به گزارش اصفهان زیبا؛ در میانه تابستان ۱۴۰۵، بار دیگر صدای خاموششدن خطوط تولید از شهرکهای صنعتی اصفهان شنیده میشود؛ خطوطی که توقف چندساعته آنها فقط بهمعنای خاموششدن چند دستگاه نیست؛ بلکه میتواند به ضایعات مواد اولیه، تأخیر در تحویل سفارشها، افزایش هزینه تولید، کاهش شیفت کاری و تهدید اشتغال منجر شود.
در سوی دیگر، اصفهان یکی از آفتابیترین و صنعتیترین استانهای کشور است و روی کاغذ باید از مناسبترین نقاط ایران برای پیوند صنعت و انرژی خورشیدی باشد. پس پرسش اصلی این است: چرا با وجود آفتاب فراوان و برق نایاب، هنوز بخش بزرگی از صنایع اصفهان خورشیدی نشدهاند؟
پاسخ را نمیتوان فقط در کمکاری کارخانهها یا بوروکراسی دستگاههای دولتی جستوجو کرد. توسعه انرژی خورشیدی در بخش صنعت با زنجیرهای از موانع مالی، ارزی، اداری، فنی و مقرراتی روبهروست. تا زمانی که این زنجیره بهصورت یکپارچه اصلاح نشود، نصب چند نیروگاه بزرگ، هرچند ارزشمند، بهمعنای خورشیدیشدن صنعت اصفهان نخواهد بود.
استانی صنعتی با کسری ۱۷۰۰مگاواتی برق
براساس آمارهای اعلامشده در ۱۴۰۵، ناترازی برق استان اصفهان حدود یکهزار و ۷۰۰مگاوات برآورد شده است؛ همچنین شمار مشترکان برق استان نزدیک به سهمیلیون و جمعیت آن بیش از پنجمیلیون و ۴۰۰هزار نفر اعلام شده است.
این ارقام نشان میدهد مسئله برق اصفهان نه یک اختلال موقت و تابستانی، بلکه یک چالش ساختاری در استانی پرجمعیت و بهشدت صنعتی است. اصفهان همچنان یکی از موتورهای اصلی تولید کشور به شمار میرود. بیش از ۹۸۰۰واحد صنعتی فعال در استان وجود دارد و حدود ۲۷۰هزار نفر بهصورت مستقیم در صنایع استان اشتغال دارند.
در ماههای ابتدایی ۱۴۰۵ نیز دهها واحد صنعتی جدید به بهرهبرداری رسیدهاند و بیش از ۴۷۰۰طرح صنعتی نیمهتمام در مراحل مختلف اجرا قرار داشتهاند؛ به این ترتیب، با راهاندازی واحدهای جدید، افزایش ظرفیت کارخانهها و توسعه شهرکهای صنعتی، تقاضای برق استان نیز همچنان در حال افزایش است.
این افزایش تقاضا در شرایطی رخ میدهد که ظرفیت تولید و انتقال برق با سرعت متناسب توسعه پیدا نکرده است. در مقابل، ظرفیت نیروگاههای خورشیدی استان اصفهان تا اواسط ۱۴۰۵ حدود ۵۷۹مگاوات اعلام شده است. این رقم، اصفهان را در میان استانهای پیشرو کشور در حوزه انرژی خورشیدی قرار میدهد؛ اما نباید ظرفیت اسمی نیروگاهها را با برق پایدار و شبانهروزی یکسان دانست. نیروگاههای خورشیدی فقط در ساعات تابش خورشید تولید دارند.
این ادعا که صنایع اصفهان هیچ اقدامی در حوزه انرژی خورشیدی انجام ندادهاند، دقیق نیست. برخی صنایع بزرگ استان در سالهای اخیر وارد سرمایهگذاری جدی در حوزه نیروگاههای تجدیدپذیر شدهاند. نیروگاه خورشیدی ۶۰۰مگاواتی آفتاب شرق در منطقه کوهپایه، یکی از شاخصترین پروژههای خورشیدی صنعتی استان است.
