ضدیت با مرزبندی‌ها مرام حاج قاسم بود

ترور سردار سلیمانی به دستور ترامپ یکی از تلخ‌ترین وقایع سال گذشته بود. یک سال از آن روزها و خبر شوک‌آور گذشت. تشییع پیکر شهید سلیمانی با حضور پرشمار شهروندان در شهرهای اهواز، مشهد، تهران و کرمان و انتشار تصاویر متفاوت و کمتر دیده‌شده سردار از سوی کاربران در شبکه‌های اجتماعی و نشر دل‌نوشته‌های تأثیرگذار شهروندان درباره شهید سلیمانی در دنیای مجازی که همیشه اهل انتقاد از وضعیت موجود بوده و هستند و از صغیر تا کبیر مدیران دولتی را با ادبیاتی تیز می‌نوازند، دارای نکته‌هایی است که در ادامه این یادداشت می‌آید:

تاریخ انتشار: 09:24 - دوشنبه 15 دی 1399
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
اول: طی سال‌های گذشته و حتی امروز کمتر با تصویر و چهره شخصیت نظامی روبه‌رو بوده‌ایم که در مصاحبه‌ها، دیدارها، گردهمایی و جلسات با پوشش شخصی و غیر سازمانی حضور پیدا کند. اغلب تصاویر شهید سلیمانی خصوصا زمانی که مشغول سرکشی از جبهه‌های جنگ در سوریه و عراق است با لباس شخصی است. مخابره تصاویر او به عنوان درجه‌دار نظامی با پوشش عادی از منظر کسانی که افراد نظامی را به‌وسیله لباس و درجه آنان می‌شناسند نشانه آن است که قبل از آنکه او را به عنوان «سردار» بشناسند با نام می‌شناختند. حاج قاسم، قاسم سلیمانی و عبارت‌هایی که کمتر درجه نظامی در آنان مندرج است. این همه برای هر بیننده‌ای جذاب است.
دوم: سخنرانی‌های ایشان درباره حضور نظامیان آمریکا و انتقاد از سیاست‌های مداخله‌جویانه این کشور در منطقه خاورمیانه، سخن گفتن با خانواده و فرزندان شهدای حرم و موضع‌گیری‌های ایشان بیش از آنکه برآمده از دیدگاه صرفا نظامی باشد، آمیخته‌ای از سیاست‌دانی، شناخت دقیق شرایط جهان و جامعه و هم‌زمان قاطعیت نظامی را نمایان می‌کند. گفتاری قاطع، برنده و تیز که با ادبیاتی نرم بیان می‌شد. این مسئله در میان نیروهای نظامی کمتر به چشم می‌خورد، ولی شهید سلیمانی در مقایسه با سایر فرماندهان نظامی ادبیاتی متعلق به خود داشت. هنگامی که با ایشان درباره حضور در انتخابات و نامزد شدن صحبت کرده بودند، او گفته بود: «من نامزد گلوله و شهادت هستم و در این جبهه‌ها سال‌هاست که به دنبال قاتل خود می‌گردم». بی‌شک سلیمانی برای خود نقش سرباز وطن، مدافع مرزها، دور نگه داشتن دشمن از ایران و مدافع آرامش تک تک شهروندان را تعریف کرده بود و با اینکه سیاست را به خوبی می‌دانست ولی هیچ علاقه‌ای به آن نداشت. او سیاست را برای دفاع و حفظ امنیت کشور می‌خواست و جز این چیز دیگری جست‌وجو نمی‌کرد.
سوم: فروتنی و افتادگی او در مقابل خانواده شهدا و فرزندان مدافعان حرم نیز قابل ذکر است. در فیلم دیدارش با فرزندان شهید مدافع حرم پنج مرتبه از خودرو پیاده می‌شود تا به تقاضای گرفتن عکس یادگاری با نوجوانان پاسخ مثبت دهد، بدون هیچ منتی از خودرو پیاده می‌شود و با لبخند و رفتار پدرانه با نوجوانان که آنان را فرزندان خود می‌داند برخورد می‌کند. انجام چنین رفتاری در مقایسه با سایر مسئولان دولتی، نظامی و چهره‌های سیاسی اگر نه بی‌نظیر، بلکه کم‌نظیر است. در اینجا با چهره فردی روبه‌رو هستیم که با فرزندان کشور همچون پدری مهربان برخورد می‌کند و با دشمنان سرزمین ایران همانند صاعقه. در واقع اگر توان و قدرتی به دلیل جایگاه نظامی و سیاسی در اختیار داشت، این قدرت را به دشمن بیرونی نشان می‌داد و نرم‌ترین زبان، ادبیات و رفتار را با شهروندان کشور بروز می‌داد.
چهارم: پخش بخش‌هایی از سه سخنرانی او که به انتقاد از نیروهای یک‌سویه‌نگر و کسانی که خود را تنها در حلقه‌های بسته دوستانه تعریف می‌کنند و دائم در حال مرزبندی با افراد دیگر هستند برای آن دسته از منتقدان و حتی مخالفان ساختار سیاسی پرکشش است. هنگامی که زبان به انتقاد از مرزبندی‌های کاذب چپ، راست، اصول‌گرا، اصلاح‌طلب، کم‌حجاب و بی‌حجاب می‌گشاید، دغدغه «حفظ» ساکنان تمام کشور را دارد. سردار شهید می‌گوید: «من اصلا قبول ندارم، در بین بچه حزب‌اللهی‌ها این آدم با آن شکل همان دختر کم‌حجاب، دختر من است، دختر ما و شماست. جامعه ما، خانواده ماست.» حال همین گفته‌ها را با سایر حرف‌هایی که دائم بوی مرزبندی و ضدیت با دیگری را می‌دهد کنار هم قرار بدهیم، بی‌شک سخنان سردار معقول‌تر و قابل پذیریش‌تر برای قشرهای متنوع در جامعه ایران امروز است. سخنانی که دغدغه تمام مردمان کشور را دارد و اندکی مرزبندی و ضدیت با دیگری در آن به چشم نمی‌خورد.