به گزارش اصفهان زیبا؛ این روزها برخی میپرسند شهرداری اصفهان در جنگ رمضان کجا بود؟ پرسشی که علی قاسمزاده، شهردار اصفهان پس از آتشبس به بعضی پاسخهای آن اشاره و گوشهای از مجاهدت نیروهای شهرداری در عرصههای مختلف را روایت کرده است. جنگ رمضان از نهم اسفند با حمله ناجوانمردانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به بیت رهبری آغاز شد. لحظهای نگذشت که همه دستگاهها به حال آمادهباش کامل درآمدند.
جنگی تمامعیار با رژیم خبیث صهیونی و آمریکای جنایتکار آغاز شد، جنگی که ۴۰ روز تمام مردم را پای کار ایران آورد. تجاوز دشمن به جان و مال مردم، به زندگی و خانههایشان، دستگاههای مختلف را هم به میدان خدمت شبانهروزی کشاند. دیگر ساعتها معنا نداشتند. مردم شبها در خیابانها حضور داشتند، فرماندهان و نظامیها در میدان نظامی جانفشانی میکردند و بخشهای مختلف کشور هم نمیگذاشتند کار مردم روی زمین بماند. در این میان، شهرداری اصفهان بهعنوان یکی از دستگاههای خدمترسان پیشگام، از همان لحظههای نخست، تمام نیروهای خود را در حوزههای مختلف بسیج کرد.
همه پای کار آمدند تا شهر پویا بماند. شهرداری اصفهان که پیش از این، تجربه جنگ دوازدهروزه و بحرانهای ریزودرشت دیگری را در این دوره مدیریتشهری از سر گذرانده بود، اینبار هم با برنامهریزی قبلی، بخشهای مختلف را همگرا و هماهنگ به میدان آورد؛ تجربهای که نشان داد مدیریت بحران، فقط یک تئوری نیست؛ بلکه تمرین میدانی روزهایی است که هیچکس انتظارش را ندارد. درلابهلای شلوغی کارهای علی قاسمزاده، شهردار اصفهان، در وسط جنگ فرصتی پیدا میکنیم تا پای صحبت او بنشینیم. فرصتی برای پاسخ به سؤالی که این روزها خیلیها میپرسند: «شهرداری اصفهان در این ۴۰ روز جنگ، چه کرده است؟» روایت ۴۰ روز جهاد بیوقفه، از آواربرداری تا اسکان، از جهادگران گمنام تا پویش «نذر خدمت».
70درصد جمعیت حاضر در خیابانها بانوان هستند
آقای قاسمزاده، این روزها حالوهوای شهر را چطور میبینید؟ فضای شهر اصفهان در جنگ رمضان چقدر با قبل فرق کرد؟
سالی کاملا متفاوت و به نظر من تکرارناشدنی داشتیم. اتفاقی که امسال در ایران و در اصفهان بهعنوان بخشی از این سرزمین بزرگ رقم خورد، در تاریخ تمدن ایران اتفاقی بیبدیل، بینظیر و شاید تکرارنشدنی باشد؛ بهویژه عظمتی که خلق و مصیبتی که به ملت وارد شد، مصیبتی که توسط ملت ما به حماسه تبدیل شد؛ اینکه دشمن بهترینهای فردی را بگیرد، اما او نشکند و مصیبت را به حماسه تبدیل کند و مقابل قدرت بزرگ دنیا، کسی که فقط با چشم و ابرو دنیا را تنظیم میکرد و سایر قدرتها از آن میترسیدند، بایستد و اینطور سربلند تا اینجای کار بیرون آید. این معادلهها بسیار عجیب بود و خداراشاکر هستیم که زیست در این روزها را نصیب ما کرد؛ هرچند بهشدت مسئولیت را بالا میبرد.
کار ما فوقالعاده سنگین شد و امیدواریم بتوانیم مقابل دو قله عظمت، یکی رهبری که با خون خودشان صداقتشان را برای آنهایی که باور نکرده بودند، امضا کردند و قله دوم مردم سربلند باشیم. ما مردم عجیبی داریم. آنها بسیار خوب و چهبسا فوقالعاده هستند که این شبها حماسه خلق کردند و اینطور با هیجان و شور و حماسه در صحنه دفاع از میهن حاضر شدند. بین مردم، بانوان بسیار زیاد نقشآفرینی کردند؛ زمانی حضرت امام خمینی(ره) فرمودند: «ما پیروزی انقلاب را مرهون بانوان هستیم.» آن زمان چندان متوجه اهمیت این سخن نشده بودیم. برایمان تعریف میکردند وقتی بانوان در راهپیماییها کف خیابان آمدند، رژیم فهمید که کار تمام است و اینبار، بازهم آن را تجربه کردیم؛ چراکه ۷۰درصد جمعیت حاضر در خیابانها «بانوان» هستند.
