ایران با کنترل هوشمندانه تنگه هرمز، به عنوان کلید امنیت انرژی جهانی قدرت فشار قابل توجهی بر بازارهای جهانی دارد

ابعاد راهبردی جنگ ایران با دشمنان

پس از سخنرانی امام شهید، رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و تأکید ایشان بر این نکته که اگر جنگی دوباره علیه جمهوری اسلامی ایران شکل بگیرد، این جنگ به طور حتم جنگی منطقه‌ای خواهد بود، انتظار می‌رفت ایالات متحده آمریکا در دام تحریکات و شیطنت‌های رژیم صهیونیستی گرفتار نشود و دیگر بار، آتش جنگ در منطقه شعله‌ور نگردد.

تاریخ انتشار: 15:45 - شنبه 23 اسفند 1404
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
ابعاد راهبردی جنگ ایران با دشمنان

به گزارش اصفهان زیبا؛ پس از سخنرانی امام شهید، رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و تأکید ایشان بر این نکته که اگر جنگی دوباره علیه جمهوری اسلامی ایران شکل بگیرد، این جنگ به طور حتم جنگی منطقه‌ای خواهد بود، انتظار می‌رفت ایالات متحده آمریکا در دام تحریکات و شیطنت‌های رژیم صهیونیستی گرفتار نشود و دیگر بار، آتش جنگ در منطقه شعله‌ور نگردد.

جمهوری اسلامی ایران نیز صداقت خود را برای نیل به یک راه حل سیاسی و دیپلماتیک نشان داد و علی‌رغم خیانت گذشته و بدعهدی آمریکا، بار دیگر به پای میز مذاکره بازگشت. در دور جدید مذاکرات، پیام‌ها و نشانه‌هایی که از سوی طرف‌های مذاکره‌کننده درباره روند مذاکرات منتشر می‌شد، حاکی از رضایت نسبی طرفین و امید به دستیابی به نتایج مثبت بود.

اما در شرایطی که خروجی مذاکرات و پیام‌های طرف‌های درگیر از روند گفت‌وگوها حاکی از رضایت‌بخش بودن و امیدبخش بودن نتایج بود، ناگهان شاهد خباثت و خیانت دوباره رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا به میز مذاکره بودیم. پس از این تحولات، با اقداماتی همچون ترور و حملات هدفمند علیه رهبر معظم انقلاب اسلامی، جمعی از فرماندهان ارشد نظامی و حتی دانش‌آموزان معصوم ایرانی، آمریکا و رژیم صهیونیستی نشان دادند که وارد قمار جدیدی شده‌اند.

برآورد اولیه آنان این بود که اگر بتوانند رهبری و فرماندهان ارشد نظامی کشور را به صورت جمعی هدف قرار دهند، شاکله نظام به سرعت دچار فروپاشی خواهد شد. در این سناریو قرار بود با استفاده از قدرت هوایی ارتش‌های متجاوز و هم‌زمان با ایجاد آشوب در داخل کشور از طریق نیروهای فرامرزی و شبکه‌های وابسته در داخل، ایران درگیر بحرانی داخلی شود و ساختار سیاسی کشور فروبپاشد. هدف نهایی چنین طرحی نیز چیزی جز تجزیه ایران نبود.

به هر حال یک ایرانِ یکپارچه در ذات خود تولیدکننده قدرت و اقتدار است. از همین رو، برنامه دشمنان شکستن ایران به واحدهای جغرافیایی کوچک‌تر بود تا هر یک از این واحدها به کانون‌های دائمی تنش و بحران تبدیل شوند. چنین طرحی حتی مبتنی بر شکل‌گیری دولت_ملت‌های کوچک و با ثبات نیز نبود، بلکه هدف آن ایجاد مناطقی با تعارضات دائمی و خشونت‌های مستمر بود تا ایران به طور کامل از صحنه قدرت منطقه‌ای حذف شود.

همان‌گونه که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بارها تأکید کرده بودند، دشمنی آمریکا صرفاً با جمهوری اسلامی نیست، بلکه هدف اصلی بلعیدن ایران است. جمهوری اسلامی در این میان قدرتمندترین سد دفاعی در برابر چنین هدفی(از بین بردن ایران) محسوب می‌شود و سقوط آن می‌تواند به معنای سقوط ایران نیز باشد.

واکنش نیروهای مسلح و شکست سناریوی دشمن

با آغاز درگیری‌ها و جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل، یکی از سناریوهای دشمن ایجاد سرخوردگی در جامعه و نیروهای مسلح ایران بود. آنان امیدوار بودند که با ضربه اولیه، انسجام اجتماعی و عنصر قوام‌بخش نظم در کشور از بین برود و نیروهای مسلح نیز نتوانند واکنشی منسجم و سازمان‌یافته نشان دهند.

