به گزارش اصفهان زیبا؛ کاخ سفید؛ 5 اردیبهشت 1359. «یک تلاش نظامی برای نجات جان گروگانهای آمریکایی در تهران به علت نقص تجهیزات عقیم ماند.» این بخشی از متن بیانیه کاخ سفید است که بدون اشاره به جزئیات ماجرا از شکست عملیات نظامی آمریکا در ایران سخن میگوید. حدود یکسالونیم از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته و آمریکا متوجه شده هیچ جایی در ایرانِ بعد از انقلاب ندارد؛ به همین دلیل تلاش میکند هرطور که شده انقلاب را به شکست بکشاند. عملیات طبس، یکی از حسابشدهترینِ این تلاشهاست.
برنامه نیروهای آمریکا این بود که هشت بالگرد و هفت هواپیمای غولپیکر c-۱۳۰ در عمق خاک ایران فرود بیایند؛ سپس بالگردها شبانه سوختگیری و به نقطهای در نزدیکی تهران پرواز کنند و تا شبِ بعد منتظر بمانند. بنا بود که شب دوم گروههای ویژهای به سفارت آمریکا که بهتازگی تسخیر شده بود، حمله کنند و همراه گروگانها، به ورزشگاهی نزدیکی سفارت بروند؛ سپس بهطور همزمان، فرودگاه مجاور اشغال شود و همه با هواپیمایی که آنجا مستقر شده، به پرواز درآیند؛ سپس طرح پایانی اجرا میشد که شامل حمله به مراکز اقتصادی و اماکن، شخصیتهای مؤثر و کلیدی و درنهایت کودتایی با همکاری عوامل لیبرال، ضدانقلاب و جاسوسان مستقر در ایران بود. سرانجام قرار بود کارتر(رئیسجمهور امریکا) در نطقی، سقوط ایران را اعلام کند. همهچیز بهدقت برنامهریزیشده بود. طبق برنامه، چهارم اردیبهشت ۱۳۵۹، هفت فروند هواپیمای غولپیکر c-۱۳۰ و هشت فروند بالگرد متعلق به آمریکا بهصورت پنهانی وارد مرز ایران شدند؛ درحالیکه نیروهای ویژه عملیات، تجهیزات پیشرفته نظامی و وسایلی همچون جیپ، موتورسیکلتهای تندرو و مخصوص عملیات و… همراه داشتند. آنها از جنوب کشور وارد مرزهای ایران شدند و بدون اینکه مانعی در مسیرشان باشد، در فرودگاهی متروکه، نزدیک رباطخان طبس فرود آمدند. نیمهشب در بیابانهای طبس، نیروهای آمریکا آماده اجرای عملیات میشدند؛ بدون آنکه کسی از آن خبر داشته باشد. آمریکا حساب همهچیز را کرده بود؛ اما تصور نمیکرد که با مأموران خدا در میانه بیابان روبهرو شود، مأمورانی به شکل شنهای بیابان…
یکی از بالگردها از هواپیمای c-۱۳۰ سوختگیری کرد و از زمین برخاست که ناگهان براثر اشتباه خلبان با هواپیما برخورد کرد و هر دو آتش گرفتند؛ سپس براثر طوفان شن، دو بالگرد دیگر، دچار نقص فنی شدند و از انجام عملیات بازماندند! درنتیجه اجرای طرح متوقف شد و آمریکاییها از بیم آنکه، همگی در طوفان شن نابود شده یا اسیر نیروهای ایران شوند، از فرصت شب استفاده کرده و فرار کردند. آنان، آنقدر برای فرار عجله کردند که هشت مزدور کشتهشده، اسناد سری و محرمانه در بالگردهای بهجامانده را باقی گذاشتند. صبح روز بعد با فاششدن عملیات، معلوم شد دست خدا آمریکاییها را از ایران دور کرده است. به قول امام خمینی: «چه کسی بالگردهای آقای کارتر را ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شنها ساقط کردند. شنها مأمور خدا بودند.»
خلیجفارس،جزیره فارسی؛ پاییز 1366
سالهای آخر جنگ است و خلیجفارس، ناامن شده. رژیم صدام متوجه شده که یکی از مهمترین عوامل تقویت نظامی ایران، درآمد حاصل از فروش و صادرات نفت است؛ بنابراین از سه سال قبل میکوشد تولید و صادرات نفت ایران را کُند یا متوقف کند. حملههای هوایی عراق علیه تأسیسات نفتی و نفتکشهای ایران اگرچه باعث توقف تولید و صادرات آن نشده، ولی موجب افزایش هزینه تولید و کاهش قیمت آن در بازارهای بینالمللی شده است.
