شقایق خبازیان
مسیر دشوار منتهی به زندگی
۱۲:۱۴ - دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵

مسیر دشوار منتهی به زندگی

ما، از بی‌برقی‌های دو ساعته‌ خودمان، می‌رویم به سمت خاموشی‌های پنج شش ساعته‌ کشور عراق. از آلاینده‌ها و ریزگردهای هوای شهرهایمان، می‌رویم به سمت آلاینده‌ها و ریزگردهای شدید آنجا.

اراده‌هایی که قد ما را بلند می‌کنند
۱۷:۴۳ - شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵

اراده‌هایی که قد ما را بلند می‌کنند

شب را دامغان بمانیم یا شاهرود یا سبزوار؟ هتل‌ها اتاق خالی دارند؟ زائرسراها راهمان می‌دهند؟ سمنان را تازه رد کرده بودیم که این سؤال‌ها را از هم پرسیدیم.

ابتلا به حضور
۱۳:۲۹ - سه‌شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵

ابتلا به حضور

یک نفر را می‌شناسم که اجازه ندارد به هیچ‌کدام از مراسم‌های وداع و تشییع برود. اجازه ندارد، نه به این معنی که بچه است و اختیار زندگی‌اش دستش نیست یا توانایی اداره خودش را ندارد. نه! زنی است بالغ و عاقل و توانمند.

زمین سفت زیر پا
۱۱:۵۴ - یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۳

زمین سفت زیر پا

یک فولدر روی هارد اکسترنال دارم به اسم «مشق بچه‌ها». نزدیک به پانزده سال این پوشه لابه‌لای بقیه فایل‌ها و داده‌های قدیمی خاک می‌خورد؛ تا اینکه چند روز پیش از سر اتفاق، دوباره رفتم سراغش.