روضه‌ای که از سیاست جدا نیست

این پرسش که نسبت هیئت و روضه با مسائل روز چیست، پس از تحولات اخیر کشور، بیش از گذشته محل بحث شد. بسیاری انتظار داشتند فضای عزاداری‌های محرم بازتاب مستقیمی از شهادت رهبر شهید، مردم و فرماندهان باشد؛ انتظاری که برای برخی برآورده شد و برای برخی دیگر نه.

تاریخ انتشار: ۱۱:۳۸ - یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
روضه‌ای که از سیاست جدا نیست

به گزارش اصفهان زیبا؛ این پرسش که نسبت هیئت و روضه با مسائل روز چیست، پس از تحولات اخیر کشور، بیش از گذشته محل بحث شد. بسیاری انتظار داشتند فضای عزاداری‌های محرم بازتاب مستقیمی از شهادت رهبر شهید، مردم و فرماندهان باشد؛ انتظاری که برای برخی برآورده شد و برای برخی دیگر نه.

اما شاید پیش از هر قضاوتی، لازم باشد خود مسئله را دقیق‌تر ببینیم. آیا اساسا می‌توان از «روضه‌ای غیرسیاسی» سخن گفت؟ یا آنچه گاهی به عنوان فاصله گرفتن از مسائل روز تعبیر می‌شود، ناشی از تفاوت در شیوه بیان و اولویت‌بندی هیئت‌هاست؟

واقعیت این است که هیئت‌های مذهبی را نمی‌توان یک مجموعه یکدست تصور کرد. دست‌کم سه رویکرد متفاوت در میان آن‌ها دیده می‌شود. در یک سوی این طیف، هیئت‌هایی قرار دارند که رویکردی غیرسیاسی به مراسم روضه امام‌حسین(ع) دارند.

این مجالس، آگاهانه تلاش می‌کنند هرگونه اشاره مستقیم به مسائل سیاسی روز را از متن روضه دور نگه دارند. از نگاه آنان، مجلس امام حسین(ع) جای پرداختن به موضوعات سیاسی نیست و هرچه روضه به واقعه عاشورا نزدیک‌تر بماند، رسالت خود را بهتر انجام داده است. این نگاه البته سال‌هاست در بخشی از هیئت‌های کشور وجود دارد و منحصر به امروز نیست.

در سوی دیگر، هیئت‌هایی قرار دارند که اساسا انقلاب اسلامی و جریان مقاومت را امتداد همان مکتب عاشورا می‌دانند. از نگاه این جریان، سخن گفتن از امام حسین(ع) بدون سخن گفتن از ظلم، مقاومت، عزت، ولایت و ایستادگی در برابر دشمن، به معنای تقلیل دادن عاشورا به یک واقعه صرفا تاریخی است. این هیئت‌ها معتقدند عاشورا تنها برای گریستن نیست؛ مدرسه‌ای است که باید نسبت خود را با هر دوره تاریخی حفظ کند. میان این دو نیز طیفی از هیئت‌ها قرار دارند که به نوعی میانه رو هستند.

همین تفاوت رویکردها باعث شده است که برداشت مخاطبان از محرم امسال نیز یکسان نباشد. کسانی که تنها در چند مجلس محدود حضور یافته‌اند، شاید به این نتیجه رسیده باشند که فضای هیئت‌ها تفاوت چندانی با سال‌های گذشته نداشت؛ اما اگر دامنه نگاه را به مجموعه هیئت‌هایی که خود را در امتداد گفتمان انقلاب اسلامی تعریف می‌کنند گسترش دهیم، تصویر متفاوتی پیش روی ما قرار می‌گیرد.

در این هیئت‌ها، تلاش بر آن نبود که مجلس عزای امام حسین(ع) به تریبونی برای بیان مستقیم مواضع سیاسی تبدیل شود؛ بلکه کوشش شد نسبت میان عاشورا و مسائل روز از دل خود واقعه کربلا استخراج شود. به بیان دیگر، حادثه امروز به عاشورا تحمیل نشد، بلکه عاشورا، زبان فهم امروز قرار گرفت.

به همین دلیل، هر شب محرم متناسب با مضمون تاریخی خود، پیوندی با مسائل جاری جامعه پیدا می‌کرد. شب حضرت مسلم(ع)، سخن از جایگاه نایب امام و نسبت جامعه با او بود؛ اینکه کوفه چگونه در برابر نماینده امام ایستاد و این تجربه تاریخی چه نسبتی با امروز پیدا می‌کند.