نکته دیگری که نباید از آن غافل باشیم، این بود که در خلق این عظمت، همه آمدند و افراد از یک قشر یا سلیقه نبودند. با وجود تنوع سلایق همه کنار هم یک ملت ایرانی شدیم که ادبیات آن را حضرت آقا به ما آموختند. ایشان شب عاشورا به مداح اهلبیت(ع) گفتند: «از ایران بخوان.» اهل علم میدانند این سنتشکنیها را یک فقیه و بصیر میتواند تشخیص دهد که در حال حاضر ادبیات باید چه باشد که بتواند انسجام را ایجاد و اجتماع را فراهم کند یا آن واژهای که «بهزودی مردم ما برای رسالت مبعوث خواهند شد» یا تعبیر بسیار ظریف و دلنشین حضرت آیتاللهالعظمی سید مجتبی خامنهای که فرمودند: «وقتی خدا آیهای را بگیرد، آیه بهتری یا شبیه آن را میدهد».
بسیاری گمان کردند رهبر سوم انقلاب دارند از خودشان تعریف می کنند؛ اما ایشان در توضیح این کلام فرمودند: «اگر خداوند رهبر را از ما گرفت، ملتی را به رهبری جامعه قرار داد تا امور را مدیریت کند که بهتر یا شبیه رهبر قبل است» و همانطور که دیدید، مردم خودشان مدیریت را برعهده گرفتند.
روزهای عجیبی بود و لحظهلحظه آن عظمت داشت و تا اینجا خدا را شکر میکنیم که این صحنهها را دیدیم و چیزهایی را که بیشتر شبیه افسانه بود، تحقق بخشیدیم. بیشک در نهایت پیروز جنگ تحمیلی سوم ایران عزیز و سرافراز است؛ هرچند نمیتوان درباره آتشبس روی حرف یک قمارباز حساب کرد و باید در آمادهباش کامل باشیم و مذاکرهها را تحت مدیریت و درایت حاکمیت که در رأس آن حضرت آیتالله مجتبی خامنهای هستند، پیش ببریم.
بسیاری از خانوادهها این روزها دلشان پیش خانه و کاشانه خودشان است. کسی که خانهاش آسیب دیده، چند روز باید منتظر بماند تا کارشناس به درِ خانه او بیاید؟
روالی که داریم به این ترتیب است که وقتی نقطهای مورد اصابت قرار میگیرد، نخستین گروهی که بهسرعت باید برای اطفای حریق در میدان حاضر شوند، نیروهای آتشنشانی هستند و کنار آنها نیروهای کنترلنظارت شهرداری حاضر میشوند تا ترافیک مسیرهای منتهی به نقطه اصابت را مدیریت کنند. پس از آنها، نیروهای سازمان خدمات موتوری برای آواربرداری حضور پیدا میکنند و سایر بخشها نیز به همین ترتیب تا شهر مجدد به شرایط اولیه و عادی بازگردد. به موازات نیروهای شهرداری، امدادگران اجتماعی که بیشتر گروههای جهادی هستند و با شهرداری هماهنگ شدهاند، ورود میکنند و نیروهای ادارات فرهنگی مناطق در هر نقطهای اصابت داشته باشیم، به خانهای که دچار آسیب شده یا امنیت و ایمنی آن از بین رفته است، مراجعه کرده و به افراد جنگزده اعلام میکنند که از حیث محل سکونت موقت، نگرانی نداشته باشند.
نیروهای شهرداری با حضور در محل اصابت، ضمن شناسایی دقیق واحدهای آسیبدیده، به ثبت جزئیات خسارات، تهیه صورتجلسه و مستندسازی اقدام میکنند که این خسارات میتواند شامل آسیبهای سازهای، تخریب کامل یا خسارت به لوازم داخلی باشد. بسیاری افراد بهدلیل قوت خویشاوندی و صلهرحمی که در جامعه ما وجود دارد، به خانه اقوام میروند و خانوادهها یکدیگر را پوشش میدهند؛ این هم یکی از ویژگیهای خوب جامعه ماست. شهرداری اصفهان هرکسی را که از امنیت و ایمنی سرپناه خود خارج شده است، اسکان داده و لیست انتظار نداشتیم. همیشه ظرفیت پیشبینیشده ما بیش از اسکانی بوده که برای آن درخواست اعلام شده است؛ حتی ساعات اولیه اصابت، بنر در محیط مربوط نصب میشود که اگر محل سکونت افراد آسیب دیده است، با سامانه ۱۳۷ شهرداری اصفهان تماس بگیرند و اعلام نیاز کنند. موارد تماسگرفتهشده به ستاد اسکان اضطراری اعلام میشود و ستاد به اسکان افراد اقدام میکند.
