به همین دلیل، آنتن رمضانی سریالها پس از آنتن نوروزی، بهعنوان دومین مقطع طلایی تلویزیون شناخته شد. آنقدر موفق که شبکههای سیما هرساله خود را موظف به تولید سریال برای این بازه کرده و تعداد مخاطبان نیز با رشد قابلتوجهی مواجه میشود. این میزان رشد تا جایی است که تلویزیون، در این ایام، به رقیبی جدی برای سینما تبدیل شد و طی دو دهه اخیر توانست گوی سبقت را از سینما برباید. در این دو دهه، سینماها ابتکارهای زیادی را برای جذب مخاطب به کار بستند، اما تقریبا هیچ راهی حتی نیمبهاکردن بلیت نیز اجازه نداد تا مخاطبان سریالهای تلویزیون در این ایام، به سمت سینما جذب شوند. این اتفاق برای امسال که تمام سینماهای کشور تعطیل هستند، حکم بازی دو سر برد را برای تلویزیون دارد تا بتواند میزان مخاطبان خود را به یک رقم قابلتوجه برساند، اما آیا آثار امسال، این وجاهت را دارند که مخاطبان چندده میلیونی را پای جعبه جادویی بکشانند و رضایت درصدی نسبی از آنها را جلب کنند؟
وقتی بوی خوشایندی بهمشام نمیرسد
تلویزیون برای رمضان امسال، چهار سریال «احضار»، «بچه مهندس 4»، «یاور» و «رعدوبرق» را در نظر گرفت. در نگاه نخست، این سریالها توان جذب مخاطب انبوه را دارند. نامهای آشنایی به عنوان کارگردان، پشت دوربین این کارها قرار گرفتهاند که تاحدودی، خیال مدیران سیما را از بابت رفع رخوت چندین سالهای که سریالهای رمضانی را دربرگرفته، راحت میکند. اما آیا اعتماد به سابقه خوب این کارگردانها، بهتنهایی میتواند ضامن موفقیت سریالهای نوروزی امسال باشد؟
«علیرضا افخمی» که یکی از نخستین چهرههای راهاندازی تم ماورایی سریالهای رمضانی سیماست، امسال با سریال «احضار» در شبکه اول سیما حضور دارد. سینمادوستان با شنیدن این نام (احضار)، به یاد شاهکار جاودانه «جیمز ون» میافتند که در سال 2013 ساخته شد و با هزینه 20 میلیون دلاری، 320 میلیون دلار فروخت. اتفاقی که از «احضار» یک برند ساخت و ضمن اینکه 3 قسمت بر این فیلم درخشان ساخته شد بلکه اسپین آف (داستان مستقلی که از یک کاراکتر یا جریان فیلم دیگر برگرفته شده) «آنابل» نیز بهشدت مورد استقبال هاروربازان سراسر جهان قرار گرفت. همین موفقیتها سبب شد تا عنوان «احضار» برای تولیدات ماورایی و ترسناک، به یک برند تبدیل شود. بسیاری از کشورها طی چندسال اخیر، محصولاتی با عنوان «احضار» در ژانر وحشت تولید کردند. پیش از سریال افخمی نیز سریالی به همین نام در شبکه نمایش خانگی تولید شد و توانست دامنه توجهات را تاحدودی به سمت خود معطوف کند.
بنابراین «احضار» افخمی در نخستین گام، سطح انتظار مخاطب را نسبت به یک اثر ماورایی بالا میبرد. البته آنچه طی سه قسمت ابتدایی این سریال دیده شد، یک ناامیدی مطلق را برای دوستداران این ژانر به وجود آورده است.
قسمـتهایی که تقریبسریالا هیچ غافلگیری برای مخاطب نداشت و کارگردان نتوانست میخ تعلیق را بهدرستی بکوباند. داستان، تا به اینجا برگ برندهای رو نکرد، حال آنکه طبق عرف آثار ترسناک و ماورایی، همواره یک نشانه و تعلیق محکم در دقایق ابتدایی آثار ترسناک تعریف میشود تا مخاطب نسبت به تماشای ادامه کار ترغیب شود. اما آنچه در قسمت نخست سریال «احضار» مشاهده کردیم، یک نورپردازی مضحک در جنگلی تاریک بود که بزرگترین خطای آن تا اینجا به شمار میرود. متاسفانه «احضار» در قسمتهای ابتدایی خود نه توانست نشانههای یک سریال پرنفس غربی را برای مخاطب تداعی کند و نه المانهای وحشت بومی و وطنی را برای دوستداران این ژانر نهادینه کند.