در شب حضرت ابوالفضل(ع)، روایت امان‌نامه به عنوان نمادی از سازش‌ناپذیری و حفظ عزت بازخوانی می‌شد. حضرت علی‌اصغر(ع) تنها نماد مظلومیت نبود، بلکه روایت او به مقاومت در اوج نابرابری پیوند می‌خورد و حتی در شب حضرت رقیه(س)، رنج کودکان کربلا پلی برای فهم رنج کودکانی می‌شد که امروز نیز قربانی جنگ و خشونت هستند.

نکته مهم این است که در چنین نگاهی، سیاست یک موضوع بیرونی نیست که به مراسم عزاداری افزوده شود. پیام‌های اجتماعی و سیاسی، از متن عاشورا استخراج می‌شوند. به همین دلیل، بسیاری از مداحان و شاعران آیینی نیز به جای آنکه صرفاً چند شعار متناسب با فضای روز به اشعار خود اضافه کنند، تلاش کردند همان مضامین اصیل عاشورا را با زبان امروز بازخوانی کنند. نتیجه آن بود که روضه همچنان محور مجلس باقی ماند، اما مخاطب در خلال همان روضه، نسبت خود را با مسائل زمانه نیز پیدا می‌کرد.

شاید مهم‌ترین نکته‌ای که در این میان کمتر مورد توجه قرار گرفته، همین باشد که اساسا تفکیک کامل عاشورا از سیاست، از منظر بسیاری از فعالان این عرصه امکان‌پذیر نیست. عاشورا از ابتدا با مفاهیمی چون عدالت، ظلم‌ستیزی، وفاداری، عزت و مقاومت شناخته شده است. وقتی مداح از نپذیرفتن امان‌نامه توسط حضرت ابوالفضل(ع) سخن می‌گوید یا شعار «هیهات منا الذله» را محور روضه قرار می‌دهد، حتی اگر هیچ اشاره مستقیمی به وقایع روز نکند، مخاطب این مفاهیم را در نسبت با جامعه امروز نیز معنا می‌کند.

از این منظر، حتی هیئتی که خود را سیاسی نمی‌داند نیز ناخواسته حامل پیام‌های سیاسی و اجتماعی عاشوراست؛ زیرا خود نهضت امام حسین(ع)، نهضتی اجتماعی و تمدنی است و نمی‌توان این ابعاد را از آن جدا کرد.

البته پذیرش این واقعیت، به معنای تأیید سیاسی شدن بی‌قید و شرط هیئت‌ها نیست. درست همان‌گونه که حذف مسائل اجتماعی از عاشورا، تصویری ناقص از این نهضت ارائه می‌دهد، تقلیل مجلس عزاداری به مجموعه‌ای از شعارهای سیاسی نیز به همان اندازه آسیب‌زاست.

اگر قرار باشد روضه، ذکر مصیبت و معرفت حسینی به حاشیه رانده شود و همه چیز در حماسه‌خوانی خلاصه شود، هیئت از هویت تاریخی خود فاصله خواهد گرفت. هنر هیئت انقلابی آن است که مسیر را برعکس طی کند؛ از امام حسین(ع) آغاز کند و به مسائل امروز برسد، نه آنکه از مسائل روز آغاز کند و عاشورا را تنها بهانه‌ای برای بیان آن‌ها قرار دهد.

از همین منظر، محرم امسال را نمی‌توان صرفا با میزان صراحت شعارهای سیاسی در مجالس سنجید. آنچه اهمیت دارد، کیفیت پیوندی است که میان روایت عاشورا و مسائل روز برقرار شده است؛ پیوندی که اگرچه گاه آرام و غیرمستقیم است، اما می‌تواند عمیق‌تر و ماندگارتر از هر شعار مقطعی عمل کند. بنابراین مسئله اصلی، یافتن نسبت درست میان این دو ساحت است؛ نسبتی که در آن، عاشورا همچنان محور باقی بماند و پیام‌های آن، راهنمای مواجهه جامعه با مسائل امروز باشد، نه آنکه یکی جای دیگری را بگیرد.

اگر نسبت عاشورا و مسائل روز در بسیاری از هیئت‌های انقلابی برقرار شده است، این پرسش همچنان باقی می‌ماند که آیا این جریان تنها به دهه اول محرم محدود شد یا با توجه به شرایط کشور پس از آن نیز ادامه پیدا کرد؟ پاسخ نگارنده منفی است. به اعتقاد بنده، پایان دهه اول محرم به معنای پایان این گفتمان نبود؛ بلکه تنها شکل بروز آن تغییر کرد.