لذا چنانچه نیروهای مسلح به سمت پاسخ‌های احساسی و عملیات‌های گسترده اما غیرهدفمند می‌رفتند یا در مقابل حملات دشمن دچار انفعال می‌شدند، این دقیقاً همان انتظار مطلوبی بود که طراحان جنگ به دنبال آن بودند. اما نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران هیچ‌ یک از این دو سناریو را محقق نکردند. پس از جنگ 12 روزه، نیروهای مسلح در یک بازطراحی و سازماندهی جدید، سازمان رزم خود را به یک ساختار چندلایه و غیرمتمرکز تبدیل کردند. در این ساختار، آرایش دفاعی کشور در حوزه آفند از حالت فردمحوری و سلسله‌مراتبی هرمی خارج شد و عملیات‌ها در جغرافیایی گسترده در سراسر کشور توزیع گردید.

هر یک از واحدهای عملیاتی بر اساس برنامه‌های از پیش طراحی‌شده عمل می‌کنند. به همین دلیل، شاهد بودیم حتی ساعاتی پس از هدف قرار دادن فرماندهی کل قوا و فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی کشور، کوچک‌ترین خللی در عملکرد نیروهای مسلح مشاهده نشد و عملیات‌ها با آرامش، دقت و بر اساس برنامه‌ای بلندمدت ادامه یافت. آنطور که رهبر شهید فرموند این جنگ، جنگ منطقه‌ای است و بر همین اساس جمهوری اسلامی خود را در راستای این آرایش جنگیِ ایالات متحده در اطراف ایران و البته موقعیت و شرایط پایگاه‌های نظامی‌ آمریکا برای یک دفاع طولانی مدت آماده کرده است.

لذا بر اساس همین نگاه شاهد بودیم نیروهای مسلح کشورمان در این فضای بدون فرمانده عمل کردند و راهبردشان در پاسخ به تجاوز دشمن، مبتنی بر برنامه‌ای دقیق و حساب‌شده بود. برای مثال نخستین اقدامات در پاسخ به این تجاوز، هدف قرار دادن سامانه‌های راداری پیشرفته‌ای بود که به نیروهای متجاوز در حملاتشان کمک می‌کردند. از جمله این اهداف می‌توان به حمله موفق به رادارها ی دوربرد در بحرین، سامانه‌های پیشرفته در امارات و اردن و همچنین سامانه‌های پیش‌هشدار در کشورهای کویت، امارات و بحرین اشاره کرد. افزون بر این، پایگاه‌های عملیاتی آمریکا در کویت، در امارات و عربستان سعودی نیز در فهرست اهداف قرار گرفتند. در حوزه آفندی نیز تقسیم کار دقیقی میان نیروهای مسلح انجام شد.

نیروی هوافضای سپاه پاسداران با توجه به برخورداری از موشک‌های راهبردی بلندبرد، تمرکز خود را بر اراضی اشغالی و برخی اهداف در اردن قرار داد، در حالی که نیروی هوایی و زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و همچنین نیروی دریایی سپاه پاسداران تمرکز خود را بر دفع تهدیدات از ناحیه جنوب خلیج فارس و نابودی زیرساخت‌های نظامی آمریکا در منطقه معطوف کردند.

برتری راهبردی ایران در جنگ فرسایشی

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این جنگ اخیر ایران با آمریکا و اسرائیل، نسبت نابرابر آن به نفع ایران در حوزه تاب‌آوری تسلیحاتی است. به عنوان نمونه، توان تولید موشک‌های کروز «تاماهاوک» در صنایع نظامی آمریکا حدود صد فروند در سال است، در حالی که سامانه‌های پدافندی پیشرفته مانند «تاد» و «پاتریوت» نیز ظرفیت تولید محدودی دارند. از سوی دیگر، هزینه هر موشک پدافندی در این سامانه‌ها چندین میلیون دلار است، در حالی که پهپادهای انتحاری مورد استفاده ایران هزینه‌ای بسیار بسیار کمتر و غیرقابل مقایسه‌ای با تجهیزات دشمن متجاوز دارند. به عنوان مثال، برای مقابله با یک پهپاد چند هزار دلاری، همچون شاهد ۱۳۶ یا آرش، دشمن ناچار است موشکی چند میلیون دلاری شلیک کند. این مسئله در یک جنگ طولانی‌مدت می‌تواند به سرعت ذخایر پدافندی دشمن را تخلیه کند.

