به گزارش اصفهان زیبا؛ محله بابلدشت که روزگار پررونقی را در سالیان دور پشت سر گذاشته است، هنوز هم رونق دارد؛ اما با مشکلاتی دستوپنجه نرم میکند.
یکی از ویژگیهای این محله کاسبهای قدیمی آن است. از ابتدای خیابان مدرس که وارد محله میشویم، میتوانیم مغازههای قدیمی را ببینیم که البته برخی از آنها درگیر فرسودگی و تخریب شدهاند. در همان ابتدای خیابان مدرس، یک مغازه تعمیر ساعت قدیمی نظرمان را جلب میکند.
وقتی وارد مغازه میشویم، ساعتهای قدیمی که کمتر دیگر میتوان آنها را جایی پیدا کرد، روی دیوار مغازه نصب شدهاند. دکه روبهروی صاحب مغازه قدیمی بوده و پر از وسایلی است که برای تعمیر ساعت استفاده میشود. صاحب مغازه با روی باز از ما استقبال میکند. آقای ورزی نزدیک 50 سال است مغازه تعمیر ساعت دارد. سالها، ساعتها را تعمیر میکرده است؛ ولی حالا فقط میآید مغازه که روزگار بگذراند؛ دیگر دلودماغ این کارها را ندارد.
پشت سرش یک قالب از ساعتهای قدیمی به دیوار آویزان است، ساعتهایی که مشتری آورده است و نیامده ببرد. ساعتهای تعمیری امانت مانده پیشش. میگوید: «طبق دستور اسلام یک سال باید امانت را نگهداریم و بعد بفروشیم؛ اما ما هنوز نفروختیم. همین مسئله باعث شده است کمتر تعمیر ساعت را قبول کنم؛ چون نمیتوانم امانتدار باشم.»
آقای ورزی خودش بچهمحله دردشت، ولی مغازهدار محله بابلدشت است. یادش میآید که فلکه شهدا که نام قبلیاش چیز دیگری بوده، ساختارش همین بوده است. خیابان کاوه راه اصلی بوده است و خیابان ابنسینا وجود نداشته، بهجایش راه باریکی تا یک باغ بزرگ که امروز بیمارستان امین جایش ساختهشده، بوده است.
در پیادهرو خیابان مدرس راه را ادامه میدهیم. مغازههای قدیمی و کسبهای که سالها در این محله مغازه داشتهاند، زیاد هستند. در پیادهرو خیابان مدرس، تقریبا با بسیاری از آنها میتوانیم برخورد کنیم. در میانه خیابان مدرس به چهارراه بابلدشت میرسیم. وارد خیابان عباسی که دقیقا از چهارراه بابلدشت به خیابان کاوه میرسد، میشویم. این خیابان بازارچه قدیمی محله بابلدشت بوده است و هنوز مغازههای قدیمی زیادی در این محله وجود دارند که از بقایای آن بازارچه قدیمی هستند. خیابان مدرس که خیابانی هممرز با محله بابلدشت و دردشت است، روزی راه اصلی اصفهان بوده و مردم از این مسیر اصلی به نقاط دیگر، بهویژه کربلا، سفر میکردند. یک کفاش قدیمی که مشغول کفاشی بود، نظرمان را جلب کرد. پشت میز چوبی نشسته و کفشی را که روی پایش گذاشته بود، با دقت میدوخت. نخهای رنگی آویزان به دیوار و کفشهای بچهگانه قدیمی، حالوهوای خوبی به مغازه داده بود. آقای جمالی 50 سال است کفاش بوده. از زمانی که بازارچه بوده، در این محله کاسبی میکرده است. میگوید: «اینجا پر بود از مغازههای مختلف. بقالی و سبزیفروشی و میوهفروشی. زردک و هویج، پیاز و چغندر هم میفروختند.» یک روزنامه قدیمی را که خبرنگاری با او مصاحبه کرده بود، نشانمان میدهد و میگوید که اهل خواندن روزنامه است.
وقتی در کوچههای محله بابلدشت راه میروی، بیشترین چیزی که به چشم میآید، خانههای قدیمی و رهاشده است که از بیرون قفل شدهاند. بافت فرسوده غالبی در محله دیده میشود که نیاز به تغییر دارد. یکی از معتمدان محله بابلدشت در خصوص برخی مشکلات محله میگوید: «کمبود مجموعه ورزشی برای جوانان و نداشتن یک سالن مطالعه مناسب و نیاز شدید به مجموعههای درمانگری جسمی و روحی درباره اعتیاد، از مهمترین مشکلات و کمبودهای محله ماست.» او همچنین از کمبود شدید فضای سبز و مکانی برای استراحت افراد سالمند محله گلایهمند است و میگوید: «باآنکه مادی از میان این محله عبور کرده و در گذشته باغهای زیادی در این محدوده وجود داشته است، متأسفانه اکنون فضای سبز و پارک ندارد. ترافیک و کمبود پارکینگ در این محله یکی از مشکلات آن است. در این محله تقریبا هیچ تابلویی از معرفی محله نمیبینید و کمبود المانها و امکانات شهری بهوضوح دیده میشود.» گلوگاهها و معابر تنگ و البته آسفالت بسیار نامناسب بعضی معابر هم مشکل دیگری بود که این ساکن محله بابلدشت به آنها اشاره کرد.



