به گزارش اصفهان زیبا؛ تحولات اخیر ایران در قالب مقابله نظامی با آمریکا و اسرائیل، نمونهای روشن از قدرت جامعهای متحد و وفادار در مواجهه با تهدیدات داخلی و خارجی است. در عین حال رهبری مقتدر, فرماندهی هوشمند به همراه ایمان و وفاداری اجتماعی، ستون اصلی مقابله با جنگهای شناختی و نظامی دشمن را تشکیل داده است. دشمنی که در ابتدا با طراحیهای خبیثانه خود تلاش کرد تا انسجام و وفاداری جامعه را نشانه گیرد، اما حضور گسترده و پر قدرت مردم در میدان نبرد و در حمایت از نظام جمهوری اسلامی ایران، تمام طرحهای آنان را ناکام گذاشت.
ریشههای ناکامی دشمن متجاوز در جنگ شناختی و نظامی
دشمن در جنگ دوازده روزه دو عامل را در شکست خود با ایران شناسایی کرد؛ نخست رهبری و فرماندهی مقتدر و هوشمند و دوم جامعه آگاه و وفادار. رهبری به عنوان عنصر نظامبخش و روح نرمافزاری انقلاب اسلامی و جامعهای که در جنگ وفاداری خود را به نظام سیاسی مستقر به صورتی آشکار بروز داد و با تابآوری هوشمندانه خود مانع از هرگونه آشوب و فرصتطلبی بددلان و مزدوران داخلی شد. طبعاً جامعهای که همراه و همگام با فرماندهان و رزمندگان شجاع خود، توانست از توطئه شوم فروپاشی ساختاری جلوگیری کند و اجازه ندهد آشوبگران و فرصتطلبان، امنیت اجتماعی جامعه را تهدید کنند، به عنوان محور اصلی حفظ انسجام در شرایط بحرانی کشور، مورد شناسایی دشمن متجاوز قرار گرفت.
این واقعیت حس تعلق تاریخی به وطن و نظم هنجاری حاکم بر آن، نشان میدهد که جامعه ایرانی در مواجهه با تهدید خارجی، وفاداری و انسجام اجتماعی خود را به شکل برجستهتری بروز میدهد. بر همین اساس دشمن با پشتیبانی و حمایت از طراحیهای پیچیده و رذیلانه در دی ماه تلاش کرد تا جامعه ایران را به خشم و آشوب بکشاند، اما در نهایت چنانچه در جنگ رمضان شاهد آن هستیم هوشیاری جامعه مانع از تحقق منویات دشمنان شد. در واقع دشمن با استفاده از رسانه و ابزارهای روانی و شناختی، قصد داشت تا اعتراضات جامعه ایرانی را به خشم کور تبدیل کند. به عبارتی جنگ روانی و رسانهای در دی ماه بخشی از پازل طراحی شده توسط صهیونیستها و آمریکاییها بود تا انسجام اجتماعی ایران را هدف قرار دهد و زمینهساز عملیات نظامی گسترده در آینده شود؛ چراکه دشمن به این نتیجه رسیده بود که سقوط ساختاری ایران تنها با مواجهه نظامی امکانپذیر نخواهد بود. در جنگ رمضان، در مرحله اول، تمرکز دشمن بر رهبری و فرماندهان بود. تلاش شد تا زمان حمله به گونهای تنظیم شود که نشستها و جلسات فرماندهان تحت تأثیر قرار گیرد. مرحله دوم اما تمرکز بر مردم و ایجاد آشوب و فشار روانی بود تا نیروهای امنیتی و جامعه درگیر مسائل داخلی شوند و راه برای عملیات زمینی از خارج هموار گردد. نمونههایی از این عملیات را در روزهای ابتدایی جنگ و در حملات به پایگاههای مرزبانی در مرزهای آذربایجان غربی، کردستان و حتی مهران مشاهده شد که هدف آن، باز کردن مسیر ورود نیروهای مسلح تجزیهطلب و ایجاد جنگ ترکیبی از طریق رسانه و عملیات نظامی بود. این جنگ ترکیبی، به وضوح نشان داد که دشمن از تواناییهای نظامی ایران در تنبیه قاطع متجاوز آگاه است و تلاش دارد از طریق فشار اجتماعی، به اهداف (سقوط ساختاری و تجزیه کشور) برسد.
مقایسه تاریخی و اهمیت رهبری معنوی
مقایسه تطبیقی تجربه تاریخی عراق و لیبی در دهههای اخیر، به وضوح نشان میدهد که فقدان رهبری مقتدر و جامعهپذیرشده و برخوردار از پایگاه اجتماعی قدرتمند، میتواند زمینهساز هرج و مرح و آشوبهای بیپایان شود. درست در شرایطی که لیبی در فردای سقوط ساختاری تا کنون درگیر در بحرانهای ناتمام است، در عراق، نقش مرجعیت شیعی و رهبری آگاهانه، مانع از سرنوشت مشابه لیبی شد. ایران نیز با رهبری هوشیار، نیروهای مسلح توانمند و حضور فعال مردم، موفق شد تا تهدیدات خارجی و جنگهای ترکیبی دشمن را در طی دهههای اخیر مهار و بقا و انسجام خود را حفظ نماید. این تجربه، اهمیت رهبری معنوی و قدرت اجتماعی در شرایط بحران را به وضوح نشان میدهد و بیانگر آن است که انسجام ملی و پایبندی به ارزشها، کلید مقاومت و امنیت پایدار است.
وفاداری مردم و قدرت جامعه
یکی از دستاوردهای بزرگ جنگ اخیر، حضور بینظیر و شجاعانه مردم در عرصههای اجتماعی است. چنانچه شاهد هستیم مردم ایران با وجود تهدیدات و حملات پرشمار دشمن، همچنان ایستادگی میکنند و نشان میدهند که پایبندی به ارزشها و وحدت ملی، ستون اصلی مقاومت جامعه است. در این شرایط، حضور گسترده مردم در خیابانها، و میادین، با گرایشها، علائق و افکار متفاوت، نمایانگر قدرت یک جامعه متحد و وفادار است. این جمعیتهای انسانی با ایمان و باور عمیق به اصول خود، نه تنها از تهدیدهای دشمن نمیهراسند، بلکه حاضر هستند جان خود را فدای هویت، بقا و ارزشهای ملی خود کنند. چنین پدیدهای، همچون لیلة القدری است که به نوعی روح ایمان را از یک سو و پایبندی به تعهد اجتماعی در برابر تهدیدات خارجی را از سوی دیگر به نمایش گذاشته است. جامعهای که شایسته تقدیر است و ستایش و باید قدر آن را دانست.