کسی که به محل اسکان اضطراری میرود، در دو حالت از آن محل خارج میشود: نخست اینکه، مرمت خانه او انجام میشود و به خانه خود بازمیگردد و دوم اینکه، خانهای که بهطور کامل خراب شده و نیاز به مرمت اساسی یا بازسازی کامل دارد و ممکن است تا دو سال طول بکشد، پیشبینی شده است با هماهنگی افراد آسیبدیده جنگ در محلهای که ساکن بودند، خانهای انتخاب و رهن میکنند و هزینه رهن را شهرداری پرداخت میکند؛ آنجا ساکن میشوند تا خانه قبلی ساخته شود و به آن بازگردند؛ زیرا بر این باوریم کسی نباید بلاتکلیف بماند.
جاهایی که مورداصابت قرار گرفته است نیز به دو دسته تقسیم میشود: نخست، خانههایی است که احتمال دارد باز هم موردحمله و تجاوز دشمن قرار گیرد؛ نمونه آن در خیابان کاوه اصفهان بوده و دوم، خانههایی است که محیط آن در وضعیت سفید قرار دارد و مقامات امنیتی اعلام کردهاند احتمال اصابت در این نقاط ضعیف است؛ بنابراین طی ۷۲ ساعت آن دسته از خانههایی که مرمت جزئی داشت، بهسرعت مرمت شد و افراد به منازل خود بازگشتند. هرکجا وضعیت سفید باشد، طی ۲۴ ساعت تا یک هفته برای سکونت مجدد افراد مرمت میشود.
فرشتههایی با لباس کارگری در خیابانهای اصفهان
یکی از مواردی که خیلی دیده میشود، حضور گروههای جهادی و مردم عادی پای کار است؛ آنها چطور با شهرداری هماهنگ میشوند؟
گروههای جهادی انسانهای فوقالعادهای هستند؛ حتی میتوانم بگویم آنها فرشته هستند که بدون مزد و منت میآیند، با تمام توان وارد مسیر خدمت میشوند و بههیچوجه برایشان مهم نیست که جارو یا بنایی کنند؛ فقط دغدغه خدمت به مردم را دارند تا هموغم را بردارند. گروههای جهادی دغدغه دارند کمک کنند تا افراد یک ثانیه هم که شده است زودتر به آرامش برسند. بیشتر آنها افراد تحصیلکرده، مهندس، پزشک یا طلبه هستند؛ درحالیکه با لباس کارگری و خاکی آنها را میبینیم.
یکروز بهطور اتفاقی یکی از اعضای گروههای جهادی را شناختم؛ یک روحانی را که برایم بسیار عزیز بود، در لباس کارگری با بیل در دست دیدم. گروهی جهادی در محله هفتون کار میکردند؛ بعد فهمیدم دانشجویان تحصیلکرده و استادان دانشکده مهاجر بودند که گروهی جهادی تشکیل داده بودند و بدون هیچ نام و نشانی فقط برای رضای خدا و خدمت به مردم به میدان خدمت آمده بودند. اینکه گروههای جهادی چطور با شهرداری آشنا شدند، اینگونه بود که وقتی یکی از نقاط شهر اصفهان مورد اصابت قرارگرفت، برای بررسی شرایط آنجا رفتم. آقایی بسیار متواضع ایستاده بود. او رو به من گفت: «ما گروه جهادی هستیم. اگر کاری داشته باشید، ما انجام میدهیم.» شماره تلفن او را دریافت کردم و در اختیار مدیرکل مدیریت بحران شهرداری اصفهان قرار دادم.
این ارتباط موجب شد گروههای جهادی توسط این فرد که سرتیم بود، معرفی شوند و هر ساعت از شبانهروز که به حضور آنها نیاز داشتیم، در محل حاضر شدند. برای بازدید به محله قائمیه رفتیم. گروههای جهادی کار میکردند. زمان ناهار به تعداد افراد حاضر گروههای جهادی ناهار به محل رسید؛ اما تعداد افراد آسیبدیده جنگ رمضان در آن محل برای غذا محاسبه نشده بودند؛ ازاینرو بچههای جهادی غذاهای خودشان را به آسیبدیدگان دادند.