از سوی دیگر راهبرد نظامی ایران در این نبرد کنونی بر دکترین ترکیبی «موشک و پهپاد» استوار است. پهپادهایی که در سال‌های گذشته گاه مورد تمسخر برخی تحلیلگران قرار می‌گرفتند، امروز به یکی از مؤثرترین ابزارهای جنگ مدرن تبدیل شده‌اند. این پهپادها تا جایی اهمیت یافتند که برخی تحلیلگران نظامی از آن‌ها به عنوان «کلاشینکف جنگ‌های مدرن» یاد می‌کنند؛ سلاحی ارزان، مؤثر و در دسترس که بسیاری از کشورها تلاش کرده‌اند از آن الگوبرداری کنند.

نکته مهم آن است که در این جنگ هنوز بخش قابل‌توجهی از ظرفیت‌های نظامی ایران مورد استفاده قرار نگرفته است. موشک‌های راهبردی با سرجنگی سنگین، طیف گسترده‌ای از پهپادهای هجومی، موشک‌های کروز دریایی، اژدرهای پیشرفته و حتی تاکتیک‌هایی همچون مین‌گذاری در تنگه هرمز از جمله این ظرفیت‌ها هستند که بخشی از این توانمندی‌ها با طمأنینه در مرحله دوم از جنگ با سازمان رزم نیروهای مسلح افزوده شد. برای نمونه، موشک‌هایی مانند خرمشهر ۴ با برد دو هزار کیلومتر می‌توانند از عمق خاک ایران اهدافی را در سرزمین‌های اشغالی مورد هدف قرار دهند؛ بدون آنکه در دسترس جنگنده‌های دشمن قرار بگیرند.

اهمیت تنگه هرمز و امنیت انرژی

کنترل تنگه هرمز اما یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت ایران در این معادله است. روزانه میلیون‌ها بشکه نفت، معادل ۲۰ درصد نفت مصرفی جهان از این گذرگاه حیاتی عبور می‌کند و هرگونه اختلال در آن می‌تواند تأثیرات گسترده‌ای بر اقتصاد جهانی داشته باشد. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با کنترل هوشمندانه این منطقه توانسته‌اند فشارهای قابل توجهی بر امنیت انرژی جهانی وارد کنند.

محدودسازی تردد نفتکش‌های متعلق به آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی متحدان آنان نمونه‌ای از این اقدامات است که می‌تواند تبعات اقتصادی سنگینی برای آنان داشته باشد. در سوی دیگر میدان، نشانه‌های آشکاری از سردرگمی و فقدان راهبرد مشخص در میان مقامات آمریکایی دیده می‌شود. اظهارات متناقض مقامات این کشور درباره مدت زمان عملیات و اهداف جنگی نشان می‌دهد که آنان فاقد برنامه‌ای دقیق و منسجم هستند. در حالی که برخی مقامات آمریکایی از دستیابی سریع به اهداف سخن می‌گویند، گذشت هفته نخست جنگ نشان می‌دهد که بسیاری از اهداف اعلام‌شده آنان هنوز محقق نشده است. درعین حال، جمهوری اسلامی ایران بارها تأکید کرده است که در دکترین دفاعی خود جایی برای سلاح هسته‌ای قائل نیست.

فتوای رهبر معظم انقلاب درباره حرمت سلاح هسته‌ای یک فتوا‌ی مبنایی در فقه شیعه است و نه یک حکم اقتضایی. با این حال، توان تخریبی موشک‌های متعارف ایران با سرجنگی‌های سنگین به اندازه‌ای است که می‌تواند هر هدفی را که نیروهای مسلح اراده کنند، به طور کامل منهدم سازد. این توانمندی بخشی از قدرت بازدارندگی ایران محسوب می‌شود.

در نهایت آنچه در میدان نبرد مشاهده می‌شود، نشان‌دهنده اجرای یک سناریوی دفاعی دقیق، هوشمندانه و مرحله‌بندی‌شده از سوی جمهوری اسلامی ایران است. نیروهای مسلح کشور با آرامش، متانت و بدون رفتارهای هیجانی در حال اجرای برنامه‌های از پیش طراحی‌شده خود هستند.

ساختار فرماندهی نیز به صورت توزیع‌شده و شبکه‌های شده افقی طراحی شده و برای هر فرمانده چندین جانشین در نظر گرفته شده است؛ به گونه‌ای که حتی در صورت از دست رفتن فرماندهان ارشد، کوچک‌ترین خللی در روند عملیات ایجاد نشود. در نهایت، آنچه از مجموع این تحولات برمی‌آید، نشان‌دهنده ورود منطقه به مرحله‌ای جدید از معادلات امنیتی است؛ مرحله‌ای که در آن قدرت بازدارندگی، توان تاب‌آوری و مدیریت هوشمندانه میدان نبرد نقشی تعیین‌کننده در سرنوشت درگیری‌ها خواهد داشت.