به گزارش اصفهان زیبا؛ نوستالژیهای دهه شصت هیچگاه به پایان نمیرسد؛ از رفتن به مدرسه در برفوباران گرفته تا سختگیریها و تنبیههای گاهبهگاه توسط معلمان؛ از تأکید بر نظموانضباط دانشآموزان تا برگزاری کلاسهای جبرانی و اضافه. دهه شصتیها که حالا تقریبا پا به سنین میانسالی گذاشتهاند، هر کدامشان خاطرات انبوهی از مدرسه و نشستن پشت نیمکتهای آن و همچنین «خوردن چوب معلم» به یاد دارند؛ نسلی که معتقدند همیشه در حقشان اجحاف شده و آنطور که بایدوشاید حتی در مدارس با آنها رفتار نشده است. حالا خاطرات مدرسه رفتن این نسل و آنچه در کلاسهای درس برای آنها رخ میداد و همچنین تفاوتهای چشمگیر رفتار و تدریس معلمان کنونی با آموزگاران آن موقع دستمایه طنز و البته اغراق برخی از کاربران فضای مجازی شده و اتفاقا این محتوا با استقبال کاربران فضای مجازی هم روبهرو شده است. این ویدئوها شاید فقط به منظور سرگرمی و خنده کاربران و درآمدزایی ساخته شده است( مثل معلمی که فینفینکنان «اعداد گویا» تدریس میکند، ناظمی که بهخاطر «خشکی دست» دانشآموز از او تعهد کتبی میگیرد، یا معلمی که دانشآموزش را «بیشعور» خطاب میکند) اما مسلما در لایههای زیرین این صحنهها، روایتهای مختلفی پنهان است که میتواند روایت تاریخی از دهه 60 را کاملا تحریف کند؛ ویدئوهایی که تلاش به بازنمایی نسلکاملا متفاوت را دارد؛ هرچند شاید سازنده آن نادانسته و تنها به دلیل جذب مخاطب دست به ساختن آنها زده است. تحلیل برخی از این محتواها نشان میدهد که در تصویر ارائه شده از معلمان دهه شصت در فضای مجازی، آنها بر درسومشق و انضباط دانشآموزان تأکید و در این باره سختگیریهای بسیاری داشتهاند. این تصویر متاسفانه به این موضوع نمیپردازد که درعینحال، آنها معلمانی دلسوز بودند که موفقیت دانشآموزان را در درسخواندن و کسب رتبه ممتاز میدانستند تا آنها اینگونه بتوانند آینده جامعه خود را بسازند. در این تصویر اغراقگونه چنین وانمود میشود که برخی از معلمان با ظهور تکنولوژی و وسایل ارتباطجمعی دچار هراس شدند و از آنها گریزان بودند و سعی داشتند در همان نقش کلیشهای خود باقی بمانند. در ادامه با تحلیل محتوای حدود سی پست اینستاگرامی دررابطهبا معلمان دهه شصتیها،به بیان ویژگی آنها از نگاه تولیدات شبکههای اجتماعی پرداخته شده است
وقتی آموزش تبدیل به صحنه نمایش قدرت میشود!
آموزگاران دهه شصت، معلمانی باسواد و منظم بودند و برای آنها انضباط و همچنین منظم بودن دانشآموزان از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بود؛ شاید اغراق نباشد اگر بگوییم دانش آموز خوب برایشان، فردی بود که سر وقت در کلاس درس حاضر شود، ساکت و منظم و فقط به فکر درس خواندن باشد.
در یکی از پستهای اینستاگرامی که سعی بر بازنمایی رفتار این معلمان دارند، او درحال تدریس مبحث «اعداد گویا» ست و در شرح آن میگوید: «اعداد گویا، خودشان گویای همه چیز هستند، نیازی به توضیح نیست!» در این ویدئوی اغراقگونه، معلم در حین تدریس مدام به تحقیر دانشآموزان میپردازد و خیلی زود کلاس را تمام میکند. این صحنه، نقطهٔ مقابل یک کنشِ آموزشی است. این روایت به خوبی نشان میدهد که دانستن تنها از آنِ معلم است و نفهمیدن، نشانه «بیشعوری یا نفهمیِ» دانشآموز. نکته ظریفِ طنز همینجاست؛ چون معلم توضیح نمیدهد، مطلب «گو یا» میماند و او بهجای آنکه بر دانش تسلط داشته باشد، بر جهلِ شنونده تاکید دارد.
اغراق در رنج!
پستهای متعددی از روزگاران مدرسه رفتن دههشصتیها این روزها در فضای مجازی بازنشر میشود؛ محتوای اغراقآمیز و طنز آلودی که میخواهد رنج و سختگیری اولیای مدرسه در آن روزها را به نمایش بگذارد و با شرایطی که امروزه دانشآموزان در آن مشغول به تدریس هستند، مقایسه کند؛ برای مثال، محتواهای زیادی وجود دارد که مثلا معلم در سیل و در حال غرقشدن همچنان مشغول به تدریس است و میگوید: «امتحان داریم، باید بیایی؛ قایق و لنج و کشتی هست، خودت را برسان!» این محتواها
بیش از آنکه تصویری واقعی از مسائل دانشآموزان در دهه 60 ارائه کند،به هجو و تحریف واقعیتهای آن دوران میپردازد.
