گفت‌وگو با معتمدان شهرک قدس و به تصویر‌کشیدن مشکلات این شهرک

شهرکی سبز؛ اما غریب

اسم شهرک قدس یک اسم نیمه‌آشنا در خیابان امام خمینی (ره) است. هنوز درست شهرک پا نگرفته بود که جنگ شروع شد و نیروهای هوانیروز که قرار بود توی آپارتمان‌های شهرک ساکن شوند، ترجیح دادند خانه‌ها را به مردم واگذار کنند و مردم جنگ‌زده‌ای که از جنوب به سمت اصفهان آمده بودند، جزو اولین ساکنان شهرک قدس بودند.

تاریخ انتشار: 15:12 - سه‌شنبه 15 اردیبهشت 1405
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
شهرکی سبز؛ اما غریب

به گزارش اصفهان زیبا؛ اسم شهرک قدس یک اسم نیمه‌آشنا در خیابان امام خمینی (ره) است. هنوز درست شهرک پا نگرفته بود که جنگ شروع شد و نیروهای هوانیروز که قرار بود توی آپارتمان‌های شهرک ساکن شوند، ترجیح دادند خانه‌ها را به مردم واگذار کنند و مردم جنگ‌زده‌ای که از جنوب به سمت اصفهان آمده بودند، جزو اولین ساکنان شهرک قدس بودند. بعدها شهرک مرتب شاهد تغییروتحول و رفت‌وآمد سکنه‌اش شد و امروز شهرک، مهمان آدم‌های مختلف از شهرهای مختلف است.

فرهنگ‌های متفاوت در شهرک کنار هم قرار گرفته‌اند که البته مردم جنوب بر دیگر فرهنگ‌ها سبقت گرفته‌اند و تعدادشان بیشتر است. به‌محض ورود به شهرک قدس، با یک شهرک منظم و سرسبز روبه‌رو می‌شوی. وقتی بین آپارتمان‌هایی که حالا سنشان نزدیک نیم‌قرن است قدم بزنی، اولین چیزی که تو را جذب می‌کند معماری شهرک است. 131 بلوکی که برای شهرک طراحی شده، به خوبی و در یک نقشه جالب و در میان فضای سبز و درختان سوزنی‌شکل کاج، قرار گرفته‌اند. درختان کاج حالا قدشان از آپارتمان‌ها بالاتر رفته و برگ‌های سوزنی‌شکلشان، این روزها دردسر فضای شهرک و پیاده‌روهای زیر پایشان شده‌اند.

می‌خواستیم شهرک را رنگ کنیم؛ اما زورمان نرسید

حرف‌زدن با مردمی که هر روز در فضای شهرک نفس می‌کشند و زندگی می‌کنند، مسیر بهتری برای رسیدن به مشکلات شهرکی است که از بیرون به تو نمایش داده می‌شود. ورودی شهرک قدس، یک بازارچه قدیمی است که گوشه‌ای از اقتصاد محله را بر دوش می‌کشد. یک حوض سیمانی و فضای سبز کوچکی که چند نیمکت دارد، محل گعده‌های دوستانه اهالی قدیمی محله است.
قدیمی‌ترها عصر تقریباً راهشان از چهاردیواری‌های کوچک بلوک‌ها، به سمت این پارک ختم می‌شود. دور هم ‌بازی می‌کنند و یا خاطرات روزهای گذشته را مرور می‌کنند. شهرک قدس، حالا نزدیک نیم‌قرن از عمرش می‌گذرد و واژه محله را می‌توان برایش متصور بود. از پیرمردی که روی نیمکت نشسته، می‌خواهم تا از گذشته و مشکلات برایم بگوید. او با دست مرد بلندقدی را نشانم می‌دهد که مدتی در هیئت‌مدیره شهرک مسئولیت داشته است. آقای جادری با لهجه‌ای که هنوز نشان می‌دهد اهل آبادان است، از بی‌توجهی به شهرک حرفش را شروع می‌کند.او بازنشسته شرکت نفت است. می‌گوید: « شهرداری خیلی ما را نمی‌بیند. ما وقتی توی هیئت‌مدیره بودیم می‌خواستیم شکل ساختمان را تغییر بدهیم. آپارتمان‌های اینجا نیم‌قرن عمر دارند و حالا فرسوده‌اند. می‌خواستیم با رنگ‌آمیزی چهره‌شان را عوض کنیم؛ اما شهرداری فقط گفت می‌تواند داربست بدهد. ما قبول کردیم؛ اما مشکلات اجازه نداد و همان را هم نتوانستیم انجام بدهیم؛ چون همکاری نکردند و بودجه هم نداشتیم. پول که نبود هیئت‌مدیره هم دوام نیاورد. اداره شهرک بودجه می‌خواهد. من خیلی فکرها داشتم برای شهرک.»

