در سالهای اخیر تأمین مسکن مناسب به یکی از دشوارترین و اضطراریترین چالشهای پیش روی جوانان و زوجهای ایرانی تبدیل شده است.
قرارگیری ایران در جمع 10کشور برتر دنیا در حوزه درمان ناباروری، آماری خیرهکننده و غرورآفرین است. این جایگاه حاصل سالها تلاش متخصصان و پژوهشگرانی است که با تکیهبر دانش بومی و انطباق خلاقانه روشهای پیشرفته کارنامهای درخشان ایجاد کردهاند.
ایران به سان فرش دستباف هزارنقشی است که با خون شهیدان بافته شده است. این فرش ممکن است در بخشهایی نخنما شده و رنگهایش در جاهایی پریده و طرحش نیازمند بازنگری باشد؛ اما هیچ عقل سلیمی برای ترمیم یک فرش، آن را به آتش نمیکشد.
در سالهای اخیر هرم جمعیتی ایران با سرعتی نگرانکننده به سمت سالمندی پیش میرود و نرخ باروری کلی به زیر سطح جانشینی سقوط کرده است؛ وضعیتی که کارشناسان از آن بهعنوان «ابربحران» یا «سیاهچاله جمعیتی» یاد میکنند و تداوم آن میتواند امنیت ملی، پویایی اقتصادی و ساختار اجتماعی کشور را در دهههای آینده با خطرات جدی مواجه سازد.
یلدا که روزگاری نمادینترین آیینِ «درونگروهی» و خانوادگی ایرانیان محسوب میشد، در سالهای اخیر دچار دگرگونی عمیقی شده است. آنچه امروز شاهد آن هستیم، خروج یلدا از پستوی خانههای قدیمی و ورود پرشتاب آن به ویترینهای پر زرقوبرق اجتماعی است.
در عصر ارتباطات دیجیتال و گسترش شبکههای اجتماعی بخش نظرات در زیر پستهای پربازدید بهمثابه پرسشنامهای عمل میکند که در آن میتوان نبض جامعه، تعارضات فرهنگی، باورهای عمومی و دردهای مشترک را بدون روتوش و سانسور مشاهده کرد.
اصفهان، شهر گنبدهای فیروزهای و منارههای سر به فلک کشیده، شهری که هنر در رگهایش جاری است و هر نقش و نگارش حکایتی از زیبایی دارد، امروز خود به بستری برای جوشش دوباره زندگی بدل شده است.
با توجه به آمار دلگرمکننده امیرحسین بانکیپور، نماینده مجلس شورای اسلامی مبنی بر افزایش ۳۵ درصدی تولد فرزند سوم و کاهش چشمگیر ۵۰ درصدی سقط جنین میتوان این تحول اجتماعی را به عنوان یک نشانه مثبت و چندوجهی ارزیابی کرد.
آیین وداع با درگذشته یکی از پایدارترین و عمیقترین بازتابهای فرهنگی هر جامعه است. این مراسم صرفا مجموعهای از آدابورسوم برای خاکسپاری پیکری بیجان نیست؛ بلکه آینهای تمامنما از ارزشهای بنیادین، ساختارهای اجتماعی و نحوه مواجهه ملت با مفاهیم غایی همچون زندگی، مرگ، خاطره و معنا به شمار میرود.
چهارباغ، جایی که هر قدم از زندگی در هر پیادهرو، کوچه و میدان با صدای زندگی پیوند میخورد، این روزها شلوغتر از همیشه است. مردم در جنبوجوش خرید و با دستانی پر، از میان ازدحام عبور میکنند. در میان این همهمه، با زنی آشنا شدم که بار زندگی را بر شانههای خود حمل میکرد؛ دستانش بوی سبزی تازه داشت و نگاهش، طراوت یک صبح بهاری را.
گاهی باید از فراز ساختمانها به روح شهر نگریست؛ نه به ترافیک و شلوغی و انرژی پنهان در رگهای خیابانها. آنجا در پایین جریانی از بیقراری موج میزند.
تجرد سالمندی یک امر شخصی یا حاشیهای نیست؛ بلکه به یک واقعیت اجتماعی فراگیر بدل شده که آینه تمامنمای دگرگونیهای ساختاری در خانواده، اقتصاد و فرهنگ ایران معاصر است.