به گزارش اصفهان زیبا؛ چه شد و تحتتأثیر چه عواملی بود که شاهعباس به فکر تغییر پایتخت افتاد و اصفهان را برگزید؟ در ادامه تأثیرات این انتخاب و پایتختشدن اصفهان و تبدیلش به یک شهر جهانی را بررسی میکنیم.
اما پیش از آنکه به این موضوع بپردازیم که اصفهان چه ویژگیهایی داشت که آن را مناسب پایتختی صفویان میکرد، بهتر است این مسئله را بررسی کنیم که اصلا و اصولا صفویان و شخص شاهعباس اول در چه مرحلهای از حکمرانی بودند و خود را در کجا میدیدند و چه اهدافی را دنبال میکردند که به تغییر پایتخت نیاز داشتند و بهسوی اصفهان کشیده شدند.
زمانی که شاهعباس یکم در ۱۵۸۷ و در ۱۷سالگی به پادشاهی رسید، سلسله صفویه حدود ۸۰ سال بود که به دست شاه اسماعیل تأسیس شده بود و شاهان این سلسله از همان ابتدا داعیه احیای امپراتوری ایران باستان را در سر میپروراندند و تا حدودی هم توانسته بودند حدود و مرزهای ایران را به زمان ساسانیان برسانند.
در حدود ۸۰ سال صفویان توانسته بودند از پس بسیاری از مشکلات داخلی برآیند و چالشهای فراوان مشروعیت را که بر اثر تازهتأسیسبودن سلسله و همچنین مذهب رسمی تازه بهوجود آمده بود، پشت سر بگذارند؛ اما در بعد خارجی، صفویان از هر سو خود را در معرض خطر و آسیب میدیدند و با چالشهای گوناگونی از شرق و غرب تا جنوب روبهرو بودند.
اگر ایشان میتوانستند از پس این مشکلات برآیند و بر این چالشها فائق آیند، درواقع همه چیز مهیا بود تا از یک حکومت نوپا و میانرده به یک امپراتوری قدرتمند و جهانی تبدیل شوند. در همین شرایط بود که شاهعباس به تخت نشست.
عباس اول، هم جنگجویی سرسخت بود و هم سیاستمداری با تدبیر و با جهانبینی ژرف که رؤیای تبدیل صفویان به امپراتوری جهانی را در سر میپروراند. دقیقا در همین لحظه بود که اولینقدم برای این جهش بزرگ را برداشت و این گام، چیزی نبود جز انتخاب پایتختی تازه که هم به صفویان اجازه و امکان مقابله با تهدیدها و مشکلات خارجی و داخلی را بدهد و هم ظرفیت و گنجایش تبدیل به پایتخت آن امپراتوری جهانی را که شاهعباس جوان در سودایش بود، دارا باشدو این شهر، شهر باستانی اصفهان بود که هم ظرفیت تبدیلشدن به پایتختی جهانی را داشت و هم بهدلیل ویژگیها و موقعیت ممتازش به شاه در رسیدن به اهدافش کمکهای شایان کرد.
در ادامه به این ویژگیها و عواملی که دلیل انتخاب اصفهان بهعنوان پایتخت شد، خواهیم پرداخت.همانطور که اشاره کردیم، شاهعباس کبیر برای جهش و تبدیل از حکومتی میانرده به امپراتوری قدرقدرت باید ابتدا از شر رقبای خارجی و قدرتمند خود رها میشد.
اولین عامل، موقعیت ژئوپلیتیک و استراتژیک اصفهان بود: شهر اصفهان در مرکز و داخل فلات ایران واقع شده است؛ بهطوریکه از شمال و غرب بهوسیله رشتهکوههای البرز و زاگرس و از شرق توسط کویر لوت و کویر مرکزی ایران محافظت میشود.
این امتیاز ژئوپلیتیک شاید بزرگترین امتیاز اصفهان در نظر شاهعباس بود؛ چراکه در آن زمان ایران هم از شرق توسط ازبکان و تاختوتازهایشان به سرحدات خراسان در معرض خطر بود و هم از غرب بهوسیله عثمانی تهدید میشد؛ خصوصا که در ناخودآگاه صفویان خاطره تلخ ازدستدادن پایتخت و مصیبتهایش در جنگ چالدران هنوز زنده بود.
دشت چالدران در غرب ارومیه واقع شده، اما مزار شهدای این جنگ امروز در اردبیل است. شاه اسماعیل به خاطر نزدیکی تبریز به مرز عثمانی نهتنها پایتختش را از دست داد که اهلبیت و حرمش هم اسیر شدند و این اشتباه در ذهن استراتژیست بزرگی چون شاهعباس یکم هرگز نباید تکرار میشد؛ خصوصا که شاهعباس از همان ابتدای رسیدن به قدرت در فکر گرفتن انتقام خونهای چالدران و بازپسستاندن سرزمینهای ازدسترفته از دولت عثمانی و سرکوب ازبکان و آزادی خراسان بود و بهخوبی میدانست که این صلح متزلزل دیر یا زود خواهد شکست؛ پس با انتخاب اصفهان، زاگرس را میان خود و عثمانی و کویر لوت و شنزارهای طبس را فاصلهای با ازبکان قرار داد.با این اوصاف نهتنها تبریز که قزوین هم گزینه مناسبی از منظر ژئوپلیتیک نبود.
