به گزارش اصفهان زیبا؛ در شرایطی که تحولات ژئوپلیتیکی و اقتصادی با شتابی فزاینده در حال تغییر است، مفهوم «تابآوری» به یکی از معیارهای اصلی سنجش قدرت کشورها تبدیل شده است؛ معیاری که نهفقط به توان نظامی، بلکه به ظرفیت عبور از بحران، حفظ جریانهای اقتصادی و تداوم کارکردهای حیاتی وابسته است.
در این میان، ایران بهعنوان کشوری که بیش از ۴۷ سال با اشکال مختلف تحریمهای مالی، نفتی و تجاری مواجه بوده، به نمونهای خاص در مقیاس جهانی تبدیل شده است؛ کشوری که با وجود اقتصادتحت فشارش، نهتنها از چرخه حذف نشده، بلکه در مواردی سازوکارهای جایگزین برای ادامه فعالیت اقتصادی خود ایجاد کرده است.
این تفاوت در مقایسه با کشورهایی از جمله ایالات متحد قابل توجه است؛ آنطور که آمریکا عمدتاً در جایگاه «تحریمکننده» عمل کرده، در حالی که ایران تجربه زیسته و مستمر در معرض «تحریمشدن» را داشته است.
همین تجربه، نوعی سازگاری ساختاری در اقتصاد ایران ایجاد کرده که به باور برخی تحلیلگران، آن را در برابر فشارهای خارجی مقاومتر ساخته است. با این حال، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا این تابآوری در برابر فشارهای جدید در بستر مقابله نظامی با آمریکا و در حال حاضر سناریوهایی مانند محاصره دریایی قابل تداوم است یا با چالشهای جدی مواجه خواهد شد؟
ایران در سایه فشارهای خارجی و گشایش مسیرهای جایگزین
یکی از محورهای اصلی فشار بر ایران، تلاش برای محدودسازی صادرات نفت و کاهش درآمدهای ارزی بوده است. در منطق این رویکرد، فرض بر این است که اختلال در فروش نفت میتواند به کاهش تولید، افزایش هزینههای نگهداری میادین و حتی خروج تدریجی برخی چاهها از مدار بهرهبرداری منجر شود؛ روندی که در نهایت زیان اقتصادی قابلتوجهی برای کشور به همراه خواهد داشت.
با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که ایران در مواجهه با چنین محدودیتهایی، با بهرهگیری از روشهای متنوع در بازاریابی، تغییر مسیرهای صادراتی و استفاده از سازوکارهای جایگزین، تلاش کرده جریان فروش نفت خود را حتی در شرایط فشار حفظ کند.
این مسئله در روزهای اخیر با اظهارات دونالدترامپ بار دیگر در کانون توجه قرار گرفت؛ جایی که او مدعی شد در نتیجه تشدید فشارها، «چاههای نفت ایران ظرف چند روز منفجر خواهند شد».
این ادعا با واکنش داخلی مواجه شد و محمد باقر قالیباف اعلام کرد که با گذشت مهلت مطرحشده، هیچیک از چاههای نفتی دچار چنین وضعیتی نشدهاند؛ موضوعی که در فضای رسانهای نیز بازتاب گستردهای یافت. همزمان، تحولات میدانی از شکلگیری و فعالسازی مسیرهای جایگزین اقتصادی در این ایران حکایت دارد.
گزارشها از ایجاد و توسعه کریدورهای زمینی، از جمله مسیرهای ترانزیتی از طریق پاکستان و … نشان میدهد که در شرایط محدودیتهای دریایی، تلاشهایی برای بازتعریف شبکه تجارت خارجی ایران در جریان است. این روند در کنار تجربه سالهای گذشته، این گزاره را تقویت میکند که ایران در مقاطع حساس، معمولاً با تکیه بر راهحلهای خلاقانه و مسیرهای غیرمتعارف، راههایی برای عبور از فشارها پیدا می کند.
