آیتالله شهید سید علی خامنهای در پیام تسلیتی که به مناسبت فوت حاج آقا حسن امامی صادر کردند، وی را رفیق 50 سالۀ خود خطاب کردند: «…در مدت بیش از پنجاه سال دوستی و رفاقت با این عالم بزرگوار، وفاداری و صداقت و دعای دلسوزانۀ ایشان برای اینجانب سرمایهای مغتنم بود.»
پس از آنکه جریان نجفآباد در فروردین ۶۸، به این صورت به پایان رسید به قم رفتم. آقای منتظری در این هنگام به من پیشنهاد نمود نزد ایشان مانده و دفترشان را سر و سامان بدهم. از نخستین کارهایی که در بیت آقای منتظری انجام دادیم، نخست اصلاح پارهای از نارساییها و سپس اخراج برخی از افراد ضد انقلاب مانند قائدی در دفتر ایشان بود…
آیت الله فقیه ایمانی فعالیتهای سیاسی خود را در جریان نهضت امام خمینی(ره) با سخنرانیهای پرشور آغاز کرد. این فعالیتها و مخالفت با رژیم شاه باعث شد دستگیر، شکنجه و چندین ماه زندانی شود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز مؤید حرکت کلی انقلاب اسلامی بود و در اصفهان به تدریس و تبلیغ دین پرداخت
به گزارش اصفهان زیبا؛
هدفمان این بود که بیاییم در مسائل مشترک، حالا چه توانمندیها باشد چه معضلات و مشکلات با هم تشریک مساعی بکنیم. بدون کار جمعی قطعا نمیتوانستیم خیلی از کارها را انجام دهیم. بر این اساس اهدافمان هم در این اساسنامه دو سه تا هدف عمده بود…
پس از پیروزی انقلاب، مجاهدین خلق دفتر اداره اوقاف را که در چهار راه فلسطین هست اشغال کرده بودند و آنجا آموزش نظامی به عوام میدادند. نحوه تیراندازی و خشابگذاری اسلحه ژ۳ و کلاشینکف را به مردم آموزش میدادند و به این شیوه به خصوص از بین جوانان و دختران نیرو جذب میکردند…
…در بسیاری موارد هیچ پروندهای برای مصادره نبوده فقط روی یک صفحه کاغذ نوشته بودند، کلیه اموال فلان و فلان و فلان باید مصادره شود، اما چرا و به چه دلیل و طبق کدام مدرک معلوم نبود!
آنچه در ادامه میخوانید گفتگوی اینجانب با مرحوم مرتضی کمال و خاطرهگویی چند عکس در سالهای قبل است که اکنون در معرفی بیشتر و نکوداشت این چهرۀ خیّرِ متواضع و بیادعا منتشر میشود.
طبع روان و روح بلند استاد سید مهدی طباطبایی او را به یکی از نویسندههای کتب نهجالبلاغه و تفسیر موضوعی آن مبدل کرد و با قریب حدود 25 جلد کتاب در موضوعات بشاگرد، شعر، ادبی و تفسیرهای موضوعی نهجالبلاغه، کام تشنگان معارف علوی را سیراب کرد.
در ادامه تصاویر تشییع پیکر پاک شهید اژهای و مراسم ترحیم و بزرگداشت در مسجد امام علی(ع) و حسینیه اعظم اصفهان را منتشر میکنیم که توسط آقای محمد اژهای در اختیار ما قرار گرفته است
پرستوها به پرواز در میآیند تا از بچهها خبری بگیرند. کوچههای ویران، مدرسههای ویران، بوستانهای ویران. نه! از بچهها خبری نیست که نیست! صداهای عجیب غریب میشنوند: صدای رگبار گلوله، غرّش تانک، شلیک توپ، انفجار… غزه میدان جنگ شده است!
ساعت 9 شب صدای درب خانه به صدا درآمد. آقای قرائتی بود. به من گفت مهمان میپذیرید؟ گفتم: قدم مهمان روی چشم. بعد آقای پرورش از پشت ماشین آمدند. سلام و علیک کردیم. آقای پرورش و خانوادهشان مضطرب بودند. تشریف آوردند داخل و از همان روز با هم همسایه شدیم؛ حدود 15 سال