خانهدار و بچهدار، مرد و زن، جوان و پیر در این گرمای طاقتفرسا به خیابان سپه آمدهاند و برای خرید دلار صف کشیدهاند.
خانمی خانهدار از دلال میپرسد: «به نظر شما دلار تا 25 هزار تومان میرسد؟»
دلال پوزخندی میزند و لحظهای میان پولشمردن مکث میکند تا پاسخ خانم را بدهد:
«هفته دیگر بیا اینجا، به خود من بفروش 25 هزار تومان، دلار تا آخر تابستان زیر 40 هزار تومان نیست.»
آقایی پشت سر آنها میگوید: «دیشب دکتر فـلانــی در کــانـال تلگرامیاش نوشته بود دلار تا پایان سال 100 هزار تومان هم میشود.»
همه با خیال خوش دلار میخریدند و چند روز بعد خریداران دربهدر بهدنبال فروش دلار با قیمت 13 هزار تومان میگشتند.
این روایت تابستان 97 است. اکنون و تقریبا بعد از دو سال، مردمی از همان جنس و غیرمتخصص با بازار ارز به خیابان سپه آمدهاند تا با همان وعدههای دو سال قبل، دلار 18 هزارتومانی بخرند.
صف خرید دلار 18 هزارتومان روبهروی تعدادی از صرافیها طولانی است؛
ولی مردم با شوقوذوق در صف میایستند و وقتی دلار 18 هزارتومان دریافت میکنند انگار برنده قرعهکشی فروش خودرو شدهاند.
تجمع مردم در بازارهای فروش ارز و صفوف خریداران دلار در خیابان سپه امروز در شبکههای مجازی دستبهدست میشود تا افراد بیشتری را به فکر خرید دلار 18 هزارتومان بیندازد.
نیمه دوم شهریور 97 نیز دقیقا همین اتفاق رخ داد؛ با این تفاوت که صف فروش مردم برای دلار به قیمت 13 هزار تومان، شبکههای مجازی را پر کرده بود.
مردم صف کشیده بودند تا دلار را به قیمت 13 هزار تومان بفروشند؛
درحالیکه یک هفته قبل، آن را به قیمت 18 هزار تومان و با هدف 35 هزار تومان خریده بودند.
تصاویر گریه مردم فریبخورده و ضرر سنگین آنها همانقدر در شبکههای مجازی منتشر شد که امروز از شوقوذوق آنها برای خرید دلار منتشر میشود.
وقتی دلال تحلیلگر میشود
تابستان 97 دلالها برای مردم تحلیل میکردند و از احتمال بهدستآمـدن اهــداف قـیـمـتـی 25 هزارو 35 هزار تومان در کوتاهمدت میگفتند و حالا همان افراد به مردم مشورت میدهند.
یکی از دلالهای این خیابان که مدعی بود 20 سال است دلار چنج میکند،
درحالیکه مردم دور او جمع شده بودند، میگفت: «دو سال قبل دلار به مقاومت 18 هزار تومان برخورد کرد؛
ولی حجم نخورد، امروز شما میبینید خیلی راحت روی 18 هزار تومان خریدار دارد؛
پس تا مقاومت بعدی، یعنی 25 هزار، پیش میرود؛ البته مقاومت 25 هزار ضعیف است. احتمالا تا آخر تابستان دلار 35 هزار تومان میشود.»
دلالها تحلیل بنیادی ارائه میدهند!
دلالها نمودار به دست و با استفاده از تحلیلهای تکنیکال، مردم را تشویق به خرید میکنند و مردم به امید سودهای یکشبه برای خرید صفکشیدهاند.
در سمت دیگر خیابان نیز گروه دیگری از دلالها تحلیل بنیادی ارائه میدهند.
دلالی کمسنوسالتر خطاب به مراجعهکنندگانی که هنوز تصمیم برای خرید نگرفتهاند، میگفت:
«بگذارید ترامپ رأی بیاورد، همین دلار 18 هزار تومان امروز را 50 هزار تومان هم نمیفروشیم.»
خانمی چندمتر آنطرفتر گفت: «ترامپ دوباره ایران را تحریم کرده؟»
دلال جوان پاسخ داد: «بله کشتیرانی تحریم شده و شاهرگهای ورود ارز به کشور کاملا بسته شده است، میرویم برای دلار 25 و بعد 35 هزارتومانی.»
دلالها جو خیابان سپه را بهگونهای هیجانی کردهاند که رهگذران نیز تشویق به خرید شوند.
آنها با بیان تحلیلهای مختلف و دلایل ریزودرشت کاری میکنند تا جنون تقاضا برای ارز افزایش پیدا کند؛
همین اتفاق تابستان 97 نیز در خیابان سپه رخ داد. تب خرید دلار در آن سال باعث شده بود تا مردم برای خرید دلار تا نیمههای شب در خیابان بمانند.
دلار با چه هدفی؟
دختر بیستوچندسالهای در صف خرید دلار به خانمی که کنارش ایستاده بود، گفت:
«اگر دومیلیون تومان پساندازم را دلار بخرم و 35 هزار تومان شود، میتوانم یک موبایل پنجمیلیونی بخرم.»
خانم کناریاش بلافاصله گفت: «من هم میخواهم با پولم دلار بخرم. اگر 30 هزار تومان هم شود، یک خانه میخرم.»
چند متر آنطرفتر کفشفروشی به همکاری میگفت:
«دلار هزار تومان بالا رفت؛ ولی همه اجناس 30 درصد گران شده است. خدا کند دلالها دروغ بگویند و دلار 35 هزارتومانی نشود؛ وگرنه چطور زندگی خواهیم کرد؟»
خریداران خرد دلار، هدف مشخصی از این کار ندارند و با سرمایههای خرد فقط برای سودکردن به بازار آمدهاند.
تعدادی از آنها تابهحال اسکناس دلار را از نزدیک ندیدهاند و نمیدانند چه رنگی است؛ فقط ریال میدهند تا دلار بگیرند.
خیابان سپه برای نخستینبار شاهد این رفتار مردم نیست، بلکه تابستان 97 نیز همین مردم با همین بهانهها آمدند و صف کشیدند تا دلار 18 هزارتومانی بخرند.