«بچه مهندس 4» که این سالها به برند قابل اتکای شبکه دوم تبدیل شده است، درحالی به عنوان سریال رمضانی این شبکه انتخاب شده که در ادامه سیاستهای سه فصل نخست خود حرکت میکند. داستانی خنثی که مخاطب، شکل موجه و تأثیرگذارتر آن را پیشتر در «گاندو» مشاهده کرده بود و حالا این میزان جسارتبخشی و رشادت، نمیتواند برای مخاطب، جالبتوجه باشد. باتوجه به اینکه شبکه دوم، شبکه بسیاری از آثار کودک و نوجوان است، گویا این سریال هم برای این رده سنی ساخته شده و جذابیت چندانی را برای مخاطبان سریالبین جدی ندارد.
شبکه سوم به سراغ «سعید سلطانی» رفته تا با «یاور»، خاطرات خوش «پس از باران» و «ستایش» را زنده کند؛ سریالی که هنوز نتوانسته در قسمتهای ابتدایی خود، دستش را برای مخاطب رو کند و بنابراین باید به آن فرصت داد تا در ادامه ببینیم چه آیندهای پیش روی آن است. گرچه تکیهکلام «افتاد» طی روزهای اخیر، واکنشهای جالبی را در شبکههای مجازی به خود دیده و تبلیغات خوبی را برای این سریال به راه انداخته است. شبکه پنجم سیما هم با «بهروز افخمی»، برند «رعد و برق» را رو کرده که هنوز خیلی زود است تا در مورد آن صحبت کنیم.
تکرار معضل نبود نگاه کمیک
با نگاهی به سریالهای رمضانی امسال متوجه میشویم که هیچ سریال کمدی در این بین وجود ندارد. باید بهخاطر بیاوریم که سریالهای رمضانی در ابتدا با اقبال خارقالعاده مخاطبان به سریالهای کمدی، مورد توجه برنامهسازان قرار گرفتند و زمینه طوری پیش رفت که برخی سالها تا دو سریال کمدی در کنداکتور رمضانی سیما قرار میگرفت. از یک جایی به بعد که مدیران سیما متوجه اقبال مخاطب به سریالهای رمضانی شدند، پای ژانرهای دیگری چون ملودرامهای خانوادگی و آثار ماورایی به تولیدات رمضانی باز شد. جایی که مدیران تلاش داشتند تا با تنوع سوژه و ژانر، علاوه بر سرگرمی، به انتقال پیام هم روی بیاورند. طی سالیان اخیر اما، این روند پشتوانه علمی و تحقیقاتی چندانی به خود ندید. سریالهای رمضانی یا خالی از کمدی بودند یا جنس کمدیها بهاندازهای ضعیف بود که هیچ ماندگاری ایجاد نکرد. اگر نگاهی به سریالهای رمضانی سیما طی دو دهه اخیر بیندازیم متوجه میشویم که عمده آثار ماندگار، در دهه 80 ساخته شدند و طی دهه 90، هر چه به جلو آمدیم، از تعداد آثار ماندگار تلویزیون در ماه رمضان نیز کاسته شد.
خیلی جالب است که بیشترین تعداد سریالهای ماندگار سیما را، آثار کمدی تشکیل میدهند. پرسش قابلتأملتر آنکه مدیران سیما با درک این حقیقت، چطور به این نتیجه رسیدند که برای ماه رمضان یک سال خود، هیچ کار کمدی را در نظر نگرفته و جملگی آثار خود را به سوژههای دراماتیک و ماورایی اختصاص دهند؟!