دراینبین کشور کویت بهعنوان حامی عراق و مهمترین کشور صادرکننده نفت از خلیجفارس، با دعوت از آمریکا برای اسکورت نفتکشهایش و برافراشتن پرچم آمریکا بر آنها بدعتی جدید را پایهگذاری میکند؛ اقدامی که برخلاف ظاهر پرمدعای آن، نمیتواند مؤثر واقع شود. ناوگانهای اسکورت آمریکا هربار پس از تبلیغات و هیاهوی بسیار با ادعای آسیبناپذیری وارد خلیجفارس میشوند و هربار نیز آسیب میبینند. مردم ایران هم در نمازجمعهها شعار «خلیجفارس ایران؛ محل دفن ریگان» سر میدهند و آمریکاییها واقعا در خلیجفارس دچار مشکل شدهاند؛ بهطوریکه گاهی «بریجتون» براثر برخورد با مین آسیب میبیند و گاهی «استارک» بهاشتباه از سوی هواپیماهای عراقی موردحمله قرار میگیرد! فرماندهان عالیرتبه سپاه، جریان عبور آزاد و متکبرانه کشتی «بریجتون»، ناوهای جنگی آمریکا و نیز سایر کشتیها و شناورهای تحت حمایت این کشور را به اطلاع امام خمینی میرسانند. خمینی کبیر میگوید: اگر من بودم، میزدم!
این حرف امام برای سردار مهدوی و همرزمان او کافی است تا خود را برای انجام یک عملیات مقابلهبهمثل و اثبات این موضوع که با همت و رشادت دلیرمردان ایران اسلامی، خلیجفارس، چندان هم برای آمریکاییها و نوکرانشان امن نیست، آماده سازند. اولین کاروان از نفتکشهای کویتی، آنهم با پرچم آمریکا و اسکورت کامل نظامی توسط ناوگان جنگی این کشور در تیرماه ۱۳۶۶ به راه میافتد. این نفتکش، در فاصله ۱۳مایلی غرب جزیره فارسی، بر اثر برخورد با مینهای کارگذاشتهشده توسط سردار مهدوی و یارانش، منفجر میشود. اعلام این خبر شادی و قوتقلب فراوانی را در جمع آنها به ارمغان میآورد اما ماجرا همچنان ادامه دارد… .
شانزدهممهر۱۳۶۶ سردار نادر مهدوی همراه سردار غلامحسین توسلی، سردار بیژن گرد، سردار نصرالله شفیعی، سردار آبسالانی، سردار محمدیها، سردار مجید مبارکی و عدهای دیگر، برای انجام گشتزنی و حفاظت از آبهای نیلگون خلیجفارس، با استفاده از سه فروند قایق تندرو توپدار به نام «بعثت» و یک فروند ناوچه به نام «طارق» بهسمت جزیره فارسی حرکت میکنند. تعدادشان ۱۱ نفر است. در ناوچه طارق سرداران مهدوی، بیژن گرد، مجید مبارکی و غلامحسین توسلی حضور دارند و فرمانده عملیات نیز سردار شهید مهدوی است. آنها در تاریخ موعود و ساعت مشخصشده پس از مدتی حرکت، به ساحل جزیره فارسی میرسند و از وجود دشمن مطلع میشوند. پس از رسیدن به جزیره فارسی، صدای انفجار مهیب ناشی از انهدام رادار پایگاه فرماندهی توسط بالگردهای آمریکایی را میشنوند و لحظاتی بعد، سردار مهدوی و همرزمانش یک فروند بالگرد کبری MS۶ متعلق به نیروهای آمریکایی را بالای سر خود میبینند. سردار مهدوی بلافاصله نیروهای تحت امر خود را برای انجام عملیات مقابلهبهمثل فرامیخواند.
هنوز دقایقی از انهدام رادار فرماندهی نگذشته که قایق حامل سردار آبسالانی و نصرالله شفیعی نیز هدف اصابت موشک آمریکاییها قرار میگیرد. سردار مهدوی و یارانش، بهشدت در تبوتاب این میافتند که بالگرد را بزنند. پس از درگیری شدید، آنها موفق میشوند با استفاده از یک فروند موشک استینگر، یکی از این بالگردها را منفجر کنند و همگی با همه وجود صلوات و تکبیر میفرستند. اکنون تنها ناوچه طارق که سردار مهدوی بر آن سوار است، سالم مانده و دو قایق دیگر هدف قرارگرفتهاند.
نادر مهدوی بهاتفاق بیژن گرد، هم بهطرف بالگردهای آمریکایی در هوا شلیک میکنند و هم، در پی گرفتن شهدا و زخمیها از آب هستند که پس از ۲۰ دقیقه رزم جانانه، زنده به چنگال دشمن میافتند. دستگیری نادر برای آمریکاییها بسیار بااهمیت است. دست و پای نادر توسط دشمن بسته میشود؛ ولی او کماکان تسلیم نمیشود و همچنان مقاومت میکند. نادر بر عرشه ناو جنگی
یو.اس.اس. چندلر آماج شکنجههای وحشیانه دشمن قرار میگیرد و سینهاش با میخهای بلند آهنین سوراخ میشود و بهاینترتیب مظلومانه به شهادت میرسد!
