به گزارش اصفهان زیبا؛ تابستان به آخرین روزهای خود نزدیک و صدای پای سال تحصیلی جدید کم کم شنیده میشود و دانشآموزان در آستانه شروع آن قرار میگیرند؛ دانشآموزانی که در سالهای اخیر با چالشهای مختلفی از جمله جنگ و کرونا و همچنین آلودگی هوا مواجه شده و به همین دلیل نیز نتوانستند در کلاسهای درس حضور و بر سر نیمکتها بنشینند. در این روزهای پر از چالش، آموزش مجازی راهحل جایگزینی به شمار میآمد؛ اما به دلیل قطعیهای اینترنت و همچنین محدودیتهای موجود، دانش آموزان دچار افت تحصیلی و حتی برخی از آنها از مدرسه گریزان شدند. این موضوعی است که محمدرضا نظریان، مدیرکل آموزش و پرورش استان اصفهان نیز در لابه لای حرفهایش به آن اشاره میکند. او در گفت و گو با «اصفهانزیبا» به دیگر دغدغهها و نگرانیها در حوزه آموزش و پرورش پاسخ داده است.
مهمترین سؤال درحال حاضر این است که اول مهر، آیا مدارس در اصفهان حضوری خواهند بود؟
تمامی اقدامات برای شروع مدارس به صورت حضوری صورت گرفته است؛ مگر اینکه اتفاق خاصی بیفتد!
در این صورت، سناریویی که آموزشوپرورش در نظر خواهد گرفت، چیست؟
برای بحث آموزش مجازی، بسترها را نسبت به سال گذشته تقویت کردهایم. شبکه اجتماعی «شاد» ویژه دانشآموزان، نسبت به دو سال گذشته تقویت بیشتری شده و از امکانات و قابلیتهای بهتری برخوردار است. ازآنجاکه آموزش باید در بستر تعامل شکل بگیرد تا اثربخشی لازم را داشته باشد، سعی شده است کلاسهایی که در «شاد» برگزار میشود، بهصورت تعاملی باشند و دانشآموزان (تقریبا حداکثر ۳۰ نفر) بتوانند در فضای مجازی با معلم خود تعامل داشته باشند. همچنین این امکان را به مدارس دادهایم که بتوانند با مشارکتهای مردمی که دریافت میکنند از بسترهای دیگر استفاده کنند. تجربه کرونا و جنگ به ما کمک کرده است تا بتوانیم برنامههای مختلفی برای تمامی دروس دانشآموزان در مقاطع مختلف تحصیلی داشته باشیم.
وقتی صحبت از مجازیشدن مدارس میشود، برخی از معلمان و حتی دانشآموزان آن را با تعطیلی اشتباه میگیرند و اصلا آموزشی صورت نمیگیرد؛ برای مثال، این اتفاق در دوران جنگ بهوضوح رخ داد و حتی بعضی از آموزگاران از دانشآموزان امتحان هم نگرفتند و تدریس کتب درسی نیز به پایان نرسید!
این موضوع نیاز به برنامهریزی دارد. سال گذشته با نظارتی که بر اجرای کلاسهای مجازی توسط راهبران آموزشی و ارزیابانی که در مدارس حضور داشتند،صورت گرفت، این امکان فراهم شد تا فضا به صورت محسوس و غیر محسوس رصد شود.
اما در خیلی از آموزشهای مجازی شاهد بودیم که اصلا دانشآموز شرکت نمیکرد و معلم هم حاضر و غیاب انجام نمیداد یا موقع امتحان، دانشآموزان پاسخ سوالها را با استفاده از هوش مصنوعی میدادند و معلم هم قطعا متوجه این موضوع میشد!
