خیّر بی‌ادعا؛

یادی از مرحوم حاج مرتضی کمال، مسئول خیریه مسجد علی (ع)

آنچه در ادامه می‌خوانید گفتگوی اینجانب با مرحوم مرتضی کمال و خاطره‌گویی چند عکس در سال‌های قبل است که اکنون در معرفی بیشتر و نکوداشت این چهرۀ خیّرِ متواضع و بی‌ادعا منتشر می‌شود.

تاریخ انتشار: 15:57 - چهارشنبه 16 اردیبهشت 1405
مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه
یادی از مرحوم حاج مرتضی کمال، مسئول خیریه مسجد علی (ع)

به گزارش اصفهان زیبا؛ خبر کوتاه بود اما خاطرات مفصلی در پَس ذهنِ من شکل گرفت: حاج مرتضی کمال، از اعضای سابق حزب جمهوری اسلامی اصفهان، از میان ما پرکشید و به رحمت ایزدی پیوست.

وی که از خیّرین مردمی اصفهان و عضو هیئت امنای مسجد امام علی(ع) بود، عمری را در مبارزات انقلاب اسلامی، سپس تدارکات جبهه و جنگ، رسیدگی به خانوادۀ شهدا و همچنین شاخه بازار حزب جمهوری اسلامی اصفهان سپری کرد. منزل وی در پیش از انقلاب اسلامی پایگاه انقلابیون و مبارزینی بود که از تهران یا شهرهای دیگر به اصفهان می‌آمدند و با راهنمایی مرحوم سید علی‌اکبر پرورش، شب را در منزل وی سپری می‌کردند. مرحوم کمال در تحصن تاریخی مردم اصفهان در منزل آیت‌الله خادمی، به همراه محمود نباتی‌نژاد و دیگران در تعطیلی بازار نقش ایفا کرد. وی مسئولیت شعبه شماره 6 حزب جمهوری اسلامی اصفهان (واقع در مسجد امام علی) را برعهده گرفت و به همراه دیگر یاران و خصوصاً اخوان اژه‌ای (آقایان شهید علی‌اکبر اژه‌ای، حجت‌الاسلام مهدی اژه‌ای و محمد اژه‌ای) نقش فعالی در مباحث سیاسی، فرهنگی و تبلیغی مسجد ایفا کرد.

حاج مرتضی کمال به طور سنتی در کار فروش لوازم‌التحریر بود، اما در دوران کمبودهای دفاع مقدس، برای رفع نیازهای فقرا و مردم محله، خیریه و تعاونی مسجد امام علی(ع) را راه‌اندازی کرد و خودش ارزان‌ترین خواروبار و برنج را از شمال یا جنوب کشور خریداری می‌کرد و با نازل‌ترین قیمت در تعاونی به فروش می‌رساند، به طوری که صدای بازاری‌های محلۀ هارونیه را درآورده بود.

مرتضی کمال پس از طی یک دوره بیماری، در سن 84 سالگی [متولد 1320]، در ساعت 23:30 چهارشنبه 9 اردیبهشت 1405، دیده از جهان فروبست و به دیار باقی شتافت. وی قدّی رشید و به همان اندازه همّتی بلند، اندیشه‌ای والا و قلبی مهربان داشت. فرزندی نداشت و اصلاً ازدواج نکرده بود، درعوض با اعتباری که داشت، اوقات خود را وقف مردم، هیئت هارونیه و کارهای فرهنگی کرد.

***

(آنچه در ادامه می‌خوانید گفتگوی اینجانب با مرحوم مرتضی کمال و خاطره‌گویی چند عکس در سال‌های قبل است که اکنون در معرفی بیشتر و نکوداشت این چهرۀ خیّرِ متواضع و بی‌ادعا منتشر می‌شود.)

میزبان جانبازان جنگ از خوزستان

مرتضی کمال: این عکس مربوط به پیک‌نیک یک روزه‌ای در روستای زغمار در شرق اصفهان است؛ یکی از باغ‌های رفقا است. نفر سمت راست داخل عکس آقای محمد ساکت است (مسئول کتابخانه و کتابدار مسجد بود). بقیه هم مجروحین جنگ تحمیلی هستند که اسم‌هایشان را ما هم نداریم چون این‌ها را از “بیمارستان امین” به سفارش آقای دکتر محمدعلی خامی آورده بودیم [دکتر خامی اکنون در بیمارستان سیدالشهداء همچنان فعال هستند].

مرتضی کمال با چهره خندان در میان جانبازان

مرتضی کمال با چهره خندان در میان جانبازان

این‌ها از کارهایی است که ما در دوران دفاع مقدس می‌کردیم. هرچه ما در دسترس‌مان بود و می‌توانستیم در اختیار این جانبازان می‌گذاشتیم. مثلاً یک روز سلمانی می‌آوردیم تا اصلاح مو آنجا انجام دهند، یا مثلاً غذایی سفارش می‌دادیم، آشپز دعوت می‌کردیم آنجا بریانی بدهیم. یا دعای کمیل برقرار می‌کردیم.