در سال‌های اخیر، نقش مداحان و شاعران آیینی نیز دستخوش تحول شده است. مداح امروز صرفا اجراکننده یک مجلس روضه نیست. او در بسیاری از مواقع به یک کنشگر اجتماعی تبدیل شده که آثارش در فضای مجازی، رسانه‌ها و افکار عمومی بازنشر می‌شود. شعر آیینی نیز دیگر تنها برای خوانده شدن در یک مجلس سروده نمی‌شود؛ بلکه گاه ظرف چند ساعت به نماهنگ، کلیپ و محتوای رسانه‌ای تبدیل می‌شود و در سطح گسترده منتشر می‌شود.

به همین دلیل، جریان تولید محتوا در هیئت‌های انقلابی محدود به شب‌های محرم نیست و به خصوص در فضای اکنون جامعه همچنان پررنگ است. در هفته‌های گذشته اشعار متعددی با موضوع مقاومت، حمایت از جبهه مقاومت، شهادت فرماندهان و مسائل روز تولید و اجرا شد. بسیاری از این آثار فاصله‌ای چندساعته میان سرایش تا اجرا داشتند؛ به گونه‌ای که شاعر، همان شب نسبت به یک اتفاق یا موضع جدید شعری می‌سرود و فردای آن روز، مداحان در شهرهای مختلف آن را اجرا می‌کردند. این سرعت واکنش، نشان می‌دهد که هیئت تنها یک نهاد آیینی نیست، بلکه در مواقع حساس به یک شبکه فعال تولید و بازنشر معنا نیز تبدیل می‌شود.

البته استمرار این جریان، همیشه به چشم مخاطب عمومی نمی‌آید. یکی از دلایل این مسئله، تفاوت ظرفیت رسانه‌ای هیئت‌هاست. بخش مهمی از آنچه در هیئت‌های شهرستان‌ها و حتی مراکز استان‌ها تولید می‌شود، هرگز به فضای رسانه‌ای کشور راه پیدا نمی‌کند. بسیاری از مداحان، هرچند در میدان حضور دارند و متناسب با شرایط جامعه اشعار و دَم‌های تازه اجرا می‌کنند، اما به دلیل نداشتن شبکه رسانه‌ای گسترده، صدای آنان فراتر از همان مجلس شنیده نمی‌شود.

همین مسئله سبب می‌شود گاهی این تصور شکل بگیرد که فضای هیئت‌ها نسبت به مسائل روز بی‌تفاوت شده است؛ در حالی که واقعیت، بیشتر از آنکه ناشی از فقدان محتوا باشد، ناشی از ضعف در بازنمایی رسانه‌ای است. آنچه در بسیاری از مجالس اتفاق می‌افتد، کمتر ثبت، روایت و منتشر می‌شود. در نتیجه، تصویری که در افکار عمومی شکل می‌گیرد، الزاماً منطبق بر واقعیت میدان نیست.

این نقد، بیش از همه متوجه رسانه‌های رسمی است. در شرایطی که هیئت‌ها هر شب متناسب با رخدادهای روز، اشعار، شعارها و مضامین تازه‌ای تولید می‌کنند، انتظار می‌رود رسانه‌ها این ظرفیت را به تصویر بکشند. بازتاب این مجالس تنها پوشش یک مراسم مذهبی نیست؛ بلکه ثبت بخشی از واکنش فرهنگی جامعه به رخدادهای سیاسی و اجتماعی نیز به شمار می‌رود. هنگامی که این بازتاب شکل نمی‌گیرد، طبیعی است که بخشی از جامعه تصور کند این جریان وجود خارجی ندارد یا دست‌کم بسیار کم‌رنگ‌تر از واقعیت است.

از این منظر، مسئله صرفا نقد هیئت یا مداح نیست؛ بلکه نقد نظام روایت‌گری است. اگر رسانه نتواند آنچه در متن جامعه در حال شکل‌گیری است را به‌درستی روایت کند، فاصله میان واقعیت و ادراک عمومی افزایش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، قضاوت‌ها نیز بر پایه تصویری ناقص شکل می‌گیرد؛ تصویری که گاه حضور پررنگ یک جریان را به غیبت آن تعبیر می‌کند.