به گزارش اصفهان زیبا؛ در روزهای اخیر، فضای عمومی شهر اصفهان باز شاهد بازگشایی و بستنهای مکرر جریان آب در زایندهرود بوده است. پس از بازگشایی جریان آب در اوایل ماه گذشته که با استقبال و شادی مردم همراه شد، با بسته شدن مجدد رودخانه و تکرار این چرخه (دو هفته باز و یک هفته بسته)، موج جدیدی از پرسشها و انتقادات از سوی کارشناسان و فعالان محیطزیست شکل گرفته است.
این نوسانات هفتگی و دوهفتهای، فراتر از یک مسئله آبی، به بحثهای پیچیدهای درباره پایداری اکوسیستم و سلامت محیطزیست شهر تبدیل شده است. اگرچه بازگشایی جریان آب همواره برای ساکنان این منطقه مایه امیدواری است، اما واقعیتهای موجود نشان میدهد که زایندهرود دیگر آن رودخانه پرآب و دائمی که در حافظه جمعی مردم جای گرفته بود، نیست.
طی بیش از دو دهه گذشته، زایندهرود از یک رودخانه با جریان دائمی، به یک منبع آبی «موقت» و «غیردائمی» تبدیل شده است. این تغییر ماهیت بنیادین، باعث شده تا تمامی کنشهای مدیریتی و زیستمحیطی در این منطقه، با رویکردی متفاوت و با چالشهای بسیار بیشتری نسبت به گذشته روبه رو شود.
مهدی طغیانی، نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی، در خصوص موضوع بازگشاییهای متناوب و کوتاهمدت زایندهرود و آسیبهای ناشی از آن به «اصفهان زیبا»، میگوید: «بازگشاییهای مقطعی که پس از چند روز منجر به بسته شدن مجدد جریان آب میشود، شوک بسیار منفی و بزرگی است که هم از لحاظ روانی بر مردم اثرات نامطلوب دارد و هم آسیبهای جدی به محیطزیست وارد میکند.»
او با اشاره به اینکه این نوع برنامهریزی در مدیریت زایندهرود نشاندهنده عدم لحاظ کردن تمامی ذینفعان است، اظهار میکند: «متأسفانه در تصمیمگیریها تنها گروه خاصی دیده شدهاند و برنامهریزیها بر اساس نیازهای آنان تنظیم شده است؛ این در حالی است که حیات مردم یک کلانشهر، محیطزیست و بهویژه مسئله حیاتی فرونشست زمین (که خسارتهای آن غیرقابل محاسبه است) بهشدت تحت تأثیر این روند قرار دارند.»
تبدیل زایندهرود به کانال آبیاری
این نماینده مجلس با بیان اینکه متأسفانه زایندهرود به یک کانال آبیاری تبدیل شده است، خاطرنشان میکند: «این رویکرد که بدون توجه به حقوق سایر ذینفعان صورت میگیرد، به هیچ عنوان مطلوب نیست. پیش از آغاز بازگشاییها، شرکت میراب و مدیرعامل آب منطقهای را به دفتر نمایندگان دعوت کردیم و ضمن بیان دیدگاهها و پیگیری موضوع، قول مساعد گرفتیم که این روند باز و بسته کردنهای متناوب تکرار نشود.»
طغیانی در ادامه توضیح میدهد:« مسئولان مربوطه تنها یک مرحله از این بازگشایی را برای کنترل میزان کشت در پاییندست و جلوگیری از سطح نامحدود زیرکشت، اجتنابناپذیر دانستند؛ اما پس از آن، قطع و جریان آب واقعا قابلپذیرش نیست.»
او با تأکید بر اینکه امسال بارندگیهای خوبی در زمستان و بهار داشتیم، تصریح میکند: «باید از این فرصت به نحو احسن برای احیای محیطزیست، مقابله با مخاطراتی مانند فرونشست و حفظ حقوق تمامی ذینفعان از جمله مردم، کشاورزان و محیطزیست که زایندهرود متعلق به آنهاست، استفاده شود.»
پیامدهای روانی و زیستمحیطی باز و بسته شدن آب
او در پاسخ به سوالی درباره پیامدهای منفی این تصمیمگیریها، توضیح میدهد:« اگرچه متخصص این موضوع نیستم، اما این رویه در واقع «زجر دادن طبیعت» است؛ چراکه باز و بسته کردنهای مکرر نهتنها اثرات سوء زیستمحیطی و زمینشناختی دارد، بلکه موجب ایجاد فضای بیاعتمادی در جامعه میشود.»
طغیانی با بیان اینکه نمایندگان، دغدغههای مردم را به دستگاههای مسئول منتقل میکنند، میگوید: «ضروری است که متخصصان حوزههای مختلف، از جمله زمینشناسان درباره اثرات فرونشست، کارشناسان محیطزیست در خصوص تبعات باز و بسته شدن جریان آب و جامعهشناسان پیرامون آثار روانی این وضعیت بر مردم، نظر کارشناسی خود را اعلام کنند.»
