بازنمایی خشونت عریان در رسانه‌ها و فرسایش سرمایه اجتماعی

دسترسی هرچه آسان‌تر و سریع‌تر به رسانه‌ها و رشد شتابان شبکه‌های اجتماعی، انتشار تصاویر و فیلم‌های خشونت‌بار، صحنه‌های قتل و خون‌ریزی را نه‌تنها به‌پدیده‌ای روزمره در زیست رسانه‌ای جوامع تبدیل کرده، بلکه به‌عنوان یک رقابت بین رسانه‌ها مطرح ساخته است.

تاریخ انتشار: ۰۹:۴۸ - چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
بازنمایی خشونت عریان در رسانه‌ها و فرسایش سرمایه اجتماعی

به گزارش اصفهان زیبا؛ دسترسی هرچه آسان‌تر و سریع‌تر به رسانه‌ها و رشد شتابان شبکه‌های اجتماعی، انتشار تصاویر و فیلم‌های خشونت‌بار، صحنه‌های قتل و خون‌ریزی را نه‌تنها به‌پدیده‌ای روزمره در زیست رسانه‌ای جوامع تبدیل کرده، بلکه به‌عنوان یک رقابت بین رسانه‌ها مطرح ساخته است.

این محتواها، اگرچه گاه با ادعای اطلاع‌رسانی یا آگاهی‌بخشی منتشر می‌شوند، پیامدهایی فراتر از واکنش‌های هیجانی فردی دارند. یادداشت حاضر با رویکردی تحلیلی و ترویجی، به بررسی تأثیر انتشار خشونت عریان بر سرمایه اجتماعی می‌پردازد.

استدلال اصلی این گفتار آن است که بازنمایی بی‌ضابطه خشونت، از طریق تضعیف اعتماد اجتماعی، گسترش ترس جمعی و فرسایش هنجارهای اخلاقی، به کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش شکنندگی جامعه منجر می‌شود.
در پایان، بر ضرورت حکمرانی اخلاقی رسانه و ارتقای سواد رسانه‌ای به‌منظور صیانت از سرمایه اجتماعی تأکید می‌شود.

در بسیاری از جوامع، خبر خشونت دیگر تنها در قالب روایت‌های نوشتاری یا گزارش‌های رسمی منتقل نمی‌شود؛ بلکه به‌صورت تصویر و ویدئو، بی‌واسطه و گاه بدون هیچ‌گونه هشدار یا تحلیل، در معرض دید همگان قرار می‌گیرد.
تلفن‌های همراه و شبکه‌های اجتماعی، صحنه‌های خون‌ریزی را از حاشیه به متن زندگی روزمره آورده‌اند.

این تغییر، صرفا یک تحول فناورانه نیست؛ بلکه دگرگونی عمیقی در تجربه اجتماعی خشونت ایجاد کرده است.
پرسش اصلی اینجاست که تماشای مکرر این تصاویر، چه تأثیری بر پیوندهای اجتماعی، اعتماد عمومی و احساس تعلق به جامعه دارد؟ مطلب حاضر، با تمرکز بر مفهوم سرمایه اجتماعی، تلاش می‌کند به این پرسش پاسخ دهد.

سرمایه اجتماعی؛ ستون نامرئی جامعه

سرمایه اجتماعی، برخلاف سرمایه اقتصادی یا فیزیکی، دیده نمی‌شود؛ اما نبود آن به‌سرعت احساس می‌شود. اعتماد میان افراد، مشارکت در امور جمعی، احساس همبستگی و وجود هنجارهای مشترک، از عناصر اصلی این سرمایه‌اند.
هرچه سطح اعتماد و همکاری بالاتر باشد، جامعه از توان بیشتری برای حل مسائل، عبور از بحران‌ها و حفظ انسجام برخوردار خواهد بود.

رسانه‌ها و بازنمایی رخدادهای سیاسی و اجتماعی در این میان نقش دوگانه‌ای دارند: می‌توانند سرمایه اجتماعی را تقویت کنند یا آن را به‌تدریج فرسایش دهند.
نحوه بازنمایی واقعیت اجتماعی، به‌ویژه در شرایط بحرانی، تعیین‌کننده این مسیر است.

تصویر مستمر خشونت و تغییر ذائقه اجتماعی

بازنمایی مداوم خشونت، جامعه را در وضعیت «هشدار دائمی» قرار می‌دهد. مخاطب، با انبوهی از تصاویر تکان‌دهنده مواجه است که اغلب بدون زمینه‌سازی، تحلیل یا چارچوب اخلاقی منتشر می‌شوند.
نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری ادراکی است که جامعه را ناامن، بی‌ثبات و مملو از تهدید نشان می‌دهد؛ حتی اگر واقعیت آماری، چنین تصویری را تأیید نکند.

