چه بر سر زنان ما آمده است؟

هرجا سخن از نظافت و زیبایی است، عموما زنان به‌خاطر می‌آیند. آن‌ها به تمیزی، زیبایی، چیدمان و هماهنگی رنگ‌ها توجه دارند؛ ساعت‌ها وقت صرف می‌کنند تا غذا بپزند و آن را تزیین کنند؛ لباسی بدوزند یا آن را انتخاب کنند که رنگ‌هایش با هم هماهنگ بوده و مطابق سلیقه‌شان باشد؛ مدت‌ها جلوی آینه می‌ایستند تا ظاهرشان را مرتب کنند؛ بسیار فکر می‌کنند که چیدمان وسایل خانه را چگونه قرار دهند تا زیباتر و آرامش‌بخش‌تر به‌نظر آید و… .

تاریخ انتشار: 08:35 - یکشنبه 6 اردیبهشت 1405
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
چه بر سر زنان ما آمده است؟

به گزارش اصفهان زیبا؛ هرجا سخن از نظافت و زیبایی است، عموما زنان به‌خاطر می‌آیند. آن‌ها به تمیزی، زیبایی، چیدمان و هماهنگی رنگ‌ها توجه دارند؛ ساعت‌ها وقت صرف می‌کنند تا غذا بپزند و آن را تزیین کنند؛ لباسی بدوزند یا آن را انتخاب کنند که رنگ‌هایش با هم هماهنگ بوده و مطابق سلیقه‌شان باشد؛ مدت‌ها جلوی آینه می‌ایستند تا ظاهرشان را مرتب کنند؛ بسیار فکر می‌کنند که چیدمان وسایل خانه را چگونه قرار دهند تا زیباتر و آرامش‌بخش‌تر به‌نظر آید و… .

زنان گل‌ها را دوست دارند و کمتر زنی‌ پیدا می‌شود که در مقابل هدیه‌گرفتن گل، مقاومت کند و دلش نرم نشود. لطافت، ظرافت و زیبایی، با وجود زن آمیخته شده است.
عموم زنان در مقابل یک بچه گربه یا جوجه گنجشک یا در برابر یک نوزاد انسان، آن‌چنان به وجد می‌آیند که بی‌اختیار با دست و سر وچشم و لب عکس‌العمل نشان می‌دهند.همۀ‌ این‌ها را از گذشته‌ها تا امروز دیده‌ایم؛ اما… .

سال‌های دهه‌ پنجاه قبل از انقلاب، انتظارها برای عموم زنان ایران این بود: یادگیری آشپزی و هنرهایی مثل بافتنی وخیاطی و درنهایت ازدواج‌کردن و فرزندآوری و شوهرداری به معنای مطیع محض همسر بودن. پدران برای علم‌آموزی دختران خود، درس‌خواندن تا کلاس پنجم را نهایتا کافی می‌دانستند؛ آن‌هم برای سواد خواندن و نوشتن و کمی حساب.
عموم زنان حد تصورشان از خودشان، ضعیفه‌ای بود که در سایه مردان خانه معنا پیدا می‌کرد.

انقلاب شد. انفجار نوری رُخ داد. امام خمینی(ره) در سخنرانی‌های خود به زن نقش جدیدی اضافه کردند؛ هویتی عجیب و جدید!
قدم‌به‌قدم، فضا برای زنان و نقش آنان باز شد. مردان پذیرفتند که زنان نقش بیشتری دارند. زنان خود را علاوه‌بر تمام آن لطافت‌ها و ظرافت‌ها و زیبایی دوست‌داشتن‌ها، در جایگاه متفاوتی دیدند. نقش تربیتی‌شان در خانواده پررنگ‌تر شد و نقش اجتماعی‌شان همراه با مراحل انقلاب به نحوی عمومی رنگ خاصی گرفت.

امام خمینی(ره) به نقش مادری زنان، رسالت خانواده و تأثیر اجتماعی زنان در راه‌پیمایی‌ها و حرکت‌های عمومی و تأثیر اراده‌ آنان بر اراده مردان و به حجاب زنان در جامعه تأ کید کردند و از آن عقب‌نشینی نکردند. مرحله به مرحله پوشش زنان به‌سمت حجاب رفت.
با فرمایشات امام راحل، حرکت علم‌آموزی زنان رو به جلو رفت و نهضت سوادآموزی شکل گرفت.بسیاری از مربیان این نهضت، بانوان و درصد بسیاری از سوادآموزان نیز بانوان بودند.درصد بی‌سوادی کم شد و سطح سواد خواندن ونوشتن زنان بالا رفت. اما تمام ماجرا همین نبود. زنان نقش گرفتند و توجه به علم‌آموزی در زنان قدم‌به‌قدم جلو رفت. دیگر فقط سوادداشتن هدف نبود؛ درس‌خواندن و کسب علم، فضیلت برای هر زن شد.این حرکت جلو رفت.

