش ما رهبر ندارد، ما آلترناتیو نداریم و در مقابل، ایران اما رهبری دارد که با یک سخنرانی همه برنامه های ما رانقش بر آب می کنند. ما اقتدار ایران را دست کم گرفته بودیم و به همین خاطر براندازی ممکن نیست و ما تنها می توانیم در رژیم ایران تغییر در رفتار ایجاد کنیم.»
تغییر در رفتار با سه مولفه جنگ رسانه ای(جنگ روانی)، جنگ اقتصادی و جنگ فرهنگی تعریف می شود.دشمنان با اجرای این رویکرد به دنبال ناامید و عصبانی کردن مردم ما هستند. در عین حال شاهد هستیم برخی رسانهها شیطنتهایی را در قالب تیترها و خبرهایی انجام میدهند، که به جای آرام کردن مردم در بستر اتفاق هایی که پشت سر هم رخ می دهد، مردم را عصبی می کند و به نوعی درد مردم را که درد سفره و معیشت است، فیلتر می کند. انگار این قشر و جریان هم بدشان نمیآید که آتش افزوده شود.
همه این شرایط در کنار هم باعث رخ دادن اتفاق هایی شد که هم اکنون شاهد هستم؛ مردم معترض به سپر انسانی تخریبگر، اغتشاشگر تبدیل شده اند که خیلی دقیق، با برنامهریزی شده، هدفمند و استادانه دستگاههای دولتی را مورد حمله قرار دادهاند.
اتفاقهایی که شاید 10 تا 15 روز آینده خود باعث خلق نارضایتی جدید از سوی مردم گردد. چراکه خدمات بانکها، مترو، آتشنشانی، آمبولانس و … به مردم ارائه نمی شود و بار دیگر با کاهش خدمات عمومی شاهد نارضایتی بیشتری خواهیم بود. در این فضا مردم باید در قدم اول، صف خود را از تخریبگر و اغتشاشگر جدا کنند. که اگر جدا نکند مطمئما آسیب قطعی خواهند دید.
شاهد بودیم که به مساجد و مراکز فرهنگی هم طی روزهای اخیر حمله و حتی قرآن را آتش زدنند. اگر اعتراضها به شرایط اقتصادی و معیشتی است، چرا پای مساجد و قرآن را به میان می کشند؟ چرا نهادهای فرهنگی را آتش می زنند؟ این ها چه ربطی به شرایط اقتصادی دارد؟ این موضوع نشان میدهد، قصه چیز دیگری است و مشکل آنها با حاکمیت و اصل دین است، نه مشکلات اقتصادی. آنها میدانند که مردم هر چه متدینتر باشند، پای انقلاب بیشتر می ایستند، به همین خاطر نهادهای دینی و انقلابی را تخریب می کنند که مردم ارتباطشان با دین قطع شود.
از سوی دیگر حملات با خشونت بسیار همراه بود؛ طی مدت زمان کوتاهی بیمارستان را تخریب کردند و پرستاری رابه شهادت رسانند. اتفاقاتی که اگر مدیریت نشود و مردم نیز صف خود را از اغتشاشگران جدا نکنند، آسیب سنگینی متوجه جامعه ایران خواهد بود.
غربیها نیز دلسوز ما نبوده و نیستند و دنبال سوریهسازی ایران هستند. اگر پای غرب به ایران برسد، قطعا شرایط ایران بدتر از سوریه خواهد شد.
در ونزوئلا دیدیم، کشوری که با جبهه مقاومت در ارتباط نبود، تسخیر لانه جاسوسی هم نداشت، رئیس جمهورش را دستگیر و دزیدند. آنچه که نشان دهنده خوی استکباری غرب است؛ آنها هیچ حکومت، مدیریت و استقلالی را قبول ندارند. موضوعی که مردم ایران باید از آن آگاه شوند و دولتمردان مانیز در مقابل باید درد اقتصادی مردم را بفهمند و به داد مردم برسند تا در نهایت از این مسیر هم به سلامت عبور کنیم.
در این شرایط بخش قابل توجهی از مساجد و محله ها باید فعال شوند، تا شرایط برای مردم به خوبی تبیین شود. زمانیکه روشنگری از باب مسجد آرام آرام صورت گیرد، مردم از اصل اتفاقات اگاه می شوند و حساب خود را از دشمنان جدا میکنند.
مسئولان نیز باید در هر سطح و جایگاهی در کنار مردم در میدان باشند؛ باید با مردم صحبت کنند و با تشریح مشکلات اقتصادی، از دلایل ایجاد این مشکلات و راهکارها برای رفع آنها بگویند. زمانیکه مسئولان در بین مردم بیایند و در کنار مردم باشند و از شرایط بگویند، جامعه آرام می شود. چراکه زمانیکه مردم ببینند ، مسئولان دلسوز هستند، حتی کشنگی را هم تحمل میکنند. اما اگر خلاف آن صورت گیرد، مردم حس بی ارزشی می کنند. بههمین خاطر این رفتار باید در مجموعه حاکمیتی شهر و مدیران دستگاها صورت گیرد، تا سطح رضایتمندی مردم بالا رفته و اتفاقهای خوبی در کشور رخ دهد.