ما طرحی را اجرا کردیم تا هیچ دانشآموزی از آموزش مجازی بینصیب نماند. نظارتها را در دوره ابتدایی و متوسطه تشدید کردیم. اما حرف شما هم درست است و نمیگویم دانشآموزان حضور 100درصدی داشتهاند. به هرحال، آموزش مجازی انفعال دانش آموزان را در پی دارد. هرچه زمان آن بیشتر شود، قطعا آسیبهایی را به همراه خواهد داشت. در مقابله با این شرایط سعی کردیم سوالاتی طراحی شود که بیشتر جنبه مفهومی داشته باشند؛ اما همه اینها شاید نتوانستند دغدغهای که شما به آن اشاره کردید را برطرف کنند. نهایتا اینکه تا اوایل دی، دانش آموزان در مدرسه حضور داشتند و معلمان به شناخت نسبی از آنها دست یافته بودند و به واسطه امتحانات داخلی میدانستند که چگونه نمرات دانش آموزان را ثبت کنند؛ برای مثال در دوره ابتدایی براساس شناخت معلم از دانشآموز و به صورت کیفی و توصیفی نمره داده میشد. در دوره متوسطه هم همینطور بود؛ معلم هم از نمرات مستمر اول و هم با توجه به فعالیت دانش آموزان در فضای مجازی یا امتحاناتی که به صورت غیرحضوری برگزار میشد، نمره دانش آموز را ثبت می کرد.
دانشآموزان استثنایی چطور؛ بههرحال شرایط آنها در این شرایط ویژهتر بود!
به آنها هم متناسب با ظرفیتهایی که داشتهاند چه در فضای مجازی و چه به صورت حضوری آموزش ارائه میشد. در ایام جنگ همه نواحی و مناطق به طور مستقیم درگیر نبودند. سعی میشد در مناطقی که امکانش بود (اگرچه ممنوع بود) و رئیس اداره تشخیص میداد، دانشآموز بهصورت فردی در مدارس یا حتی در منزل آموزش را دنبال کند. یک سری از معلمان جهادی نیز در جایی که نیاز بود دانشآموز به طور ویژه تقویت شود، حضوری پیدا میکردند. در اجتماعات شبانه نیز در کنار مباحث فرهنگی و هویتی و انقلابی موکبهای درسی برگزار میشد و دانشآموزان به آنجا مراجعه و اشکالات خود را رفع میکردند؛ حتی دانشآموزان استثنایی نیز از این قاعده مستثنی نبودند و میآمدند. در مجموع و باتوجهبه بازخوردی که از جامعه داشتم، اصلا موافق آموزش مجازی نیستم و اگر این امر استمرار پیدا کند، تأثیرگذاری خود را از دست میدهد.
این اتفاق رخداده و برخی از دانشآموزان از مدرسه گریزان شدهاند. بعضی از والدین هم میگویندترجیح میدهیم فرزند خود را به مدرسه نفرستیم.آموزشوپرورش چگونه این نارضایتی و عدم تمایل را میخواهد جبران کند؟
شورای تأمین استان، اجازه آموزش حضوری را از نیمه خرداد به ما داد و اولویت اولمان برگزاری کارگاههای هنرستانها بود. از 15 تیر بهصورت حضوری کارگاهها را برگزار کردیم و حتی مجوز برگزاری کلاسهای تقویتی و رشد در دوره متوسطه و تشکیل کلاسهای طرح حامی در دوره ابتدایی را گرفتیم.