اگر شهرک به سبک هیئت‌مدیره اداره می‌شد، خیلی اوضاع بهتر بود

جادری از نقشه‌هایش برای شهرک می‌گوید که دوربین مداربسته توی شهرک نصب‌کرده بودند و می‌خواستند وضع نور را در معابرش درست کنند. به گفته او، شب‌ها تاریکی شهرک، به‌خصوص در بعضی معابر، ناامنی درست می‌کند. نگهبانی ابتدای شهرک و محصوربودن آن ازدست‌رفته و راه ورود و خروج به شهرک خیلی راحت و به نظر او ناامن شده است.او محصوربودن شهرک را یکی از ویژگی‌های خاص شهرک می‌داند و ادامه می‌دهد: «وقتی نگهبانی داشتیم، نظارت بهتری داشتیم که چه کسی وارد و خارج می‌شود. همه را می‌شناختیم. وقتی کلانتری را آوردند داخل شهرک، راه‌ها را باز کردند. هیئت‌مدیره هم به دلیل مشکلات مالی، منحل شد و نگهبان‌ها هم رفتند. حالا تقریباً شهرک را نمی‌توان کنترل کرد.»دستش را به سمت بازارچه دراز می‌کند و از اینکه شهرداری راه‌های میانی بازارچه را سنگ‌فرش نکرده گله دارد. به نظر او خیلی از معابر داخل شهرک که نیاز نبوده سنگ‌فرش‌ شده؛ اما بازارچه آسفالت شده است. به پمپ بزرگ آبی که روبه‌روی شهر هست اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: « این پمپ برای شهرک است؛ اما آبِ آن، می‌رود ملک‌شهر. ما بهره‌ای از آن نمی‌بریم.

فضای سبز و کاج‌های داخل شهرک، درست آبیاری نمی‌شود و بعضی‌هایشان در حال خشک‌شدن هستند. امکانات رفاهی برای مردم را هم که می‌بینید. نیمکت کافی برای نشستن پیرمردها نیست. حتی مکانی درست نکردند که مردم عصرها دور هم بنشینند. شهرک فضا دارد؛ اگر بخواهند می‌شود مکان مناسبی برای تفریح مردم درست کنند. وقتی در هیئت‌مدیره بودیم وسیله بازی گذاشتیم داخل پارک شهرک که آن‌ها را هم جمع کردند.»

او معتقد است اگر شهرک به سبک هیئت‌مدیره اداره می‌شد، خیلی اوضاع بهتر بود. جادری می‌گوید: «وقتی هیئت‌مدیره داشتیم، مردم مشکلاتشان را مطرح می‌کردند و ما بررسی می‌کردیم. اختلافات را حل می‌کردیم و برای مشکلات مردم راه‌حل پیدا می‌کردیم؛ اما حالا این‌طور نیست و مردم از هم دور شده‌اند.»

اینجا قشر ضعیف زندگی می‌کنند

او وقتی در هیئت‌مدیره شهرک بوده، با بازارچه‌ای که روزهای شنبه توی شهرک برپا می‌شده، برای شهرک و اداره آن درآمد کسب می‌کرده که معتقد است به دلیل اعتراض بی‌اساس برخی‌، این شنبه‌بازار تعطیل و منبع درآمد هیئت‌مدیره هم قطع شد.
جادری از جنگ هم می‌گوید. شهرک قدس یکی از نقاطی است که در جنگ رمضان مورداصابت قرار گرفت و چند بلوک آسیب دید. توضیح می‌دهد: «اینجا قشر ضعیف زندگی می‌کنند و جایی ندارند بروند. مجبورند توی خانه‌هایشان زندگی کنند تا مشکلشان حل بشود. برخی از خانه‌ها شیشه‌هایشان نصب شده؛ اما هنوز برخی آپارتمان‌ها بلاتکلیف است. خانه خودم هم آسیب دید.»
او 11 سال توی هیئت‌مدیره بوده است و تلاش کرده برای شهرک. این روزها مشکلات شهرک و نداشتن راهی برای حل‌کردن آن آزارش می‌دهد. ادامه می‌دهد: «شهرک غریب است. روی پل امام خمینی و یا از سمت خیابان امام خمینی یک تابلوی راهنما برای معرفی شهرک نیست. میدان و ورودی شهرک هم یک خیابان باریک است. آمدند خیابان را تنگ کردند و فضای سبز را جدول‌گذاری کردند و حالا این معبر تنگ برای رفت‌وآمد دردسر شده است. »

شهرک مشکل آسانسور دارد

در میان پیداکردن آدم‌های مؤثر برای شنیدن ناگفته‌های شهرک، مردی با نام خاوری به ما معرفی شد. مردی بامتانت و خوش‌صحبت و بازنشسته اداره برق.