پس از گذشت شش روز، پیکرهای مطهر شهدا و اسرا از مسقط، پایتخت کشور عمان، تحویل مقامهای ایرانی میشود.
هنگامیکه پیکر مطهر سردار مهدوی به خاک پاک میهن میرسد، بستهشدن محکم دستها و پاهایش نشان میدهد که آمریکاییها، حتی از جسم بیجان این سردار شهید نیز میترسیدند.
دریای سرخ؛ مارس 2025
دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، که از حملههای نیروهای انصارالله یمن به کشتیهای امریکا کلافه شده، میگوید به جنگ با نیروهای انصارالله یمن خواهد رفت. ترامپ مدعی میشود «حوثیهای یمن را کاملا نابود خواهد کرد». شبکه امریکایی ABC News نیز میگوید: «حمله امریکا به حوثیها برای روزها یا هفتهها ادامه خواهد داشت.» آمریکا برای حمله به حوثیها، دو ناو هواپیمابر «ترومن» و «وینسون» را در منطقه مستقر میکند. این دو ناو هواپیمابر، چند اسکادران جنگنده F-۱۸super hornet، اسکادرانهای F-۳۵lightning، هواپیماهای جنگ الکترونیک و هشدار زودهنگام، ناوشکنهای مجهز به موشکهای تاماهاک و سیستمهای پدافندی پیشرفته را شامل میشوند. این جنگندههای حاضر در ناو، علاوهبر حمله، نقش پدافندی هم ایفا میکنند.
همهچیز خیلی سریع اتفاق میافتد. پس از شروع حملههای آمریکا، نیروهای یمن بلافاصله با موشک و پهپاد به ناو ترومن حمله میکنند. سرتیپ یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن اعلام میکند: «در نتیجه عملیات ما، اکثر جنگندههای دشمن، حریم هوایی یمن را به مقصد آبهای بینالمللی در دریای سرخ ترک کردند تا از ناو هواپیمابر خود که در حال هدفقرارگرفتن توسط نیروهای یمن بود، دفاع کنند.» در جریان حملههای یمن، یک جنگنده F-۱۸ نیز سرنگون میشود. آمریکا برای حفظ آبروی خود، مدعی میشود که پدافند ناو ترومن، بهاشتباه این جنگنده را هدف قرار داده است!
در موج دیگری از حملهها، بازهم این موضوع تکرار میشود. فاکسنیوز مینویسد: «جنگنده F-۱۸ هفتادمیلیوندلاری از ناو ترومن در دریای سرخ سقوط کرد!» نیروی دریایی آمریکا در ابتدا علت این سقوط را یک حادثه معمولی در هنگام یدککشی این جنگنده اعلام میکند؛ اما گزارش CNN واقعیت دیگری را نشان میدهد. یک مقام آمریکایی به CNN میگوید که گزارشهای اولیه از صحنه نشان میدهد ترومن برای فرار از حمله حوثیها، چرخشی سخت داشته که در سقوط این جنگنده به دریا نقش داشته است.
واقعیت کمکم آشکار میشود. آمریکاییها در دریای سرخ بهشدت ضربه دیدهاند. یک مقام آمریکایی دیگر به CNN اطلاع میدهد که این جنگنده غرق شده است. این دومین جنگندهای است که طی درگیری با یمن، ساقط میشود. رویترز هم گزارش میدهد که یک ملوان نیروی دریایی ایالاتمتحده در جریان درگیریها مجروح شده است. پس از این ماجرا، آمریکا کمتر از یک ماه از آغاز حملهها، بدون آنکه به هدف اعلامی، یعنی نابودی حوثیها دست یابد، از ادامه حمله به یمن عقبنشینی میکند.