بر اساس مطالعات ارتباطات، این نوع مواجهه مستمر، ادراک افراد از واقعیت اجتماعی را تغییر می‌دهد و ذائقه آنان را دگرگون می‌کند.
با در معرض قرار گرفتن مداوم خشونت، جهان اجتماعی در ذهن مخاطب، خطرناک‌تر از آنچه هست، جلوه می‌کند و این تصور، مستقیما اعتماد اجتماعی را تضعیف می‌سازد.

سه مسیر فرسایش سرمایه اجتماعی

۱. زوال اعتماد
اعتماد، نخستین قربانی خشونت عریان رسانه‌ای و بازنمایی خشونت است. تماشای مکرر قتل و خشونت، این احساس را تقویت می‌کند که «هیچ‌کس در امان نیست».
در چنین فضایی، افراد نه‌تنها به یکدیگر، بلکه به نهادهای مسئول حفظ نظم و امنیت نیز با تردید می‌نگرند. کاهش اعتماد، به‌معنای کاهش همکاری، مشارکت و تمایل به کنش جمعی است؛ یعنی دقیقا همان مؤلفه‌هایی که سرمایه اجتماعی را می‌سازند.

۲. گسترش ترس و انزوای اجتماعی
امنیت روانی، شرط لازم برای حضور فعال و تأثیرگذار در جامعه است. وقتی ترس به احساس غالب تبدیل می‌شود، افراد به انزوا، احتیاط افراطی و فاصله‌گرفتن از فضاهای عمومی روی می‌آورند. این عقب‌نشینی تدریجی، شبکه‌های اجتماعی غیررسمی را تضعیف کرده و پیوندهای انسانی را سست می‌کند.

۳. عادی‌شدن خشونت
تماشای مداوم خشونت، نه‌تنها حساسیت اخلاقی را کاهش می‌دهد، بلکه در درازمدت عامل تسریع در فروپاشی اخلاقی در ذهنیت جمعی است. آنچه روزی تکان‌دهنده و غیرقابل‌تحمل بود، به‌تدریج عادی می‌شود. این عادی‌شدن، نه‌تنها همدلی با قربانیان را کاهش می‌دهد، بلکه مرزهای هنجاری جامعه و ارزش نوع‌دوستی را نیز مخدوش می‌سازد. سرمایه اجتماعی که بر ارزش‌های مشترک و احساس مسئولیت متقابل بنا شده است، در چنین شرایطی آسیب جدی می‌بیند.

پیامدهای فراتر از رسانه

کاهش سرمایه اجتماعی، پیامدهایی فراتر از حوزه فرهنگ و رسانه دارد. جامعه‌ای با اعتماد پایین، مستعد دوقطبی‌های هیجانی، واکنش‌های تند و ناپایدار و افزایش هزینه‌های کنترل اجتماعی است.
در چنین فضایی، گفت‌وگوی عقلانی جای خود را به واکنش‌های احساسی می‌دهد و با دور شدن مسیر حرکت‌های اجتماعی از عقلانیت، حل مسائل اجتماعی دشوارتر می‌شود.

از منظر حکمرانی، سرمایه اجتماعی یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های وحدت و انسجام اجتماعی و پشتوانه مهم مشروعیت و کارآمدی است. فرسایش این سرمایه، توان مدیریت بحران‌ها را کاهش می‌دهد و جامعه را در برابر تنش‌های اجتماعی آسیب‌پذیرتر می‌کند.

اخلاق رسانه‌ای و مسئولیت جمعی

انتشار تصاویر خشونت‌بار، صرفا یک انتخاب فردی یا رسانه‌ای نیست؛ بلکه کنشی اجتماعی با پیامدهای جمعی است. از منظر اخلاق ارتباطات، نمایش عریان رنج انسان‌ها، با اصل کرامت انسانی در تعارض قرار دارد. تبدیل خشونت به محتوای مصرفی، نه آگاهی می‌آفریند و نه همدلی؛ بلکه قساوت را بازتولید می‌کند.

کلام آخر این است که بازنمایی خشونت عریان در رسانه و بازانتشار تصاویر جان‌باختگان ناشی از خشونت، خون‌ریزی و قتل آدمی، اگر بدون چهارچوب اخلاقی و تحلیلی منتشر شود، به‌تدریج سرمایه اجتماعی را فرسایش می‌دهد، اعتماد را به‌شدت تضعیف می‌کند، موجب گسترش ترس می‌شود و خشونت را در جامعه عادی‌کرده و نظام اخلاقی را از درون تهی می‌کند.

انتشار مستمر پدیده‌های خشن در درازمدت، احساس ناامنی و نفرت اجتماعی را تشدید می‌کند و با افزایش فاصله‌های اجتماعی در بین اقشار و در صورت ناکارآمدی نظام مدیریتی، جامعه را آماده پذیرش فاشیسم می‌سازد.