یادانش آموزان در بهمن و کولاک مجبور به ایستادن در صبحگاه و شنیدن حرفها و خط نشان کشیدنهای ناظم مدرسه هستند. این تصویر دقیقا برخلاف مدارس امروزی است که به بهانههای مختلف تعطیل می شوند و دانش آموز به راحتی بر سر کلاس حاضر نمیشود.
علاوه بر این، مجبور بودن دانش آموزان به حاضر شدن در «صبحگاه» در شرایط مختلف به خوبی نشان دهنده تاکید معلمان و اولیای مدارس بر نظم و انضباط است؛ مراسمی که خود نمایش نظم است؛ درحالیکه شاید این موضوع برای دانشآموزان امروزی اجبار نباشد و حتی خندهدار باشد!
تعمیم استثناها
در محتواهای طنز و هجوآلودی که بهمنظور بازنمایی رفتار معلمان دهه شصت در فضای مجازی منتشر میشود، برخی از آنها دارای خشونت رفتاری و کلامی هستند؛ برای مثال، معلم ابایی از تنبیه دانشآموز ندارد و بهراحتی او را با چوب کتک میزند یا به او توهین میکند و او را مورد شماتت قرار میدهد؛ اما همین معلم خیلی زود از رفتار خشن خود، شرمنده میشودو شروع به تعریف از دانشآموز مورد تحقیر میکند و صفات پسندیده او را جلوی باقی دانشآموزان میشمارد و از او حلالیت میخواهد. این تولیدات در واقع تلاش میکند استثناها در دهه شصت را به رفتار تمام معلمان، تعمیم دهد.
سختگیریهای انضباطی و عدم انعطافپذیری!
در یکی از این ویدئوها ناظم به دلیل اینکه دانشآموز پس از خارجشدن از دستشویی، دستهایش خشک است، او را مورد سرزنش قرار میدهد و از دانشآموز میخواهد به تابلوی «النظافة من الایمان» که بالای سر سرویس بهداشتی نصب شده است، توجه کند و آن را بخواند.
گریز از تکنولوژی!
زمانی که اینترنت تازه سروکلهاش پیدا شده یا رایانه به ایران راهیافته بود را خیلیها به یاد دارند؛ همان موقعی که برخی از معلمها به دلایل فرهنگی و همچنین ناآشنا بودن با این فناوری از آن گریزان بودند و آن را دشمن دانشآموزان
میدانستند.
در محتوایی هم که در فضای مجازی منتشر میشود، این موضوع دستمایه طنز قرار گرفته است؛ برای مثال در یکی از این پستها وقتی دانشآموز میگوید پدرش در یوتیوب «تولید محتوا» میکند، معلم فریاد میکشد: «یعنی چه؟ خب بگو پدرت تیوب را پنچرگیری میکند!» این صحنه، کوتاه اما عمیق، بازنماییِ «شکاف نسلی» در سطح تکنولوژی است. نسلی که فقط «شغلِ واقعی» را به شکل ملموس میشناسد، در برابر یک پدیدهٔ نوظهور زبان ندارد؛ پس بهجای فهم، آن را به تمسخر میگیرد.
برخلاف اینکه امروزه بسیاری از معلمان از همین ابزار جدید، برای ارائه خدمات آموزشی به دانشآموزان استفاده و حتی داستان کلاس درس خود را در این فضا به نمایش میگذارند.
پیروی از یک الگوی مشترک!
اما محتوای دیگری که کاربران فضای مجازی آن را دستمایه طنز معلمان دهه شصت قرار دادهاند، مربوط به دانش کم و عدم علاقه به شغل
و بیحوصلگی برخی از آنهاست؛ برای مثال، ویدئوهایی از معلمان تاریخ و ریاضی و ادبیات را شاهد هستیم که همه آنها از یک الگوی مشترک پیروی میکنند و یک تضاد را نشان میدهند؛ برای مثال، معلم دینی که در حال تدریس مفاهیم مقدس و شیوه گرفتن وضو است؛ اما بهراحتی به دانشآموز خود توهین میکند و او را مورد سرزنش قرار میدهد.
یا معلم تاریخی که درحال تدریس تاریخ و ماجرای کشتهشدن «امیرکبیر» در حمام فین است و با تمسخر نتیجهگیری میکند که برای اینکه کشته نشویم، نباید حمام برویم! یا معلم ادبیاتی که تمامی اشعار را اشتباه میخواند و باعجله کتاب را به اتمام میرساند و مدام دانشآموزان را شماتت میکند.
در هر سه، یک مسئله مشترک رخ میدهد؛ اینکه معلم تمایلی به محتوایی که ارائه میدهد، ندارد و آن را بیارزش میداند؛ شاید برای او اداره کلاس و امر و نهی به دانشآموزان از هر چیز دیگری مهمتر باشد؛ برای همین تصویری از یک انسانی خشک و انعطافناپذیر به نمایش میگذارد که شاید دانشآموز نتواند با او ارتباط برقرار کند.
چرا این فیلمها با استقبال روبهرو شدهاند؟
فیلمها و محتوایی که دررابطهبا معلمان دهه شصت و همچنین وضعیت مدارس آن زمان در فضای مجازی منتشر شدهاند با استقبال زیاد کاربران روبهرو شدهاند چرا که با تحریف و اغراق آنچه در گذشته رخ داده، در پی ایجاد احساس همذاتپنداری با دهه شصتیها است. این ویدئوها شاید در ظاهر، خندهدار و خاطرهانگیز به نظر برسد اما در واقع ارزشهای حاکم بر آن دوران را – چه خوب و چه بد- مورد هجمه قرار میدهد.