خلیجفارس؛ اسفند 1404
ترامپ که بعد از شکست در جنگ دوازدهروزه دائما عبارت «ما تأسیسات هستهای ایران را نابود کردیم» را تکرار میکند، پس از شکست کودتای دیماه به یک عبارت جدید رسیده است: «ناوگان عظیمی در راه است» او دائما از ناوهای بزرگ آمریکایی میگوید که در خلیجفارس مستقر میشوند. خبرها نیز حاکی از این است که بیشترین تجمیع نیروهای آمریکایی در خاورمیانه در حال شکلگیری است. یکی از ناوهای مستقرشده، ناو هواپیمابر پیشرفته «یواساس جرالد آر. فورد» است، ناوی که اکنون درگیر طولانیترین مأموریت خود در منطقه شده است. اما گزارش روزنامه «والاستریت ژورنال» نشان میدهد که واقعیت حضور این ناو در خلیجفارس با بازنمایی رسانهای آن فاصله زیادی دارد. بر اساس تحقیقات و مصاحبههای انجامشده با خدمه این ناو و خانوادههای آنان، تمدید مکرر مأموریت آن که به دلیل دستور رئیسجمهور آمریکا در حمایت از تهدیدش به حملههای احتمالی به ایران صورتگرفته، خستگی و دلزدگی را در میان ملوانان به اوج رسانده است. این ناو از خرداد ۱۴۰۴ در دریا بهسر میبرد و اکنون وارد دومین تمدید مأموریت خود شده است.
ناو هواپیمابر جرالد آر فورد پس از هشت ماه دریانوردی مداوم، با مشکلات عدیدهای ازجمله فرسودگی تجهیزات، فشار روانی خدمه و اعتراضهای خانوادههای آنها مواجه شده است. حالا نیز مأموریت طولانی و بیسابقه آن در نزدیکی آبهای ایران، نهتنها خستگی شدیدی را به خدمه این ناو جنگی تحمیل کرده، بلکه موجی از نارضایتی و افسردگی را در میان آنان و خانوادههایشان ایجاد کرده است. بر اساس مصاحبههای انجامشده با ملوانان این ناو و بستگان آنها، تصمیم اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا، برای تمدید دومین دوره مأموریت این ناو، فشارهای روانی غیرقابلتحملی را به کارکنان آن وارد کرده است.
یکی از ملوانان این ناو که در بخش کنترل پرواز از روی عرشه فعالیت میکند، به دلیل این مأموریت طولانی، در مرگ پدربزرگ خود غایب بوده، خواهر او طلاق گرفته و برادرش با مشکلات سلامتی دستوپنجه نرم میکند. یکی دیگر از خدمه که مادری جوان است، پس از نزدیک به یک سال دوری از دختر خردسال خود، بهشدت به فکر ترک نیروی دریایی افتاده است.به نوشته والاستریتژورنال، علاوهبر مشکلات روحی، مسائل فنی نیز گریبانگیر این ناو شده است. دو تن از ملوانان تأیید کردهاند که سیستم فاضلاب ناو با مشکلات جدی مواجه است. بر اساس گزارشها، سامانه خلأ مورداستفاده برای انتقال فاضلاب توالتهای این ناو که به ۶۵۰ توالت سرویس میدهد، بهطور میانگین روزانه یکبار دچار مشکل میشود. اگرچه مقامهای نیروی دریایی آمریکا مدعی هستند این مشکل بر توان عملیاتی ناو تأثیری نداشته، اما یکی از خدمه فاش کرده که در حادثهای عجیب، فردی زباله را در توالت عرشه پایینی انداخته بود!
ناو جرالد آر فورد که بزرگترین کشتی جنگی جهان محسوب میشود، از خرداد ۱۴۰۴ در دریا بهسر میبرد. این ناو ابتدا قرار بود در دریای مدیترانه مستقر شود؛ اما به منطقه کارائیب منحرف شد؛ سپس در اوایل سال جاری، خدمه متوجه شدند که مأموریت آنها بار دیگر تمدید شده است و باید برای حمایت از حملههای احتمالی آمریکا به ایران، به غرب آسیا بازگردند.
«مارک مونتگومری»، دریادار بازنشسته آمریکایی، میگوید که مأموریت ناوهای هواپیمابر در دوران صلح معمولا ششماهه است؛ اما خدمه ناو جرالد آر فورد هشت ماه است که از خانه دور بودهاند و پیشبینی میشود این مأموریت به ۱۱ ماه برسد که رکوردی بیسابقه در نیروی دریایی آمریکا خواهد بود؛ این در حالی است که ناو آبراهام لینکلن نیز به منطقه غرب آسیا اعزام شده است. کاپیتان «دیوید اسکاروسی»، فرمانده ناو، در نامهای به خانوادهها این تمدید را غیرمنتظره خواند و گفت که خودش نیز انتظار داشته تا چند هفته دیگر به خانه بازگردد.
به نظر میرسد استقرار طولانیمدت ناو جرالد آر فورد در منطقه، که با هدف تهدید ایران صورتگرفته، به یک بحران داخلی برای نیروی دریایی امریکا تبدیل شده است. تحلیلگران معتقدند فرسودگی تجهیزات و خستگی نیروی انسانی، توان رزمی این ناو را کاهش داده است.
این وضعیت نیروی دریایی امریکا پیش از حمله به ایران است؛غافل از آنکه خدای آبهای خلیج فارس همان خدای شنهای طبس است…