در سطح راهبردی نیز تأکید بر حفظ موقعیتهای کلیدی ادامه دارد. آنطورکه رهبر معظم انقلاب، آیت الله سید مجتبی خامنه ای در بیانیه اخیر خود بار دیگر بر حفظ حاکمیت و حقوق ایران بر گذرگاههای استراتژیک، از جمله تنگههای مهم منطقه، تأکید کردند و این مسئله را بخشی از منافع قطعی کشور دانستند که در چنین بستری، تحلیل دیدگاههای کارشناسانی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چرا که این تحلیلها تلاش دارند در میان فشارهای خارجی و تحولات پرشتاب منطقهای، تصویری واقعبینانه از ظرفیت تابآوری اقتصاد ایران، ابزارهای در دسترس و سناریوهای پیشرو ارائه دهند.
محمد واعظ برزانی، عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان و کارشناس مسائل بینالملل، در اظهاراتی به بررسی ابعاد مختلف تحولات اخیر و وضعیت اقتصادی و راهبردی ایران در شرایط محاصره دریایی پرداخت.
واعظ در گفت وگو با «اصفهان زیبا» با اشاره به ماهیت دوگانه جنگها اظهار داشت: هر جنگ دارای دو صحنه اساسی است؛ نخست، صحنه درگیریهای نظامی و دوم، صحنهای در حوزههای دیگر بهویژه اقتصاد. به گفته این استاد دانشگاه، در شرایط فعلی صحنه نظامی تا حدی متوقف شده، اما صحنه اقتصادی همچنان فعال و تعیینکننده است.
واعظ تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران بهعنوان کشوری که مورد تجاوز قرار گرفته و پیشتر نیز تحت تحریمهای نامشروع بوده، تلاش کرده از طریق ابزارهایی مانند مدیریت عبور و مرور شناورها در تنگه هرمز، از حقوق خود دفاع کند. در مقابل، ایالات متحده بهعنوان محور نظم منطقهای سنتی، با احساس تضعیف موقعیت خود، سیاست محاصره دریایی ایران را در پیش گرفته است.
او افزود: اجرای این سیاست با محدودیتهایی از جمله گستردگی جغرافیایی منطقه، احتمال اقدامات متقابل (اعم از اعلامشده و اعلامنشده) و حتی احتمال انسداد برخی گذرگاهها مواجه است. به اعتقاد این کارشناس اقتصادی، نتیجه این تقابل به «جنگ ارادهها» بستگی دارد؛ به این معنا که طرفی که از تابآوری بیشتری برخوردار باشد، دست برتر را خواهد داشت.
اهمیت صادرات نفت برای اقتصاد ایران
در بخش دیگری از این گفتوگو، این واعظ به مسیرهای تجاری ایران اشاره کرد و گفت: مجراها و کریدورهای متعددی برای تجارت ایران وجود دارد و در صورت وجود قدرت خرید، امکان واردات کالا از مسیرهایی مانند پاکستان، ترکیه، بنادر دریای عمان و بنادر دریای خزر از جمله امیرآباد فراهم است.
او همچنین به اهمیت صادرات نفت برای اقتصاد ایران پرداخت و تصریح کرد: اقتصاد کشور برای تأمین ارز مورد نیاز واردات به فروش نفت وابسته است و در عین حال، صادرات نیز نقش مهمی در تأمین نیازهای اقتصادی دارد. واعظ پیشبینی کرد که با وجود فشارهای ناشی از محاصره دریایی آمریکا، ایران با بهرهگیری از راهحلهای خلاقانه میتواند در بازه زمانی چند هفته تا چند ماه آینده شرایط را مدیریت کرده و تغییراتی در وضعیت موجود ایجاد کند.
او همچنین در خصوص مهلت اعلامشده از سوی دونالد ترامپ برای پایان جنگ، این موضوع را چندان تعیینکننده ندانست و گفت: عامل اصلی، اراده و شرایط میدانی است. اگر طرف مقابل احساس فراهم بودن شرایط اقدام را داشته باشد، درنگ نخواهد کرد. بنابراین، مهم آن است که مردم و نیروهای مسلح زمینهای برای سوءاستفاده دشمن ایجاد نکنند تا هرگونه اقدام احتمالی با شکست سریع مواجه شود.



