گشت‌وگذار و صحبت با مردم محله بابلدشت

محله‌ای هم‌مسیر با کربلا

محله بابلدشت یکی از مناطق بسیار قدیمی اصفهان است که در نزدیکی محله دردشت قرار گرفته. این محله بخشی از محله قدیمی‌تر به نام خوابجون است.

تاریخ انتشار: 14:37 - سه‌شنبه 5 اسفند 1404
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
محله‌ای هم‌مسیر با کربلا

به گزارش اصفهان زیبا؛ محله بابلدشت یکی از مناطق بسیار قدیمی اصفهان است که در نزدیکی محله دردشت قرار گرفته. این محله بخشی از محله قدیمی‌تر به نام خوابجون است.
بسیاری از اهالی اصفهان این محله را به قبرآقا و مدرس ابن‌سینا می‌شناسند که از آثار تاریخی دوران آل‌بویه در اصفهان است.

در منابع تاریخی گفته‌شده که ابن‌سینا، فیلسوف و پزشک ایرانی، مدتی را در اینجا ساکن بوده و در این شهر به تدریس پرداخته است.

محل تدریس این دانشمند همین مدرس است که در محله بابلدشت اصفهان قرارگرفته و بسیاری از مردم اصفهان اینجا را به نام ابن‌سینا می‌شناسند.این محله در نزدیکی خیابان گلزار، پوریای ولی و بهمن قرار گرفته است.

نزدیکی‌های ظهر است که از سمت خیابان ابن‌سینا وارد محله می‌شوم. کوچه‌های پیچ‌درپیچ و مغازه‌های قدیمی همگی حکایت از قدمت بسیار زیاد این محله دارند.
وارد لبنیات‌فروشی معروف محله بابلدشت می‌شوم و سراغ قدیمی‌ترین ساکن محله را می‌گیرم. از پشت دخل بیرون می‌آید و خودش را یکی از قدیمی‌ترین کسبه محله معرفی می‌کند که نزدیک به 50 سال است در اینجا مغازه دارد.

قبرآقا؛ امام‌جمعه معروف محله بابلدشت

از او در رابطه با مقبره‌ای که در محله بابلدشت قرار دارد می‌پرسم؛ می‌گوید: «این مقبره متعلق به یکی از امام‌جمعه‌های قدیمی محله است که در زمان وفات، در ملک شخصی خودش به خاک سپرده می‌شود.»

به اطراف امامزاده اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «در نزدیکی امامزاده یک بازارچه بود که مغازه‌های مختلفی مانند نانوایی، بقایی و همچنین مغازه فروش وسایل موردنیاز دام و همچنین مغازه آسیابان‌ها قرار داشت که مردم محل از آن‌ها خرید می‌کردند؛ اما قبل از انقلاب این بازار تخریب شد و دیگر اثری از آن باقی نمانده است.»

باغی به نام صفی‌میرزا

این کسبه قدیمی محله بابلدشت در پاسخ سؤالم در رابطه با علت نام‌گذاری محله به نام بابلدشت، می‌گوید: «علت اصلی نام‌گذاری آن را نمی‌دانم؛ اما به خاطر دارم اینجا جوی آبی بود که به باغ صفی میرزا وارد می‌شد. بعدها این جوی آب هم به نام همان صفی‌میرزا معروف شد. شاید علت نام‌گذاری اینجا این بود که این خیابان به سمت این باغ می‌رسید.»

محله‌ای با باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی فراوان

او در ارتباط با شغل مردم محله درگذشته می‌گوید: «تمام محلی‌های اینجا یا کاسب بودند یا کشاورز؛ بنابراین بیشتر مایحتاج روزمره را خودشان تهیه می‌کردند و کمتر از بازار خرید می‌کردند.»
این کسبه قدیمی محله بابلدشت به زمین روبه‌روی مغازه‌اش اشاره می‌کند و می‌افزاید: «این زمین روبه‌رو که دیوارکشی شده است، محل آسیاب قدیمی محله بوده. کشاورزان گندم و جو خود را به اینجا می‌آوردند و آرد می‌کردند.»

مادی پرآبی به نام فدن

او به مادی خشک محله اشاره می‌کند و می‌گوید: «این مادی سالیان سال پر از آب بود و عامل اصلی آبادانی محله محسوب می‌شد. آب آن از همین‌جا به سمت خیابان پوریای ولی می‌رفت و بخش دیگری به سمت سودان و درنهایت بخشی متعلق به خابجونی‌ها بود.»

او ادامه می‌دهد: «برخلاف محله‌های دیگر شهر اصفهان، بیشتر ساکنان اینجا بومی هستند و اصالت اصفهانی دارند. تعداد زیادی از ساکنان اینجا یا فامیل هستند یا ارتباط خانوادگی نزدیکی باهم دارند و بیشتر آن‌ها یکدیگر را می‌شناسند.»

راه کربلا و عبور از محله بابلدشت

علی پورعابدین، یکی دیگر از کسبه‌ قدیمی محله است که حدود 70 سال در این محله نجاری می‌کند. او در رابطه با گذشته محله می‌گوید: «اینجا رونق بسیار زیادی داشت و مسیر عبور کاروان‌ها بود که قصد سفر به کربلا را داشتند.»

او از گذشته‌های محله و کدخدای اینجا تعریف می‌کند و می‌افزاید: «اینجا هم مانند دیگر محله‌های شهر کدخدا داشت که کارهای مردم را اداره می‌کرد. این هنرستان روبه‌رو هم قبرستان بود که پس از تخریب در زمین آنجا یک مدرسه ابتدایی به نام راغب ساختند و بعدها هنرستان شد و حالا بدون استفاده مانده است.»