آنها درحالیکه از نیمهشب آنجا حضور یافته و خسته کار بودند، اما وقتی دیدند زن، مرد یا کودک جنگزده بدون غذا هستند، غذای خود را به افراد مصیبتدیده دادند. فکر میکنم خیلی از برکات و توفیقهای نظام مربوط به این جنس افراد است که خالصانه کمک میکنند. اینها را خدا میبیند و عیار جامعه ما بالاتر میرود.
سامانه ۱۳۷ این روزها حسابی شلوغ شده است؛ نه؟ تعداد تماسها با این سامانه در ایام جنگ رمضان چقدر بوده و برای جلوگیری از سوءاستفادههای احتمالی یا ثبت خسارتهای غیرواقعی، چه فرایندهای کنترلی در ارزیابیها پیشبینی شده است؟
در جنگ تحمیلی رمضان همه بخشهای شهرداری آمادهباش و درگیر بودند و هیچ بخشی فارغ از شرایط جنگی نبود؛ البته نیروهای خدمات شهری شهرداری ازجمله آتشنشانان، خدمات موتوری و پسماند، با ضریب بسیار بالاتر بهصورت بیستوچهارساعته در آمادهباش بودند. ساختارهایی همچون ۱۳۷ که برای ارتباط با مردم در طول شبانهروز کمک میکردند، این روزها کارایی بسیار زیادی داشته است؛ ۱۳۷ شرایط را برای پشتیبانی ایجاد کرد.
ابتدا فرض را بر اعتماد گذاشتیم؛ هرکس تماس میگرفت، خدماتی را نیز دریافت میکرد؛ اما در حال حاضر گزارشها در مناطق بررسی و تیمی مرکب از معاونت عمران، معاونت فرهنگی و یک معتمد محلی، محلها را ارزیابی میکند و صحتسنجی انجام میشود. تا هجدهم فروردین حدود یکهزار تماس با ۱۳۷ منجر به اسکان آسیبدیدگان جنگ رمضان شده است.
درباره خودروهایی که بیمه ندارند، چه تدبیری شده است؟ کسی که ماشینش جلوی خانهاش خسارت دیده است و بیمه هم ندارد، باید چهکار کند؟
در شرایط جنگی این موارد مشکلی ندارد. مالک خودرو باید بهسرعت اعلام خسارت کند. نیروهای انتظامی در محل حاضر میشوند؛ صورتجلسه تنظیم میشود و بیمه ایران آن را بهعنوان سند میپذیرد و خسارت را پرداخت میکند؛ البته از سقف پرداخت خسارت بیمه اطلاع ندارم.
80 خانواده در اصفهان خانه خودشان را نذر کردند
پویش «نذر خدمت» که راه انداختید، چقدر مورداستقبال مردم قرارگرفت؟ چند نفر از مردم خانه خالیشان را در اختیار آسیبدیدگان قرار دادند؟ مردم چطور کمک کنند تا کار سریعتر پیش برود؟
استقبال مردم با اینکه تبلیغ زیادی نکردیم، فوقالعاده چشمگیر بود. بخش ارزشمند، خانههایی بود که شش ماه تا دو سال باید در اختیار قرار میدادیم تا افرادی را که خانههای آنها بهطور کامل تخریب شده بود، اسکان دهیم. بیش از ۸۰ خانواده در قالب پویش نذر خدمت خانه در اختیار آسیبدیدگان جنگ قرار دادند. این پویش همچنان ادامه دارد. از همه همشهریان دلسوز و فداکار دعوت میشود چنانچه سرپناه بدون استفادهای دارند، از طریق تماس با سامانه تلفنی ۱۳۷ یا مراجعه به پایگاه اینترنتی http://my.isfahan.ir/davam در طرح بزرگ نذر خدمت ثبتنام کنند.
بودجه این همه بازسازی را از کجا تأمین میکنید؟
دولت وظیفه ارزیابی خسارات و مرمت جزئی را طبق مصوبهای به شهرداریها در کلانشهرها واگذار کرد؛ اما منبع آن را مسکوت گذاشته است؛ البته موضوع را پیگیری میکنیم. با همکاری، همراهی و مدیریت استاندار اصفهان، صندوق مشترکی پیشبینی شده است که برخی صنایع رقمی را ودیعه بگذارند تا ما آن را برای رهن خانههایی که برای اسکان موقت نیاز داریم، استفاده کنیم. این منبع مالی را به کمک ظرفیت استان تأمین کردهایم.
