اراده‌هایی که قد ما را بلند می‌کنند

شب را دامغان بمانیم یا شاهرود یا سبزوار؟ هتل‌ها اتاق خالی دارند؟ زائرسراها راهمان می‌دهند؟ سمنان را تازه رد کرده بودیم که این سؤال‌ها را از هم پرسیدیم.

تاریخ انتشار: 17:43 - شنبه 20 تیر 1405
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
اراده‌هایی که قد ما را بلند می‌کنند

به گزارش اصفهان زیبا؛ شب را دامغان بمانیم یا شاهرود یا سبزوار؟ هتل‌ها اتاق خالی دارند؟ زائرسراها راهمان می‌دهند؟ سمنان را تازه رد کرده بودیم که این سؤال‌ها را از هم پرسیدیم.

ساعت شش و نیم عصر بود. تازه یادمان آمده بود در میانه یک سفر جاده‌ای طولانی که بدون برنامه‌ریزی راهی آن شده‌ایم، یک شب را باید در شهری بمانیم که نمی‌دانیم کجاست. سایت اسکان را باز و شهر را انتخاب کردم.

گزینه‌های مدارس و مساجد و خانه‌های شخصی شاهرود و دامغان را بلند بلند خواندم و همسرم همه را رد کرد. آخر سر هم نتوانستیم تصمیم بگیریم و کار را به خدا سپردیم؛ اما سایت را نبستم. به سرم زد شهری را چک‌ کنم که نزدیک چند شهری که در آن‌ها مراسم تشییع انجام شده بود، نباشد. جایی مثل اصفهان یا شیراز را. چیزی که به آن برخوردم، باعث شد تا آخر مسیر آن روز، دیگر به جای خواب و راحتی بچه‌ها و بودن و نبودن حمام و دستشویی فکر نکنم.

در سایت اسکان، لابه‌لای مکان‌هایی با سیصد چهارصد یا حتی ششصد نفر جمعیت، خانه‌هایی شخصی ثبت شده بودند که صاحبانشان می‌گفتند جا برای ماندن سه نفر دارد. فقط سه نفر. خانه‌هایی، نه در شهرهای پر رفت و آمد این روزها. در نقاطی از نقشه، که شاید گذر تعداد کمی از مسافران این ایام به آن‌ها بیفتد.

توی بزرگراه امام رضا(ع)، همان‌طور که تابلوهای خطر عبور یوزپلنگ ایرانی را پشت سرمان می‌گذاشتیم، به آن لحظه‌ای فکر می‌کردم که خانم کمالی یا آقای موحدی یا کربلایی قاسم زارعی، تصمیم گرفته سوییت خانه‌اش را در اختیار مسافران بگذارد.

به این قدم کوچک اثرگذار فکر کردم. به این که احتمالا این تصمیم یک گزینه ثانویه بوده است. یک‌ پلن بی. خانم یا آقای ایکس، احتمالا چند روز با خودش و شرایطش کلنجار رفته که به جاده بزند و به یکی از مراسم‌های تشییع برسد. بعد که نشده، به جای آنکه عقب بنشیند، کار تازه‌ای کرده. مثلا این که آدرس و عکس‌های خانه‌ای با سه نفر ظرفیت را توی سایت گذاشته، بلکه مرهمی روی داغ دلش باشد.

در این چند روزی که فرصت داشتم میان مسافران و موکب‌ها و میان‌داران باشم، این شوق و جست‌وجوی آدم‌ها برای پیدا کردن یک کار خیر، ولو بسیار کوچک، زیاد به چشمم آمد. انگار کسی به همه خبر داده باشد که وقت بالا پریدن همین حالاست. معلوم نیست دوباره کی چنین مجالی درست شود. وقتش الان است، با هر چه می‌توانی، با هر چه که داری، حتی ا