به گفته بسیاری از کارشناسان، دهه 60 نقطه عطفی در نظام مدیریت شهری اصفهان تلقی میشود؛ زمانی که نهاد شهرداری قوام بیشتری پیدا کرد و به سمت درآمدزایی رفت، سازمانها و شرکتهای زیادی در مدیریت شهری تعریف و کلید بسیاری از پروژههای مهم شهری زده شد.
در حال حاضر کمتر شهروند اصفهانی را میتوانید پیدا کنید که با 3 یا 4 مشکل اصلی اصفهان آشنا نباشد. از هرکسی که درباره این سهچهار مورد بپرسید، فورا میگوید آب، آلودگی هوا و فرونشست.
اصفهان به عنوان یکی از کلانشهرهای تاریخی جهان اسلام، همواره موضوع مطالعات شرقشناسان و مورخان بوده است. محله «دارالبطیخ» یا در گویش محلی دالبتی که بعدها به نام دردشت شناخته شد، نه تنها یک سکونتگاه شهری بلکه قلب تپنده دیوانسالاری امپراتوری سلجوقی در قرن پنجم و ششم هجری بود.
در هر دورهای از حیات یک جامعه، جریانهای فکری بر آن حاکم بودند که بر وجوه مختلف آن جامعه اثر میگذاشتند از جمله بر وجوه شهری و شهرسازی آن.
اصفهان در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود، همواره بر دو رکن اصلی استوار بوده است: عنصر «آب» حاصل از زایندهرود و مادیها و عنصر «محلهها» به عنوان سلولهای تشکیلدهنده این باغشهر کهن.
اصفهان، شهری که تاریخش با هنر، مذهب، سیاست و فرهنگ در هم تنیده است، داستانی موازی در زیر پوست خود دارد؛ داستان ساکنان آرمیده و خاموش روزگاران گذشته. تاریخچه تدفین در این شهر، آینهای تمامنما از دگرگونیهای عمیق عقیدتی، اجتماعی و شهرسازی است که از هزارههای پیش از اسلام تا به امروز ادامه داشته است.
شهرسازی و معماری در ایران در طول تاریخ همواره شاهد تحولات گوناگونی بوده و همواره خود را در دو بعد محتوایی و کالبدی نشان داده است.
اصفهان، مروارید درخشان فلات مرکزی ایران، شهری است که بخش بزرگی از هویتش در لایههای متراکم و پنهان خاک مدفون است.
بسیاری از کارشناسان و اندیشمندان وقتی میخواهند به یکی از دوران طلایی فکری و هنری اشاره کنند، از عصر صفوی با شاخص فکری مکتب اصفهان یاد میکنند.
پیدایش روزنامه و روزنامهنگاری به مفهوم امروزی آن را در اصفهان باید در بستر تحولات سیاسی و فرهنگی اواخر دوره قاجار جستوجو کرد. اما ریشههای فنی و فرهنگی رسانههای نوشتاری در این شهر، به مراتب عمیقتر است.
در میان دشت حاصلخیز و کهن اصفهان، بر فراز کوهی خاموش، سازهای خشتی و مرموز به نام «آتشگاه» قد برافرشته که با نامهای دیگری همچون «دژ مهربین» و «قلعه ماربین» نیز شناخته میشود.
طی سالها و حتی دهههای گذشته، شهرها از عوارض و آسیبهای توسعه ناپایدار در امان نبودهاند و شهروندان شهرهای در حال توسعه مخصوصاً کلانشهرها آثار ویرانگر این نوع توسعه را در حوزههای مختلف اقتصادی و اجتماعی زندگی تجربه کرده و با مشکلات زیادی در زمینه تأمین رفاه و حتی بهداشت و سلامت خانواده دست و پنجه نرم کردهاند