ماندگارترین صحنه جنگ رمضان از زبان شهردار اصفهان
از میان همه اتفاقهایی که این روزها افتاده است، کدام صحنه یا رفتار مردم برای خودتان ماندگارترین بود؟
زیباییها متنوع و متعدد است. شبها در خیابان حماسه، خلاقیت و مهربانی میبینید و نمیتوان تفکیک قائل شد؛ زیرا زیبایی در زیبایی است. صحنه جذاب برای من، شبی بود که یک خانم کهنسال روی ویلچر برقی پرچم ایران را در دست داشت و از میدان حضور به خانه بازمیگشت. او تکوتنها بود. با خودم میگفتم این چه همت و ارادهای است که این وقت شب این زن را تنها روی ویلچر به خیابان میکشاند! صحنه عجیب و زیبایی بود. در جنگ تحمیلی سوم همه گروهها در تمام ردههای سنی میتوانستند بهعنوان رزمنده ایفای نقش کنند. به نظر من، قدرت صحنههایی که مردم خلق کردند، کمتر از موشکهای میدان نبرد نبود.
خدمات مدیریتشهری اصفهان در جنگ رمضان طی این ۴۰ روز را چطور ارزیابی میکنید؟
فوقالعاده عالی بود. من دستبوس نیروهای شهرداری اصفهان هستم که این روزها سنگتمام گذاشتند. خوابوخوراک و همهچیز خود را کنار گذاشتند. باید در فرصت مناسب خداقوتی به آنها بگوییم و از خانوادههایشان برای صبر و بردباری که داشتند، قدردانی کنیم. به محض اصابت، اولینگروهی که در محل حاضر میشدند، نیروهای جانبرکف آتشنشانی بودند و نیروهای خدمات موتوری شهرداری با تجهیزات خود آواربرداری میکردند.
تشکیلات و ساختار شهرداری بهگونهای است که نیروها مویرگی در همه جای شهر حضور دارند و بدون نگرانی و ترس ورود پیدا میکنند و در بحرانهای مختلف خدمترسانی کردهاند. بد نیست یک لطیفه بگویم؛ در بعضی جلسهها برخی افراد سؤال میکنند «آقا شهرداری در شرایط جنگ کجاست؟» مشخص است آنها شهر و شهرداری را نمیشناسند.
تجربه «جنگ رمضان» چه تغییری در ساختار مدیریت بحران شهرداری اصفهان ایجاد کرد؟
در حال حاضر نقاط ضعف و قوت خود را میدانیم؛ در جنگ دوازدهروزه برخی تجربهها را بهدست آوردیم و در جنگ رمضان تجربه بیشتری کسب کردیم. مدیریتشهری اصفهان ستاد بحران شهرداری را تقویت کردیم؛ مکان و تجهیزات استاندارد برای آن پیشبینی و مدیریت و ساختار آن تقویت شد. در مدیریت بحران همه فرضیهها را موردتوجه قرار داده بودند؛ بسیار خرسندم که در اجرا و عملیات هم نیروهای شهرداری بسیار خوب عمل کردند.
به فضل الهی بهزودی جشن پیروزی انقلاب اسلامی ایران در جنگ رمضان را با مردم همدل خودمان برگزار خواهیم کرد. پس از تمامشدن این جنگ نخستینکاری که میکنید چیست؟
اسکان، مرمت و بازسازی اماکن آسیبدیده از جنگ بهعهده شهرداریها گذاشته شده است؛ درحالیکه ۱۰ روز اول جنگ برعهده بنیاد مسکن انقلاب اسلامی بود؛ اما با توجه به اینکه بار مسئولیت بنیاد سنگین شده بود، جزو وظایف شهرداریها قرار گرفت. ما باید خیال خودمان را از اسکان و مرمت خانههای آسیبدیدگان جنگ رمضان راحت کنیم؛ علاوه بر این اقدامها، امور جاری شهر نیز بهنحو احسن انجام شده است و هیچ خللی در انجام کارها نداشتیم؛ با وجود شرایط جنگ و نوروز، بارشهای اخیر را نیز مدیریت کردیم. سال جدید پروژههایی را آغاز کردهایم، باید پروژههای نیمهتمام ازجمله زیرگذر شهید رئیسی در محور فرودگاه، پروژه مجموعه پلهای شهید فخریزاده، باغ تندرستی، فاز سوم باغ فدک و باغ مشاهیر را به ثمر برسانیم. پروژهها باید با قوت پیش برود و پروژههای جدید ۱۴۰۵ نیز موردتوجه قرار گیرد.