از ساکنان اولیه شهرک بوده و عرق خاصی به شهرک دارد. او هم در هیئت‌مدیره شهرک سمت داشته و بر مشکلات شهرک اشراف دارد. می‌گوید: «اینجا را در گذشته، شهرک سبز می‌گفتند. فضای سبز بسیار خوبی دارد. مهندسانی که شهرک را ساختند، خوش‌فکر بودند. ساختمان‌ها را دقیق، محکم و با درنظرگرفتن فضای سبز مناسب ساخته‌اند. این شهرک الگوی خوبی می‌توانست برای شهرک‌سازی در شهر باشد. اینجا 1048واحد آپارتمان دارد که در قدیم به 1048 دستگاه معروف بود. این شهرک بیش از 45 سال قدمت دارد. از نظر ساخت، مصالح خوبی در آن به‌کاررفته و به لحاظ سازه‌ای قوی است؛ اما عیب این شهرک، نداشتن آسانسور است. آن زمان برای ساختمان‌های سه و چهارطبقه، مجوز آسانسور نمی‌دادند. متأسفانه مسئولان برای رایزنی‌ و راضی‌کردن مردم برای نصب آسانسور پیش‌قدم نمی‌شوند و مردم شهرک هم همراهی نمی‌کند. اکثر ساکنان مسن شده‌اند و راه‌پله برایشان سخت است.» خاوری از رسیدگی ناقص و با تأخیر در شهرک ناراضی است. شرکت‌های مختلف وقتی داخل شهرک حفاری می‌کنند، برای ترمیم آن با تأخیرزیاد مراجعه می‌کنند و ترمیم آن هم درست و اصولی شکل نمی‌گیرد.او چند نمونه از این ترمیم‌ها و حفاری‌های بلاتکلیف را داخل شهرک به ما نشان داد.

شهرک بافت فرسوده محسوب می‌شود و باید بازسازی شود

شهرک قدس امروز دیگر جزو بافت فرسوده حساب می‌شود. این را وقتی داخل شهرک قدم بزنی به‌خوبی مشاهد می‌کنی. فرسودگی و ظاهر نامناسب برخی از بلوک‌ها حس نامناسبی به بیننده می‌دهد. اقدام برای بازسازی این واحدها با خطر فرونشست در این منطقه، بسیار جدی باید گرفته شود. خاوری اما می‌گوید: «برای بازسازی، دو بار از سمت بنیاد مسکن مراجعه کردند که تخریب کنند و دوباره بازسازی کنند و مجتمع‌های بزرگ با بلوک‌های بزرگ‌تر و امکانات بیشتر بسازند؛ اما طرح‌ها به بن‌بست خورد. مردم این منطقه ضعیف هستند و باید از آن‌ها حمایت بشود. مردم در بازسازی این منطقه نمی‌توانند نقش مهمی داشته باشند. باید طرح‌های حمایتی برای ساخت‌وسازها اتفاق بیفتد.»خاوری اما معتقد است که شهرک در اطرافش دسترسی و امکاناتی مناسب دارد. چندتا زمین‌بازی روباز برای بچه‌ها دارد؛ اما سالن ورزشی سرپوشیده ندارد. در میان گشت‌وگذار در انتهای شهرک یک منبع آب بزرگ دیده می‌شود که یک ‌سروگردن از کاج‌ها و ساختمان‌ها بلندتر است. بنا به گفته خاوری، این منبع بزرگ تا چندسال پیش وظیفه آب‌رسانی به شهرک را بر عهده‌ داشته و امکاناتش هم کامل است. به پیشنهاد خاوری این منبع می‌تواند آب‌گیری شود و در زمان بحران و قطعی آب، شهرک را به‌خوبی آب بدهد؛ اما حالا این سازه عظیم، بلااستفاده مانده است و کلاغ‌ها برای نشستن از آن استفاده می‌کنند.