– خود بیمارستان افراد را به فرهنگی مسجد امام علی(ع) معرفی می‌کرد؟

کمال: بله، با آقای خامی مدیریت بیمارستان امین صددرصد هماهنگ بودیم. البته آن روز به اسم فرهنگی مسجد و این‌ها نبود، ما دفتر تبلیغات مسجدعلی(ع) را داشتیم و چنین کارهایی می‌کردیم.

– چند نفر در این اردو همراه هستند؟

کمال: شاید سی تا چهل نفر هستند.

– قلیان هم که دارید.

کمال: قلیان برای باغبان بود، آورد و این‌ها هم کشیدند. البته اسم‌ها را من بلد نیستم، این خوزستانی است و اسمش عیدی است که در ذهنم مانده است. اینکه دارد چایی می‌دهد آقا مهدی امینی از بچه‌های مسجد است.

– آدم‌های این عکس انگار از ناحیه دست و پا مجروحیت دارند؟

کمال: عده‌ای از اینها بعداً شهید شدند، البته این‌ها از طرف بیمارستان امین بودند. ما برای بیمارستان امین آتل برای شکستگی و کشش پا هم تولید می‌کردیم. بچه‌ها در مسجد کارگاه زده بودند و انواع وسایلی که بیمارستان می‌خواست و در تهیه آن مشکل داشت، مثلاً تخت، با ابتکار خودشان تولید می‌کردند.

بعداً ما برای اردوگاه جنگ‌زده‌هایی که در اصفهان بودند هم کمک‌هایی از مردم و خیّرین جمع کردیم و با کمک آقایان محمود نباتی‌نژاد و مصطفی اژه‌ای توزیع می‌کردیم.

 

جزئیاتی از همکاری با بیمارستان امین

آقای محمد اژه‌ای در گفتگوی تکمیلی با ما اینگونه تعریف می‌کند: ساخت اُرتز برای جانبازان دفاع مقدس به سفارش مرحوم محمدعلی خامی رئیس بیمارستان امین، از کارهای تحسین‌برانگیز فعالان مسجدعلی(ع) بود. آقایان محمود اسدیان، مرتضی کمال، ذبیح‌الله غضنفری و… مسئولیت این کار را برعهده داشتند.

نفر سمت راست عکس که عینک بر چشم دارد آقای اسدیان است که مسئول کارگاه بود، الآن هم در بازار هستند. امروز مساجد فقط یک نمازخانه شده و درب مسجد را هم می‌بندند. آقای خامی چون در دل کارهای درمانی بود سریع نیازهایش را می‌گفت و انتظار هم داشت بچه‌ها بهترین کار را انجام دهند. ما هم دوستش داشتیم و بچه‌ها هم احساس می‌کردند بهترین جایی است که می‌توانند کمک کنند.

گاهی کمدهایی برای دارو می‌ساختند، گاهی تلویزیون می‌بردند. یعنی در پشتیبانی‌شان کارهای این‌چنین داشتند.

مرحوم مرتضی کمال در سمت راست تصویر

مرحوم مرتضی کمال در سمت راست تصویر

 

پشتیبانی از جنگ و اهدای آمبولانس به جبهه

کمال: این عکس جلو درب امامزاده هارونیه (هارون ولایت) است. این آمبولانس اهدایی دفتر تبلیغات شهید علی‌اکبر اژه‌ای (مسجد امام علی) به جبهه بود. [پس از انفجار حزب جمهوری اسلامی با این اسم فعالیت می‌کردیم.]

– چند تا آمبولانس هدیه دادید؟

کمال: دو آمبولانس بود که اولی را من خودم به آبادان بردم و خیلی تشکیلاتی نبود. وقتی رسیدم آبادان یکی از بچه‌های جبهه گفت این آمبولانس را به من بده. دادیم به آقای احمد خوروش.

بعد یک آمبولانس دیگر از آقای موسوی (نخست‌وزیر) گرفتیم که اینها را ما یکی شصت هزار تومان خریده بودیم.

– پول‌هایش مردمی جمع می‌شد؟

کمال: بله. هم جنس و هم آذوقه و همه چیز کمک‌های مردمی بود. بچه‌ها پول روی هم می‌گذاشتند، صد تومان و دویست تومان.

آمبولانس دوم را یکی از بچه‌ها گفت به جنوب نبر، بلکه در کردستان بیشتر احتیاج دارند. دادیم به یکی از دوستان رزمنده، آنجا برد و رسیدش را گرفت. البته کمی هم مشکل ایجاد شد. به ما گفتند که آقای میرحسین موسوی می‌خواهند بدانند که این آمبولانس چطور شد؟! ما تلفن کردیم و رسید را نشان دادیم و گفتیم از این طریق رفته به کردستان.