حضور در این طرحها اجباری است؟
نه، اما سعی کردیم دانشآموزانی که با تشخیص معلم، در دوره ابتدایی نیاز به توجه ویژه دارند و مقیاس نمراتشان «قابلقبول» و «نیاز به تلاش بیشتر» است، در این طرح شرکت کنند. حتی این فضا باز بود که دانشآموزانی که از نظر درسی نیز خوب تشخیص داده میشوند، بتوانند حضور پیدا کنند. روزهای دوشنبه و چهارشنبه، مدارس ابتدایی ما در طرح «حامی» فعال هستند و در واقع، استقبال بسیار خوبی نیز از این مدارس و پایگاهها شده است. در دوره متوسطه نیز همینطور است؛ یعنی در روزهای دوشنبه و چهارشنبه، کلاسهای تقویتی و رشد در دروس پایه، بهویژه دروسی که دانشآموزان از نظر یادگیری در آنها بیشتر مشکل دارند، برگزار میشود. کلاسهای رفع اشکال نیز در حال برگزاری است و کارگاه هنرستانها نیز فعال هستند. سعی کردیم از این فرصت به نحو بهینه استفاده کنیم تا مشکلات در این زمینه کمتر باشد. ضمن اینکه برای سال تحصیلی آینده، در حال تدوین بسته آموزشی ویژه همه مقاطع تحصیلی هستیم تا دانشآموزانی که وارد پایه جدید میشوند، در دو هفته اول، پیشنیازهای ترم و پایه جدید را متناسب با ضعفهای سال گذشته دریافت کنند.
یکی از نقدهایی که شاید بتوان به آموزشوپرورش وارد کرد، این است که در چند سال اخیر، به نظر میرسد مخاطب اصلی آموزشوپرورش، مادران یا پدران بودهاند. اگر بخواهیم با نسلهای گذشته مقایسه کنیم، به نظر میرسد دانشآموزان درگذشته مستقلتر بودند. . چرا این اتفاق افتاده است؟
باید نسل جدید را بشناسیم؛ نسلی که از آن با عنوان « آلفا» یا «زد» یاد میشود. این دانشآموزان در فضای مجازی رشد کرده اند و سبک یادگیریشان بیشتر دیداری است.
پس اتفاقا باید مستقلتر باشند!
یکی از مواردی که امروز استقلال را از دانشآموز گرفته و به تعبیر شما، وابستگی را افزایش داده است، حساسیت بیش از حد والدین است. در دورانی که خود ما تحصیل میکردیم، استقلال بیشتری داشتیم و خانوادهها خیلی وارد مباحث درسی نمیشدند؛ اما از زمانی که کرونا آمد، حداقل میتوانم بگویم وابستگی دانشآموز به پدر و مادر، بیشتر شده است.
شاید علت آن، آموزش آنلاین است!
بله، این حضور مستمر والدین در کنار فرزندان، تا حدی آسیب ایجاد کرده است؛ زیرا استقلال را از دانشآموز گرفته. ازسویدیگر، بسیاری از والدین بیش از حد حساسیت دارند. آنها باید بدانند که ما در کنار آموزش درسی، قابلیتها و مهارتهای زندگی را نیز به دانشآموزان آموزش میدهیم. آموزش صرفا انتقال دانش نیست؛ مقولهای گسترده است که مسئولیتپذیری، عزتنفس و اعتمادبهنفس دانشآموزان را نیز در بر میگیرد. باید به دانشآموز فرصت فکرکردن و حل مسئله داد . اما بسیاری از اولیا در این زمینه دقت لازم را ندارند و سعی میکنند لقمه آماده را به دانشآموز بدهند؛ این، بیشترین آسیب را به دانشآموز میزند. باید اجازه دهیم دانشآموزان خودشان را پیدا و بسنجند و ارزیابی کنند. از سوی دیگر مقایسه فرزندان نسل آلفا با والدین، کار بسیار اشتباهی است و این موضوع نیاز به آموزش دارد. ما در جلسات آموزش خانواده، تلاش میکنیم شناخت بیشتری به اولیا درباره فرزندانشان، سبک فرزندپروری و شیوه برخورد ارائه بدهیم. دورههایی مانند سواد رسانهای نیز برگزار میکنیم تا خانوادهها و معلمان بدانند چگونه دانشآموز را مستقل بار بیاورند.
اما حتی برخی از معلمان نیز، هنوز نمیدانند چگونه باید با دانشآموز رفتار کنند؛ درواقع آموزش و پرورش فاقد خلاقیت است و نتوانسته برای دانشآموزان جذابیت ایحاد کند!