او در پایان تأکید میکند: «نمایندگان مجلس به این شرایط انتقاد جدی دارند و پیگیریهای لازم را انجام دادهاند. تلاش بر این است که جریان آب در این ۹۰ روزی که جاری است، بهویژه در شهر اصفهان به دلیل مقابله با فرونشست، حفظ شود؛ هرچند متأسفانه در مقطعی شاهد قطع آن بودیم که امیدواریم دیگر ادامه پیدا نکند.»
تحلیل علمی بازگشایی متناوب زایندهرود
فریبرز جمالزاد، عضو هیئت علمی پژوهشکده محیطزیست جهاددانشگاهی در گفتوگو با «اصفهان زیبا»، میگوید: « در تحلیل این مسئله باید ابتدا مزایا و سپس معایب آن را در نظر گرفت.»
او با اشاره به اینکه تبدیل رودخانه به یک منبع آبی غیردائمی یا موقت، در نگاه نخست میتواند حسنهایی داشته باشد، میافزاید: «در چنین شرایطی، اکوتونها (مناطق گذار) و موجوداتی که میتوانند در بلندمدت با این رویه سازگار شوند، در یک منبع آبی غیردائمی شکل میگیرند که وابستگی ژنتیکی آنها به مناطق بالادست حفظ میشود.»
واقعیت تلخ عدم امکان دائمی بودن رودخانه
جمالزاد با بیان اینکه در شرایط فعلی، بازگشت به حالت دائمی زایندهرود به این زودی امکانپذیر نیست، تصریح میکند: «حقایق و ارقام مربوط به منابع آبی بالادست، بهویژه در مسیر مزارع پرورش ماهی و کشتهای غیرصرفه آبی مانند برنج، باعث شده است که فعلا منبع آب دائمی نداشته باشیم و این یک واقعیت تلخ است.»
او اضافه میکند: «با این وجود، آبرسانی موقت باعث میشود گونههایی که حذف شده بودند، دوباره به مناطق پاییندست پیوند بخورند، هرچند که این پیوند با قطع مجدد آب، دوباره از بین میرود.»
تشدید آلودگی هوا و تغییر بستر خاک
عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی با اشاره به معایب فنی این رویکرد خاطرنشان میکند:« نوع و شدت رسوبگذاری در این قطع و وصلهای مکرر متفاوت است؛ چراکه با خشک شدن و مرطوب شدن متوالی بستر رودخانه، جنس خاک و خلل و فرج آن تغییر میکند. »
او با بیان اینکه این فرایند عملامنجر به تشدید آلودگی ناشی از گرد و غبار میشود، میگوید: «اگر زایندهرود خشک بماند، لایه سطحی خاک که دارای مواد عالی است از بین میرود، اما هر بار که آب به جریان میافتد و دوباره خشک میشود، لایه افقی «A» خاک را بازسازی و دوباره برای بلند شدن گرد و غبار و آلودگی هوا آماده می کند.»
جمالزاد در ادامه با تأکید بر اینکه نباید انتظار داشت تبدیل رودخانه دائمی به موقت باعث پویایی تمامی گونهها شود، میگوید:« این کار منجر به ایجاد تنوع گونهای ناپایدار میشود؛ بهطوری که نه تنها گونههای اصلی گذشته به دلیل دائمی نبودن منابع آب بازنمیگردند، بلکه گونههایی که به طور موقت راهی این منطقه میشوند نیز با شرایط آن سازگاری ماندگار ندارند.»
این پژوهشگر محیطزیست با اشاره به نگاه سطحی جامعه که بازگشایی را صرفا یک اتفاق خوشحالکننده میداند، تصریح میکند: «حتی همین کار هم به مطالعات عمیقتری نیاز داشت تا مشخص شود چه گونههایی منتقل میشوند و حجم رسوبگذاری چقدر است و محیط تا چه حد پذیرش این تغییرات را دارد. »
او میافزاید: «امیدوارم این تصمیمات بر اساس مطالعات دقیق علمی شکل گرفته باشد، نه صرفا به این دلیل که چون حجم آب بالا رفته، حالا آن را به سمت زایندهرود رها کنیم.»
جمالزاد در پایان با تأکید بر اینکه حداقل کارهای پژوهشی لازم برای این رخداد صورت نگرفته است، میگوید: «ضرورت دارد تناوب آبرسانی و میزان شوکی که به گونههای بومی وارد میشود، بررسی شود.»
او هشدار میدهد: «در حال جابهجایی اکوتونها هستیم و عملا به مناطق بالادست نیز آسیب میزنیم.»