– مهندس موسوی چه کار به اینجا داشت؟

کمال: پشتیبانی جنگ بود دیگر؛ می‌خواستند گزارش آماری بدهند که به کدام منطقه‌ها رسیدگی شده. بعد آنجا خودشان پیگیری کردند متوجه شدند کجا رفته است. ولی ما گفتیم به چه کسی دادیم و کجا رفته. رصد می‌کردند که بدانند کجاست.

همراه با استاد اکبر پرورش

این عکس بازدید از معلولین و مجروحین در بیمارستان امین به همراه آقای پرورش است. نفر دوم سمت راست آقای تاج رئیس فدراسیون فوتبال است. نفر سوم استاد اکبر پرورش است و آقای کمال (بنده) هم حضور دارم.

از سمت چپ آقایان سید اکبر پرورش، مرتضی کمال، حسنعلی زهتاب و حجت‌الاسلام محسن قرائتی- عکس از آلبوم آقای مصطفی مسجدیان.

نفر اول از سمت چپ، مرتضی کمال در اوج جوانی - نفر نشسته آقای بهروز جلوانی.

نفر اول از سمت چپ، مرتضی کمال در اوج جوانی.

مراسم ترحیم شهید علی‌اکبر اژه‌ای و شهدای حزب جمهوری اسلامی در مسجد امام علی(ع)- آیت‌الله علی‌محمد اژه‌ای، محمد اژه‌ای و مرتضی کمال در پشت تصویر.

مرتضی کمال و حجت‌الاسلام جمشیدی از دوستان شهید علی اکبر اژه‌ای.

مرتضی کمال و حجت‌الاسلام جمشیدی از دوستان شهید علی اکبر اژه‌ای.

مرتضی کمال در کنار آیت‌الله اژه‌ای (پدر شهید علی‌اکبر اژه‌ای).

مرتضی کمال در کنار آیت‌الله اژه‌ای (پدر شهید علی‌اکبر اژه‌ای).

حیاط مسجد امام علی(ع)- از سمت راست آقایان محمد اژه‌ای، مرحوم مرتضی کمال، مجتبی حسن‌زاده (از خادمان مسجد) و یکی از بچه‌های پایگاه بسیج.

شهید حمیدرضا کمال، فرزند برادر آقا مرتضی کمال است که در عملیات بیت‌المقدس شهید شد و در گلستان شهدای اصفهان آرمید.

شهید حمیدرضا کمال، فرزند برادر آقا مرتضی کمال است که در عملیات بیت‌المقدس شهید شد و در گلستان شهدای اصفهان آرمید.

گفتگوی جواد جلوانی با مرحوم مرتضی کمال در خیریه مسجد امام علی(ع).

گفتگوی جواد جلوانی با مرحوم مرتضی کمال در خیریه مسجد امام علی(ع).

 

جغرافیای مبارزات

داستان زندگی مرحوم مرتضی کمال، با مسجد امام علی(ع) گره خورده است. در قسمت‌های پیشین از نقش‌آفرینی مسجد امام علی(ع) در پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی صحبت کردیم و اینکه چگونه می‌تواند الهام‌بخش الگوی مسجد طراز باشد؟ به آن مطلب مراجعه فرمایید. (اینجا)

در اینجا مجدد یادآوری می‌کنیم که مسجدی را در اصفهان تصور کنید که انتشارات کتاب و جزوه دارد و با تیراژهای بالا جزوات خود را در یک شبکۀ وسیعِ توزیع به سراسر کشور ارسال می‌کند. مسجدی که هم فرهنگی و تربیتی است و اردوهای دانش‌آموزی، فوتبال و کلاس‌های عقاید و کتابخوانی دارد و هم کاملاً سیاسی است و بزرگان کشور در آن رفت و آمد و سخنرانی می‌کنند، بیانیه انتخاباتی می‌دهد و مواضع خود را در روزنامه‌های کثیرالانتشار منتشر می‌کند. هیئت، خیریه و پایگاه بسیج فعالی دارد و خلاصه پر جنب و جوش است و یک تنه چندین حزب و مؤسسه را حریف است!

گفتنی است در کتاب «جغرافیای مبارزات» (مساجد و کانون‌های تربیتی اصفهان در پیروزی انقلاب اسلامی)، به قلم آقایان جواد جلوانی و احسان تیموری، به معرفی حدود 40 مسجد، کانون تربیتی و پایگاه مبارزاتی در اصفهان پرداخته‌ایم. این کتاب توسط انتشارات حدیث راه عشق در پاییز 1404 در 256 صفحه، برگرفته از مصاحبه با پیشگامان انقلاب اسلامی و مطالعات اسنادی-کتابخانه‌ای به زیور طبع آراسته شده است.