بخشی از ظرفیت این نیروگاه به شبکه متصل شده و اجرای بخش باقیمانده نیز در حال انجام است؛ اما مسئله اصلی، فاصله میان توان مالی چند بنگاه بزرگ و شرایط هزاران واحد صنعتی کوچک و متوسط است. یک شرکت بزرگ فولادی میتواند زمین وسیع در اختیار بگیرد، تیم حقوقی و فنی تشکیل دهد، با بانکها مذاکره کند، تجهیزات وارد کند و برای یک پروژه چندصدمگاواتی برنامهریزی بلندمدت داشته باشد.
در مقابل، یک واحد کوچک قطعهسازی، نساجی، سنگبری، صنایع غذایی، ریختهگری یا تولید لوازم خانگی، معمولا برای تأمین سرمایه در گردش روزانه خود نیز با محدودیت مواجه است. چنین واحدی باید همزمان هزینه مواداولیه، حقوق کارکنان، بیمه، مالیات، تعمیر دستگاهها، حملونقل و تسویه بدهیهای بانکی را بپردازد.
در این شرایط، انتظار اینکه همان واحد چندده یا چندصد میلیارد تومان نیز برای ساخت نیروگاه خورشیدی سرمایهگذاری کند، چندان واقعبینانه نیست؛ درنتیجه، توسعه انرژی خورشیدی در اصفهان هنوز بیشتر پروژهمحور است تا فراگیر. چند طرح بزرگ در حال اجراست؛ اما هزاران واحد کوچک و متوسط هنوز به مدل مالی و اجرایی مناسبی برای ورود به این حوزه دسترسی ندارند.
مانع نخست: سرمایهگذاری اولیه سنگین
احداث نیروگاه خورشیدی نیازمند سرمایه اولیه فراوان است؛درحالیکه تسهیلات بانکی معمولا کوتاهمدت و با نرخ سود بالا ارائه میشوند. اقساط سنگین این تسهیلات با دوره بازگشت سرمایه بلندمدت نیروگاههای خورشیدی تناسب ندارد.
بانکها همچنین وثیقههای ملکی و تضمینهای سنگینی از سرمایهگذاران مطالبه میکنند.بسیاری از صنایع کوچک وثیقه کافی ندارند یا داراییهای آنها پیشتر در رهن بانک قرار گرفته است.استفاده از خود نیروگاه، قرارداد فروش برق و درآمد آینده پروژه بهعنوان تضمین میتواند بخشی از این مشکل را برطرف کند.
مانع دوم: نوسان ارز و قیمت تجهیزات
قیمت بخش مهمی از تجهیزات نیروگاه خورشیدی، ازجمله پنل، اینورتر و تجهیزات کنترلی، تحت تأثیر نرخ ارز قرار دارد. افزایش نرخ ارز در فاصله طراحی تا اجرای پروژه میتواند هزینه سرمایهگذاری را به میزان چشمگیری افزایش دهد؛ درنتیجه ممکن است پروژهای که در ابتدا اقتصادی بوده، هنگام خرید تجهیزات با کسری منابع روبهرو شود.
مشکلات ثبتسفارش، تخصیص ارز، واردات و ترخیص تجهیزات نیز میتواند اجرای پروژه را به تأخیر بیندازد. تسهیل و تسریع این فرایندها یکی از الزامهای مهم توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر محسوب میشود.
مانع سوم: دشواری تأمین زمین مناسب
تابش مناسب خورشیدی تنها معیار انتخاب زمین برای احداث نیروگاه خورشیدی نیست. وضعیت مالکیت، کاربری زمین، محدودیتهای زیستمحیطی، شیب و دسترسی جادهای نیز اهمیت زیادی دارند.
فاصله زمین از شبکه و پست برق میتواند هزینه احداث خطوط انتقال را بهشدت افزایش دهد. گاهی هزینه اتصال به شبکه موجب میشود یک زمین مناسب از نظر تابش، از نظر اقتصادی توجیهپذیر نباشد. کاهش استعلامهای اداری و واگذاری زمین از طریق پنجره واحد میتواند روند اجرای پروژهها را تسریع کند.
مانع چهارم: محدودیت ظرفیت اتصال به شبکه
صدور مجوز یا امضای تفاهمنامه بهتنهایی بهمعنای امکان احداث و بهرهبرداری از نیروگاه نیست. هر پروژه پس از دریافت مجوز باید نقطه اتصال مناسب به شبکه برق را نیز دریافت کند. در برخی مناطق، شبکه موجود ظرفیت پذیرش تولید برق جدید را ندارد.