البته که قرار بود فصل دوم «زیرخاکی» به عنوان سریال رمضانی امسال شبکه اول به روی آنتن برود. خبررسانیها و حتی نخستین تصاویر سریال نیز منتشر شد، اما درست چند روز مانده به آغاز ماه رمضان، اعلام شد که «احضار» به جای این سریال پخش میشود. دلیل این تصمیم هم طولانیشدن ضبط سریال عنوان شد؛ درحالیکه از همان ابتدا مشخص نبود که این سریال آیا به آنتن ماه رمضان خواهد رسید یا خیر. به دلیل همین بیبرنامگی، تنها کمدی رمضانی امسال تلویزیون، در روزهای نگرانی و ناراحتی مردم، از آنتن حذف شد.
لزوم تغییر فرایند انتخاب فیلمنامهها
هرچند از هماکنون زود است که درباره سریالهای رمضانی امسال داوری کنیم، اما در نگاه کلی، این سریالها مناسب فضای رمضانی نیستند. بهخصوص رمضان امسال که بهواسطه شیوع موج چهارم کرونا، مردم به نسبت هرسال بیشتر در خانه حضور دارند و رقیب قدرتمندی چون «سینما» هم محلی برای عرضاندام ندارد. در چنین شرایطی، سیما باید کمی حسابشدهتر گام برمیداشت و بازه طلایی خود را اینچنین باریبههرجهت نمیبست.
طی این سالها و مخصوصا امسال، سریالها یا به «نامها» سپرده میشوند و یا به «برندها». مثلا آنتن نوروزی در اختیار برندهایی چون «پایتخت» و «نون. خ» است.
آنتن رمضانی امسال هم به نامهای مورد وثوق سازمان چون «علیرضا افخمی» در شبکه اول، «سعید سلطانی» در شبکه سه و «بهروز افخمی» در شبکه پنج سپرده شد. شبکه دوم هم ترجیح داده که ریسک نکرده و به همین جهت کار را به برند مطمئن خود یعنی «بچه مهندس» سپرد. بنابراین چارت سریالسازی سیما همچنان دایرهمدار یک دایره بسته است که طی آن آدمهای تکراری، بازههای طلایی نوروز و رمضان را در اختیار دارند. کسانی که حتی در صورت ساخت آثار ضعیف، باز هم کاندیدای تولید سریال برای مناسبتهای بعدی هستند و این سیکل، نمیتواند نویدبخش آیندهای واضح و روشن در حوزه سریالسازی ما باشد. بارها عنوان شده که سیاستهای تلویزیون در حوزه سریالسازی باید مانند سایر بخشهایش، با تغییرات بسیاری همراه باشد. متاسفانه همچنان شاهد این اتفاق بغرنج هستیم که با تغییر مدیران گروه فیلم و سریال شبکههای سیما، باز هم سیاستها حول همان نظامنامه قدیمی است و همه تصمیمات و مصوبهها، با یک شتابزدگی و نوعی اهمال همراه است. مثلا اگر قرار است «زیرخاکی» به آنتن رمضان برسد، چرا باید مصوبههای تولید و بودجه آن، تنها سه ماه قبل از آغاز ماه رمضان محقق شود؟! اتفاقی که در برهههای مختلف سال و به تناوب، میان سریالهای نوروزی هم مشاهده میشود.
بنابراین راهحل، بیش از آنکه متوجه تغییر مدیران این حوزه باشد، نیازمند تغییراتی گسترده در جهت نظاممند شدن ساختار تولید فیلم و سریال در تلویزیون است. اتفاقی که بهراحتی قابلیت تحقق دارد، اما اینکه چرا تلویزیون، لااقل در روزگار کرونایی، هیچ شتابی به این فرایند نمیدهد، پرسش مهمی است که پاسخ آن برای کسی روشن نیست. وقتی این اتفاق قرار است فارغ از رضایتمندی بیشتر مخاطب و جذب مخاطبان انبوه، به آسودگی خیال سازمان برای مهندسی مطلوب آنتن در بازههای زمانی خاص منجر شود، عدمورود به این مسئله سؤالات بسیاری را به وجود میآورد که نمیتوانیم پاسخ منطقی و درخوری برای آن بیابیم.