توانمندسازی معلمان در روشهای تدریس باید در درجه اول قرار بگیرد. این کار را از سال گذشته آغاز کردهایم و اکنون نیز بهصورت غیرحضوری و حضوری، کلاسهای آموزشی برگزار میکنیم تا روشهای تدریس متناسب با نسل جدید آموزش داده شود. همانطور که اشاره کردم، سبک غالب یادگیری دانشآموزان امروز دیداری است. این دانشآموز دیگر صرفا نمینشیند سر کلاس و فقط گوش بدهد؛ او نیاز دارد کلاس هوشمند باشد و از طریق مانیتور و ظرفیتها و قابلیتهای دیداری کلاس بتواند یاد بگیرد. برخی خانوادهها با استفاده از ابزارهای الکترونیکی مخالفاند و ما نیز در بعضی مدارس میگوییم دانشآموزان این ابزارها را همراه خود نیاورند؛ اما نمیتوان با نسل فعلی به این شکل برخورد کرد. باید روش درست استفاده از این ابزارها را به دانشآموزان یاد بدهیم.
موضوع دیگر، افت تحصیلی است. فکر میکنم این موضوع نهتنها در اصفهان، بلکه در سراسر کشور دیده میشود. در سالهای قبل گفته میشد افت تحصیلی در دوره متوسطه چشمگیرتر است. اکنون وضعیت در اصفهان چگونه است؟
افت تحصیلی یک چالش کلی در کشور است. دانشآموزانی که اکنون در پایههای بالاتر هستند، همان دانشآموزانیاند که در پایه اول یا سالهای ابتدایی تحصیلشان، کرونا آغاز شد و آموزش آنها تحتتأثیر قرار گرفت. همچنین دانشآموزانی که در دوره متوسطه در دوران کرونا تحصیل میکردند، افت شدیدی داشتند؛ زیرا در آن زمان، تجربه آموزش مجازی نداشتیم و ظرفیتها نیز پاسخگو نبود.
بههرحال، افت کیفیت آموزش در آن دوره، در کل کشور وجود داشت. یکی از شاخصهایی که می توان خروجی آموزش و پرورش را با آن سنجید، میانگین معدل امتحانات نهایی پایه دوازدهم است. اصفهان در کشور رتبه چهارم یا پنجم را دارد. در رشته علومتجربی، میانگین معدل بالای ۱۲ است و در رشته ریاضی فیزیک نیز تقریبا وضعیت مشابهی داریم. در ادبیات و علومانسانی را اجازه بدهید نگویم! باید این حوزه تقویت شود.
چرا رشته علومانسانی تضعیف شده است؟
در فرایند هدایت تحصیلی، پس از اینکه دانشآموز پایه نهم را طی میکند، بر اساس میانگین نمرات پایههای هفتم، هشتم و نهم، میزان رغبت و استعداد، نظر مشاور، مدیر مدرسه، والدین و همچنین وضعیت و استعداد خود دانشآموز، فرم هدایت تحصیلی صادر میشود. در این فرم، اولویتهای مختلفی از جمله رشتههای ریاضی فیزیک، علومتجربی، علومانسانی، معارف، هنر و فنی و حرفهای تعیین میشود. دلیل پایینبودن میانگین معدل در رشته علومانسانی این است که اگر دانشآموز هیچیک از اولویتهای اصلی را کسب نکرده باشد، بیشتر به سمت رشته علومانسانی هدایت میشود.
آیا در اصفهان ترک تحصیل هم داریم؟
بیشتر با عنوان «بازماندگان از تحصیل» مواجه هستیم، نه ترک تحصیل. بازماندگان از تحصیل را داریم و از ابتدای سال، تیمهایی در آموزشوپرورش مناطق و شهرستانها تشکیل میشود که برای شناسایی این دانشآموزان اقدام میکنند.
علل آن چیست؟
دلایل متعددی وجود دارد؛ از جمله فقر، کودکان کار، مسائل خانوادگی، مهاجرت، مواردی از فوت که ثبت نمیشود و همچنین دانشآموزانی که خانواده اجازه ادامه تحصیل به آنها نمیدهد. برخی دانشآموزان دارای معلولیت یا نیازهای استثنایی نیز ممکن است در چرخه آموزش قرار نگیرند.
