به گزارش اصفهان زیبا؛ دنیا این روزها حیرتزده ایران است. انگشتبهدهان مانده از «خیابان» ایران اما ایرانیان به این روزها عادت دارند. ملت ایران در حیات نورانیاش روزهایی این چنین را بسیار بسیار زیسته است. دستههای مردمی که این شبها به خونخواهی رهبر و امام شهیدشان به خیابانها آمدهاند، برگرفته از همان الگوی محرم و خرداد سال ۱۳۴۲ است، همان روزهایی که هیئات و دستههای مردمی به فرمان آقاروحالله خمینی (ره) در روزهای پرخفقان رژیم شاه بیرون آمدند و اسلام را فریاد زدند.
فریادهای بغضآلود این روزهای ملت ما برگرفته از همان الگوی روزهای پرالتهاب انقلاب ۱۳۵۷ است، روزها و شبهایی که مردم آنقدر شبها بر بام خانهها فریاد الله اکبر سر دادند و روزها علیه رژیم پهلوی تظاهرات کردند که شاه را هراسان و مستأصل و ناامید کردند و از کشور فراری دادند.
صفوف داوطلبان مردمی برای حضور در ایست بازرسیها برگرفته از همان الگوی کمیتههای انقلاب اسلامی است. کمیتههایی که از فردای پیروزی انقلاب اسلامی، با پاسداری شبانهروزی از کشور در هر کوچه و محله و خیابان، انقلاب نوپایشان را در مقابل کودتا و شورش ضدانقلاب و ساواکی و گروهکی و تجزیهطلب و دشمن خارجی حفظ کردند.
تشییع باشکوه این روزهای مردم از شهدایمان برگرفته از همان الگوی عشق امت به نظام اسلامی است که هر زمان دشمنان اسلام بزرگان و مسئولان و متفکران انقلابمان را شهید میکردند، مردم خودجوش و سرازپانشناخته، به خیابانها میریختند و از نظام و انقلاب دفاع میکردند.
فاطمه جوشی؛ فرمانده بسیج خواهران آبادان در دوران جنگ اینطور تعریف میکند: «۷ تیر سال ۶۰، خبر شهادت شهید بهشتی را در بیمارستان امام خمینی آبادان از رادیو شنیدیم؛ خبر واقعاً تکاندهندهای بود. همه بیمارستان گریه میکردند؛ پرسنل، رزمندهها، حتی مجروحها. از شدت غم همه از بیمارستان راه افتادیم و آمدیم بیرون. همه آبادان راه افتادند. کسی راهپیمایی را رهبری نمیکرد؛ همهچیز خودجوش بود. همه گریه میکردند و شعار میدادند «مرگ بر منافق». من تا قبل از آن راهپیمایی به این شکل ندیده بودم. همزمان با راهپیمایی ما عراق هم شهر را میزد. زیر توپ و خمپاره تا ایستگاه کلانتری۳ راهپیمایی کردیم.»
حضور مداوم مردم باوفای ما در تجمعات شبانه و روزانه، زیر بمباران دشمن آمریکایی صهیونی، برگرفته از همان الگوی دوران موشکباران و بمباران شهرها در دهه شصت است که مردم هیچ گاه پشت جبههها و نمازجمعهها و راهپیماییها و از همه مهمتر شهرهایشان را علیرغم تهدیدهای موشکی صدام خالی و ترک نکردند.
رحمت خدا بر امام شهیدمان، خامنهای عزیز، که سال ۱۳۹۹، در چهلمین سالگرد شروع جنگ، اهمیت پشت جبهه را اینطور تشریح کرد و به مردم ایران بالید: «همه که نمیتوانند تفنگ دست بگیرند؛ رغبتها و تمایلات و تواناییها مختلف است؛ بعضیها پشت جبهه میتوانند نقش بیافرینند و نقش آفریدند. اوّلاً کمکهای مالی، آذوقهرسانیها که مهم بود و بسیار تأثیر داشت، تا رسیدگی به مجروحان، تا بدرقهی باشکوه شهیدان. بنده بارها گفتهام اگر از شهدا یک چنین تکریمی و احترامی نمیشد، شوق شهادت این جور در دلها مشتعل نمیشد، آن طوری که شد. … حمایتهای فرهنگی و تبلیغاتی، از شعر و شعار تا خنثیسازی عملیّات روانی دشمن، تا پذیرایی و اسکان جنگزدهها، تا ماندن مردم برخی از شهرهای زیر موشکباران دشمن مثل دزفول؛ یکی از موارد افتخارآمیز پشت جبهه، همین ماندن مردم اهالی بعضی از شهرها است؛ چه در کردستان، چه در خوزستان و در سایر استانها؛ در بعضی از شهرها مردم در شهر ماندند با اینکه شهر محل تهاجم شدید پیوسته دشمن بود.»
لبیک این روزهای مردم به ندای رهبر شهید و رهبر حاضرمان برای حفظ ایران برگرفته از همان الگوی جنگ تحمیلی هشت ساله با عراق است که هرگاه جبههها خالی یا کم از رزمنده میشد، با یک سخنرانی امام خمینی (ره)، مردم و رزمندهها از اقشار مختلف از هر شهر و روستای کشور سوی جبههها پرواز میکردند.
خیابانهای پر از مردمِ عاشق و دلخون از شهادت رهبرمان برگرفته از همان الگوی روزهای رحلت امام راحل است؛ همان مردمی که تا یک سال، حرمِ امام محبوبشان را خالی نگذاشتند و گرد شمع وجود او میگشتند.
بعثت پرافتخار این روزهای مردم ما برگرفته از همان الگوی تکرارشونده یادگار از مولا و مقتدا و امام شهیدمان است که هر زمان کشور درگیر فتنه و آشوب میشد، کافی بود فراخوان بدهد تا مردم خیابانها را پـُر و توطئهها را خنثی کنند.
کتاب تاریخ درخشان ایران اسلامی سرشار است از این ایامالله. این روزها همان الگوهای تجربه پسداده ملت است که ایران امروز را حفظ میکند. ملت ایران سالهاست این روزها را تمرین کرده تا امروز به پیامبری مبعوث شده است. برای ایران هر روزِ این جنگ، یومالله است.