عامل بعدی که باز جغرافیایی است، مسئله دسترسی و راههاست: همانطور که گفتیم، اصفهان در مرکز ایران واقع شده و دسترسی خوبی به تمام مناطق کشور دارد. هم برای تثبیت قدرت مرکزی و جلوگیری از شورش حکام محلی مناسب است و هم برای راحتی اخذ مالیات و کنترل تجارت.
تحقق رؤیاها و اهداف شاهعباس برای تبدیلشدن به ابرقدرت، نیازمند پول و درآمد بود و کشور و مردم ایران از دیرباز بیش از کشاورز و صنعتگر و تولیدکننده، تاجر بودند و از این راه امرارمعاش میکردند.
در آن زمان، غرب هنوز صنعتی نشده بود و دریانوردی غربی هم آنقدر دنیاگیر نشده و مسیر انتقال کالاهای زیبا و ارزشمند و مهم دنیا مثل ابریشم و باروت و کاغذ و ادویه از شرق به غرب میرفت ( ابریشم از ایران و چین و ادویه از هند )؛ پس دوباره اصفهان مهم بود؛ چون هم در مسیر جاده ابریشم قرار داشت و هم به جنوب ایران، یعنی خلیجفارس و تنگه هرمز نزدیک بود و دسترسی خوبی داشت؛ شخص شاهعباس هم از همان ابتدای حکومتش نگاهش به جنوب و فکرش درگیر پرتغالی ها بود که بهعنوان اولیناستعمارگران جهان جدید چند سالی میشد با تصرف بندر گمبرون (بندرعباس) و جزایر قشم و هرمز کنترل تجارت ادویه هند و مروارید بحرین را از دست ایرانیان درآورده بودند و اصفهان اهمیت داشت تا صفویان از نظر لجستیک بتوانند بهراحتی ارتش را به جنوب ببرند و کنترل خلیجفارس را در دست بگیرند و اینگونه مسیرهای درآمد و تجارت را کنترل کنند .
عامل دیگر، داخلی و ناظر بر چالشهای درونی بود: شاه عباس از ابتدای بهقدرترسیدن در ۱۵۸۷ خصوصا به علت سن کم از قدرت و نفوذ بیشازحد سران قزلباش در محدودیت و تنگنا بود و با انتخاب اصفهان میخواست و توانست از نفوذ ایشان بکاهد و موفق شد با نظاممندکردن و ورود طوایف و ایلات کرد و لر و فارس به ارتش، از وابستگی ارتش صفوی به قزلباشان بکاهد؛ چراکه شهر اصفهان از مقر و حوزه نفوذ ایلات ترکمن قزلباش خارج و دور بود.
مورد مهم بعدی، زیرساخت شهری بود که از دورههای قبل در اصفهان مانده بود: پیش از صفویان اصفهان در زمان آلبویه و سلجوقیان هم پایتخت بود (مدتی هم پایتخت حکومتهای محلی مثل حکومت مرداویز شد) و هم آلبویه و سلجوقیان حکومتهای قدرتمندی بودند؛ خصوصا سلجوقیان که به معنای واقعی یک امپراتوری جهانی بودند و در زمان ایشان خراج و مالیات ممالک اسلامی از مرزهای چین در آسیای میانه و مدیترانه و آناتولی و از حدود یمن تا قفقاز و خوارزم به اصفهان سرازیر میشد و سلاطین سلجوقی در آبادانی اصفهان بهجد کوشا بودند.
اگرچه در امواج متعدد حمله مغول، اصفهان هم مانند دیگر شهر های ایران تخریب شد، بسیاری از زیرساختهای این دوره در شهر باقی ماند؛ مسجدجامع جی، بنای مسجد علی و سبزهمیدان اصفهان از آن جملهاند. همین زیرساختهای معماری و شهری در انتخاب دوباره اصفهان به پایتختی مؤثر بود.
از مهمترین عوامل، وجود رود پرآب زایندهرود در شهر اصفهان بود: این رود امکان یک زندگی مرفه و پررونق را به جمعیتی عظیم که قرار بود در آینده در پایتخت امپراتوری صفوی ساکن شوند، میداد.
شایان ذکر است؛ در دورههایی در زمان صفویان جمعیت شهر اصفهان به نزدیک یکمیلیون نفر( بالغ بر ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار نفر) میرسید که اگر نگوییم بینظیر در آن دوره واقعا کمنظیر بوده است.
زاینده رود و مسئله آب برای صفویان بسیار مهم بود؛ چراکه قزوین با مشکلات کمبود آب و کمبود زمین زراعی مواجه بود .
زایندهرود و اصفهان نهتنها آب و غذای کافی برای این پایتخت پرجمعیت در آینده فراهم میکرد، بلکه به معماران و شهرسازان اصفهان این امکان را میداد تا با گلآرایی و درختکاری سطح شهر به زیباسازی و ساخت پایتختی در خور امپراتوری مدنظر شاهعباس بپردازند.
مجموعه باغهای چهارباغ که از شمال تا جنوب شهر اصفهان کشیده شدند، گواه این مدعاست .
سرانجام پس از هفت سال تدارک در ۲۱ آبان ۹۷۷ش مصادف با ۱۲ نوامبر ۱۵۹۸م شاهعباس اول پس از پیروزی قاطع بر ازبکان پایتخت را رسما از قزوین به اصفهان منتقل کرد و اینگونه برگی تازه از تاریخ اصفهان رقم خورد.