آیا آمار بازماندگان از تحصیل در اصفهان چشمگیر است؟
خیر، آمار آنها چندان چشمگیر نیست؛ اما بیش از 70درصدشان را شناسایی میکنیم. معمولا پس از مهر و آبان، بر اساس اطلاعات سالهای قبل، آمار ثبتاحوال و مغایرتگیریهای لازم، تیمهای شناسایی در دوره ابتدایی و متوسطه فعال میشوند و این دانشآموزان را شناسایی میکنند. موضوع ترک تحصیل، معمولا دانشآموز ابتدا ثبتنام میکند و پس از گذشت بخشی از سال تحصیلی، ممکن است ادامه تحصیل را رها کند. این اتفاق احتمالا در دوره متوسطه بیشتر رخ میدهد. در دوره کرونا، این مسئله بیشتر مشاهده شد. برخی دانشآموزان به دلیل جذابیتهای اقتصادی، جذب کار شدند و درآمد کسب کردند و همین مسئله موجب ترک تحصیل آنان شد. با استفاده از تجربه کرونا، در دوره جنگ ۱۲روزه تلاش کردیم اجازه ندهیم این اتفاق تکرار شود. مدیران مدارس بهصورت روزانه بررسی میکردند که کدام دانشآموز در آموزش مجازی یا آنلاین حضور ندارد یا وضعیتش مشکوک است.
شاید تا چند سال پیش، صرف آموزش درسی مهم تلقی میشد؛ اما اکنون بسیاری از دانشآموزان معتقدند درس بهتنهایی نمیتواند از آنها فرد موفقی بسازد. آیا آموزشوپرورش برنامهای دارد که در کنار آموزش درسی، مهارتهایی نیز به دانشآموزان یاد بدهد تا پس از پایان تحصیل و ورود به بازار کار، بتوانند از آنها استفاده کنند؟
ورودیهای پایه دهم نشان میدهد بیش از ۵۳ درصد دانشآموزان به تحصیل در هنرستانها تمایل دارند. این آمار نشاندهنده تغییر نگاه دانشآموزان و خانوادهها به سمت یادگیری مهارت است. درصد ثبتنامشدگان در رشتههای نظری نیز از رشتههای فنی کمتر است. یکی از دلایل این موضوع، ترغیب دانشآموزان به تحصیل در هنرستانهاست. باید باتوجهبه نیازهای جامعه و نیازهای دانشآموزان، فضاسازی و زیرساختهای لازم را فراهم کنیم. توسعه ظرفیت هنرستانها و ایجاد و تأسیس هنرستانها در جوار صنایع و در شهرستانهایی که ظرفیت لازم را دارند، در دستور کار است. در دوره متوسطه اول نیز طرح «هر دانشآموز یک مهارت» را داریم تا دانشآموزان بتواند با یک مهارت آشنا شود. هدف این است که دانشآموزان صرفا به مباحث شناختی و دانشی اکتفا نکنند. در دوره ابتدایی نیز آموزش مهارتهای زندگی مطرح است. برای نمونه، در پایههای اول تا ششم ابتدایی، طرح «کلاس شهر» را با همکاری شهرداری اجرا میکنیم که چندین سال است ادامه دارد و دانشآموزان در آن مهارتهای شهروندی، آداب اجتماعی و مهارتهای زندگی را آموزش میبینند.
موضوع دریافت وجه از خانوادهها، بحثی تکراری است که بارها از مدیران آموزشوپرورش پاسخهای تکراری درباره آن دریافت کردهایم. آموزشوپرورش بارها اعلام کرده است که دریافت وجه هنگام ثبتنام، حتی در قالب کمک به مدرسه، مجاز نیست؛ اما تقریبا همه مدارس این وجه را دریافت میکنند و ثبتنام دانشآموز به پرداخت آن منوط میشود. چرا آموزشوپرورش نمیتواندیکبار برای همیشه این مسئله را حل کند؟
خوشبختانه نسبت به سال گذشته، سرانه آموزشی هر دانشآموز برای مدارس چهار برابر شده است؛ اما این میزان، کفایت لازم را ندارد و کافی نیست.