در این شرایط ممکن است سرمایهگذار مجبور به احداث خط انتقال، پست جدید یا تقویت شبکه موجود شود. هزینه بالای این اقدامها میتواند توجیه اقتصادی نیروگاه خورشیدی را با مشکل جدی مواجه کند.
مانع پنجم: بیثباتی مقررات و درآمد پروژه
سرمایهگذاری در نیروگاه خورشیدی نیازمند امکان پیشبینی درآمد در یک دوره بلندمدت است. تغییر مکرر تعرفهها، مقررات و شیوههای فروش برق میتواند اعتماد سرمایهگذاران را کاهش دهد.
روشهایی مانند خرید تضمینی، قرارداد دوجانبه و فروش برق در بازار سبز برای سرمایهگذاران فراهم شده است؛ با این حال، نوسان قیمت برق و نبود قراردادهای بلندمدت استاندارد همچنان برنامهریزی مالی را دشوار میکند. ثبات مقررات و تضمین چهارچوبهای درآمدی میتواند نقش مهمی در جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی داشته باشد.
مانع ششم: پنل خورشیدی الزاما مانع خاموشی نمیشود
نیروگاههای خورشیدی متصل به شبکه معمولا هنگام قطع برق شبکه بهصورت خودکار از مدار خارج میشوند. این اقدام برای حفظ ایمنی شبکه و کارکنان تعمیراتی ضروری است؛ بنابراین نصب پنل خورشیدی بهتنهایی نمیتواند برق کارخانه را هنگام خاموشی تأمین کند. برای استمرار فعالیت، استفاده از سیستمهای هیبریدی، تجهیزات جزیرهای و باتری ضروری است. افزودهشدن این تجهیزات هزینه سرمایهگذاری و نگهداری نیروگاه را به میزان چشمگیری افزایش میدهد.
مانع هفتم: نبود مدل مناسب برای صنایع کوچک
احداث نیروگاه مستقل برای بسیاری از صنایع کوچک از نظر مالی و فنی امکانپذیر یا اقتصادی نیست.یکی از گزینههای مناسب، ایجاد نیروگاههای خورشیدی تجمیعی برای مجموعهای از واحدهای صنعتی است.این مدل هزینه زمین، اتصال به شبکه، بهرهبرداری و نگهداری را میان چند واحد تقسیم میکند.
اجاره سقف سولهها به شرکتهای انرژی و خرید بلندمدت برق سبز نیز از مدلهای جایگزین محسوب میشوند.توسعه این روشها میتواند مشارکت صنایع کوچک در تولید و مصرف انرژی تجدیدپذیر را افزایش دهد:
نخست، استانداری اصفهان باید یک پنجره واحد واقعی برای پروژههای خورشیدی صنعتی ایجاد کند. این پنجره نباید صرفا سامانهای برای ثبت درخواست باشد. سرمایهگذار باید بتواند وضعیت زمین، اتصال، محیطزیست، مجوز، تسهیلات و ارز را در یک مسیر مشخص مشاهده و پیگیری کند؛ دوم، باید خط اعتباری ویژهای برای نیروگاههای خورشیدی صنعتی ایجاد شود.
این تسهیلات باید دوره تنفس مناسب، بازپرداخت بلندمدت و نرخ متناسب با پروژههای زیرساختی داشته باشد؛ سوم، در شهرکهای صنعتی بزرگ استان باید نیروگاههای تجمیعی احداث شود تا واحدهای کوچک بتوانند با خرید سهمهای محدود، بدون ورود مستقیم به فرایند ساخت، از برق تجدیدپذیر بهرهمند شوند؛ چهارم، شرکت برق منطقهای و شرکتهای توزیع باید نقشه ظرفیت اتصال استان را منتشر کنند.
سرمایهگذاران باید بدانند در هر منطقه چه میزان ظرفیت آزاد برای اتصال نیروگاه وجود دارد؛ پنجم، معافیت صنایع دارای نیروگاه خورشیدی از محدودیتهای مصرف باید شفاف و قابلاتکا باشد. صنعتی که سرمایهگذاری کرده است باید بداند در چه شرایطی و به چه میزانی از قطعی یا محدودیت بار معاف خواهد شد؛ ششم، حمایتهای مالی نباید فقط به خرید پنل محدود شود.