جنگ شد. مردان زیادی به جبهه رفتند و زنان بسیاری به دانشگاه. در زمان جنگ ادامه‌تحصیل بانوان در دانشگاه‌ها رو به افزایش رفت؛ همچنین زنان زیادی در دوران جنگ نقش‌های جدیدی گرفتند، نقش‌هایی از جنس پشتیبانی: دوختن، بافتن، مرباپختن و جمع‌آوری امکانات و وسایل لازم برای مردانی که به جنگ می‌رفتند. اگر این مردان از اعضای خانواده‌ خودشان بودند، حمایت زنانه شکلی داشت و اگر از خانواده‌ خودشان نبود، شکلی دیگر . نقش دیگر بانوان حمایت از زنان آسیب‌دیده از جنگ بود؛ مثل زنان شهدا، زنان جانبازان، حتی زنان جنگ‌زده
و … .

جنگ تمام شد.امام خمینی(ره) رحلت کردند و رهبری امت با امام خامنه‌ای(ره) ادامه پیدا کرد. با هدایت ایشان، دیگر زنان ما به مرحله‌های مختلف علم‌آموزی در سطوح بالا، ورزش، هنرو… وارد شدند.
قدم‌به‌قدم با هدایت‌های رهبری امام خامنه‌ای(ره) زنان بیشتر به‌سمت علم‌آموزی رفتند و در تخصص‌های مختلف آن‌چنان جلو رفتند که اکثر نیروهای آموزش‌وپرورش را بانوان تشکیل دادند. دیگر دیدن زنان زیادی که با اتومبیل رانندگی می‌کردند یا پزشکان زن، حتی در رشته‌های تخصصی، حضور مهندسان زن موفق در رشته‌های مختلف یا تحلیلگر و خبرنگار و گوینده خبر زن برایمان عجیب نبود؛ حتی مدرسان بانو در علوم دینی هم بسیار پرورش یافتند و حوزه‌های علمیه‌‌ بانوان به‌وفور ایجاد شد.

در برنامه‌های تلویزیونی، کارشناس زن در حوزه آب‌وهوا گرفته تا عکاسی وهنر ومعماری وپزشکی و سخنران دینی و… به راحتی دیده می‌شد. البته جالب است که این زنان از طبقات مختلف جامعه به این موقعیت‌ها رسیده‌اند.

حتی در جلسه‌های هم‌اندیشی و مباحثه علمی، زن ومرد در یک موضوع واحد بحث می‌کنند؛ بدون آنکه زن‌بودن یا مردبودن نقش داشته باشد.
طبق هدایت رهبری، بانوان بسیاری قلم برداشتند و نوشتند و زنان نویسنده‌ بسیاری پرورش یافتند. جنگ دوازده‌روزه واتفاق‌های دی‌ماه 1404 مثل تکانه‌های عجیب رُخ داد؛ سپس شهادت امام خامنه‌ای(ره) وشروع جنگ با اسرائیل و آمریکا.

این روزها وشب‌ها عموم دختران و بانوان را در جای والاتری می‌بینیم؛ زنانی که بسیار تلاش می‌کنند و بی‌تاب هستند تا هویت ایجادشده در درونشان را به شکلی نشان دهند. در موکب‌ها بیشتر زنان مشاهده می‌شوند و پرچم‌ها را در خیابان‌ها تکان می‌دهند. شجاعتی که حتی در موقع حمله‌ هوایی در درونشان می‌جوشد، انگار اثرات همان انفجار نور است. این روزها زنان هر اقدامی بتوانند، انجام می‌دهند. حضور در موکب، چایی درست‌کردن، غذا پختن، کمک مالی، فریادزدن و شعاردادن،همراهی در کاروان‌های شبانه، کمک‌های تخصصی، توجیه و تبیین اعضای خانواده و تشویق مردان به فعالیت در تمام این امور، آن‌هم در ماه مبارک رمضان!

سبک رفتار و شجاعتی که دختر و بانوی ایرانی 1404 دارد، با سبک بانوی 1354 یا 1364 یا 1374 یا 1384 یا 1394 متفاوت است. این دختر و بانوی رشدیافته، بالغ‌شده و عالم‌شده با استعدادهای شکوفا‌شده، شجاعانه بُروز می‌خواهد و به‌دنبال تأثیر جای خودش در جامعه است. این زن، جایگاهی یافته و تربیتی پیداکرده که بسیار دیدنی است و به بیان و قلم نمی‌آید. این زن تربیت‌یافتۀ مکتب امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای(ره) یعنی مکتب اسلام ناب است.

این زن همچنان نظافت را دوست دارد. زیبایی را دوست دارد. به هماهنگی رنگ‌ها توجه دارد. با دیدن گل لبخند می‌زند. غذا می‌پزد، خانواده‌داری می‌کند؛ ولی همه‌ی وجودش فقط این‌ها نیست. او به‌عنوان انسانی مستقل، هویتی جدید دارد، هویتی که نقش فردی و خانوادگی و اجتماعی را هم‌زمان باشکوه اجرا می‌کند؛ آنچه برای غرب و شرق باورش بسیار سخت است.
باید تلاش کنیم که تمام لحظه‌های این بُروز دختر و زن مسلمان را در تمام سنین ونقش‌ها، با عکس و فیلم و قلم ثبت و ضبط کنیم؛ زیرا آنچه بر سر زنان ما آمده، بسیار زیبا و باشکوه و عجیب است.