شما فرزند دانشآموز دارید؟
بله.
فرزندتان در مدرسه دولتی تحصیل میکند یا غیرانتفاعی؟
دولتی.
چقدر شهریه پرداخت کردهاید؟
مبلغی بهعنوان مشارکتها پرداخت کردهام؛ اما شهریه ندادهام.
چرا فرزند مدیرکل آموزشوپرورش وجهی پرداخت نمیکند؛ اما سایر افراد برای ثبتنام فرزندشان مجبور به پرداخت هزینه هستند؟
عنوان «شهریه» فقط در مدارس غیردولتی مطرح است. نکته اصلی این است که ثبتنام دانشآموز نباید به پرداخت وجه گره بخورد. اگر چنین اتفاقی بیفتد، با آن برخورد میکنیم .اما سالهاست این موضوع مطرح است و تقریبا در همه مدارس آن را مشاهده میکنیم. شاید با اسمهای دیگری مثل مشارکتها، اما عملا این وجه دریافت میشود.اگر دانشآموز در محدوده مدرسه و شرایط را داشته باشد، مدیر مدرسه ملزم است او را ثبتنام کند. دریافت کمک از اولیا نباید شرط ثبتنام باشد. پس از انجام ثبتنام، موضوع مشارکتهای مردمی بهصورت داوطلبانه مطرح است. مدرسه باید برنامههای خود را شفاف ارائه دهد و سپس، با تقسیم هزینهها میان تعداد دانشآموزان، میتوان مبلغی معقول را مطرح کرد.
اما برخی مدارس سقف مشخصی تعیین میکنند. این موضوع اجباری است؛ شاید امکان پرداخت اقساطی وجود داشته باشد، اما انتخابی بودن آن یا دریافت وجه پس از ثبتنام، در عمل دیده نمیشود!
این وضعیت در همه مدارس وجود ندارد. من نمیگویم این کاردرست است؛ بلکه کاملا اشتباه است.
یعنی شما میگویید آنها در اقلیت هستند؛ هرچند ما میگوییم آنها در اکثریتاند!
مدارسی که با چنین شرایطی در مدارس دولتی وجه دریافت میکنند، در اقلیت هستند و نباید این کار را انجام دهند؛ دستکم ، نباید دریافت وجه را شرط ثبتنام قرار دهند. با اصل مشارکت اولیا موافق هستم؛ زیرا میدانم هزینههای آموزشی مدارس زیاد است و انتظارات و توقعات اولیا نیز باید متناسب با میزان کمکی باشد که انجام میدهند. بار دیگر تأکید میکنم که خط قرمز ما، دریافت وجه اجباری از والدین است. اگر برخی مدیران چنین کاری انجام دهند، بر اساس گزارشهایی که دریافت میکنیم، قطعا با آنها برخورد خواهد شد. خانوادهها تصور میکنند ، مدرسه موظف است همه خدمات را بدون هیچ کمک مردمی ارائه کند؛ درحالیکه واقعیت این است که آموزش هزینه دارد ؛اما این همراهی باید داوطلبانه باشد، نه اجباری. متأسفم که برخی همکاران و مدیران، با عملکرد نادرست خود چهره آموزشوپرورش را مخدوش میکنند.