داستان دو یخچال قدیمی محله بابلدشت

پورعابدین به انتهای کوچه اشاره می‌کند و می‌گوید: «سه جوی آب آخر این کوچه بود که در آنجا آب جریان داشت و فقط یکی از آن‌ها مانده است. آن‌طرف‌تر هم دو یخچال با دیوارهای بلند بود که زمستان‌ها آب را آنجا می‌بردند و روی آن پوشال می‌ریختند تا یخ بزند و تابستان‌ها از آن‌ها برای بستنی‌سازی استفاده می‌کردند.»
این کاسب قدیمی محل به چهارراه ابن‌سینا اشاره می‌کند و می‌گوید: «سر چهارراه یک غسالخانه بود که در آن مردگان را غسل می‌دادند؛ یک قبرستان‌ هم بود به نام احمدیه که هنوز وجود دارد و محلی‌ها اموات خود را دفن می‌کنند.»

کشتارگاهی که در خارج شهر قرار داشت

پورعابدین به خیابان مدرس اشاره می‌کند و می‌گوید: «اینجا خیابان دور شهر بود. آن روزها طوقچی و خیابان مصلا وجود نداشت. اول این خیابان کشتارگاه بود. هر روز صبح دام‌ها را می‌بردند و ذبح می‌کردند.»
او از خاطره‌های گذشته و زمان ساخت حرم زینبیه می‌گوید: «آن زمان من کوچک بودم.‌ یادم هست زمانی که می‌خواستند زینبیه را بسازند، مردم آجر روی سرشان قرار می‌دادند و برای ساخت حرم به‌سمت خیابان زینبیه می‌بردند. آن روزها خیابان ابن‌سینا نبود و فقط این خیابانی که در آن قرار داریم با همین شکل بود.»

از پورعابدین درباره کاسبان قدیمی محله می‌پرسم؛ می‌گوید: «بیشتر کاسب‌ها بقال، آهنگر و پولکی‌ساز بودند؛ یک موزاییک‌سازی هم بود. اینجا یک بازارچه بود که از اینجا تا کوچه راغب ادامه داشت؛ در نزدیکی آن‌هم یک آسیاب و یک عصارخانه قرار داشت.»

او به آن‌طرف خیابان اشاره می‌کند و می‌گوید: «در آنجا هم بازارچه بود. یک‌تکه آن سقف داشت و باقی بدون سقف بود. آن روزها راه اصلی عبورومرور به سمت تهران‌ هم از این‌طرف بود. یادم هست حتی با قاطر از اینجا بار جابه‌جا می‌کردند و به شهرها و روستاهای اطراف می‌بردند.»
پورعابدین به مادی فدن اشاره می‌کند و می‌گوید: «این مادی در محله بابلدشت قرارداشت و از اینجا سه قسمت می‌شد: یک قسمت به‌سمت سودان می‌رفت؛ دیگری، به نزدیکی‌های خوابجون و آخری، به سر فلکه معروف که نزدیکی‌های طوقچی است می‌رسید.»

خیابان پوریای ولی و محله‌ای به نام خوابجونی‌ها

مرتضی زارعی، یکی دیگر از ساکنان محله بابلدشت است. از او در رابطه با محله خوابجونی‌ها می‌پرسم؛ می‌گوید: «سمت پوریای ولی فعلی یک صحرا قرار داشت که متعلق به خوابجونی‌ها بود. آن روزها خیابان باهنر نبود و به‌جای آن، کوچه‌های تنگ و به‌هم‌فشرده بود. بعدها که خواستند خیابان را باز کنند، بسیاری از خانه‌ها را خراب کردند و خیابان‌های فعلی را ساختند.»
او ادامه می‌دهد: «اینجا تمام روستا بود و تعداد زیادی از خوابجونی‌ها کشاورز بودند؛ تعدادی از آن‌ها تا 20 سال پیش هم کشاورزی می‌کردند؛ اما حالا نه زمینی هست و نه آبی که بتوان دوباره در آن کشاورزی کرد.»

از او درباره کوچه صفی‌میرزا می‌پرسم؛ می‌گوید: «صفی‌میرزا از ساکنان قدیمی این محله بود که وضع مالی بسیار خوبی داشت. در همین کوچه ‌باغ بزرگی بود که آب مادی هم از داخل آن عبور می‌کرد. بعدها این کوچه به نام او معرفی شد.»

محله‌ای با خانه‌های قدیمی بسیار

زارعی در رابطه با خانه‌های قدیمی محله می‌گوید: «اینجا خانه‌های قدیمی بسیار زیبایی داشت که بیشتر آن‌ها خشت‌وگلی و پنج‌دری بودند. یک حیاط بسیار بزرگ و دورتادور آن اتاق‌های بسیار زیادی بود. یادم هست در خانه‌ای که ما زندگی می‌کردیم یک تنور نانوایی داشتیم. همان‌جا نان می‌پختیم. آن روزها حدود پنج خانوار باهم در یک‌خانه بودیم و زندگی خوب و شادی داشتیم.» او به زمین‌های اطراف اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «تمام این زمین‌ها باغ بود و تا سر شمس‌آباد و کاوه خبری از خانه نبود.» از زارعی درباره قدمت قبرآقا می‌پرسم؛ می‌گوید: «قبرآقا محل دفن امام‌جمعه معروف محله بوده است؛ درواقع محلی که قبرآقا قراردارد در گذشته یک قبرستان بزرگ بود. بعدها در زمین‌های آن بیمارستان، مدرسه و حتی شرکت واحد اتوبوس‌رانی ساختند.» او درباره محصولات کشاورزی محله بابلدشت می‌گوید: «آن روزها آب فراوانی بود و کشاورزان‌ همه نوع میوه، به‌ویژه هندوانه و خربزه، جو و گندم و… می‌کاشتند و زندگی خوبی داشتند.»