اخذ شهریه حتی در مناطق محروم هم دیده میشود. آیا برای این مناطق تمهید ویژهای در نظر گرفته میشود؟
به مدارسی که در مناطق محروم قرار دارند، سرانه آموزشی بیشتری اختصاص داده میشود و نسبت به سایر مدارس، اعتبارات بیشتری برای آنها واریز میکنیم. شهریه برخی این مدارس غیردولتی نیز واقعا چشمگیر است؛ بهویژه مدارسی که در مناطق برخوردار قرار دارند. بعضی از آنها با ارائه امکاناتی مانند آموزش موسیقی، برنامههای ویژه یا عنوان مدرسه بینالمللی، شهریههایی دریافت میکنند که حتی ممکن است با هزینه یک ترم دانشگاه برابری کند! شهریه مدارس غیردولتی بر اساس مؤلفههای مشخصی تعیین میشود؛ از جمله حقوق و دستمزد معلمان، اجاره فضا، بیمه، امکانات مدرسه، کلاسهایی که برگزار میشود و برنامههایی که به دانشآموزان ارائه میکنند. شهریه مدارس غیردولتی در سامانه مشارکتها مشخص میشود و خانوادهها میتوانند هنگام ثبتنام، اطلاعات مربوط به شهریه هر مدرسه را در این سامانه مشاهده کنند. شهریه باید بر اساس این مؤلفهها و متناسب با نرخ تورم تعیین شود. امسال شهریه مدارس غیردولتی در سطح کشور تا حدود ۵۰ درصد افزایش پیدا کرده است. ما بهعنوان ولی دانشآموز، باتوجهبه وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده، تصمیم میگیریم فرزندمان را در چه مدرسهای ثبتنام کنیم.
کیفیت آموزش در یک مدرسه غیردولتی باکیفیت آموزش در مدرسه دولتی که در منطقه محروم قرار دارد، متفاوت است !
مدارس دولتی بسیار خوبی داریم و دانشآموزان نخبهای نیز در آنها تحصیل میکنند. این تصور که مدارس غیردولتی حتما آموزش بهتری ارائه میکنند، موردقبول نیست. مدرسه فقط محل آموزش درسی نیست؛ بلکه باید دانشآموز را تربیت کند و همه ابعاد وجودی او را رشد دهد. نگاه جامعه باید عوض شود و حرف شما را قبول ندارم.
مدارس غیردولتی شهریههای سنگینی دریافت میکنند؛ اما گاهی به دلیل آلودگی هوا، جنگ، طوفان یا شرایط دیگر، مدرسه تعطیل میشود و دانشآموز نمیتواند در کلاس حاضر شود. در این شرایط، تکلیف شهریهای که خانواده پرداخت کرده؛ چه میشود؟ یا هزینه سرویس که استفاده نشده، چگونه محاسبه میشود؟
سؤال بسیار خوبی است. مدارس غیردولتی معمولا دو نوع شهریه ثابت و فوقبرنامه و خدمات اضافی دارند. شهریه فوقبرنامه برای برنامههایی دریافت میشود که مدرسه ارائه میکند؛ برای مثال، کلاسهای تقویتی، برنامههای آموزشی و غیرآموزشی، ناهار یا سایر خدماتی که در قرارداد مدرسه مشخص شده است. سال گذشته، به دلیل شرایط جنگی، به مدارس ابلاغ شد که اگر خدماتی مانند کلاسهای فوقبرنامه اجرا نشده است، شهریه مربوط به آن را به خانوادهها بازگردانند. در بسیاری از مدارس نیز این کار انجام شد. همچنین براساس تعداد روزهایی که دانشآموزان از سرویس استفاده نکرده بودند، طبق فرمول تعیین شده، ۵۰ درصد هزینه آن روزها به دانشآموزان بازگردانده شد.
اخیرا برخی از مدارس تحت عنوان «مدارس مسجد محور» در اصفهان مشغول به فعالیت شدهاند. آیا فعالیت این مدارس را تایید میکنید؟
این مدارس مجوزی از آموزشوپرورش نمیگیرند و بنابراین نظارتی نیز بر آنها وجود ندارد. از نظر ما اصلا هویتی ندارند؛ هرچند تعدادشان کم است. فقط در صورت تمایل به ادامه تحصیل، دانشآموزان تعیین پایه میشوند و به مدرسه باز می گردند.



