بحرانهای اجتماعی که حرفزدن از آنها چندان خوشایند بسیاری از دولتمردان نیست و بسیاری از آمارها و ارقامهایش مخفی هستند یا از سوی مبادی رسمی اعلام نمیشود، روزبهروز گستردهتر میشود و مــشــکلات بیــشتــری را بهوجود میآورد؛ تبعاتی که سالها پیش جامعهشناسان و آسیبشناسان به وقوع آنها در آینده هشدار دادند؛ اما این هشدارها جدی گرفته نشد. حالا و در شرایطی که سیزدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری کمتر از یک هفته دیگر در کشور برگزار خواهد شد، از میان هفت نامزد انتخاباتی، هیچکدام برنامه جامع و کاملی در رابطه با معضلهای اجتماعی و راهکارها و نحوه حل آنها ارائه نکردهاند؛ هرچند دومین مناظره انتخاباتی با موضوع مسائل اجتماعی در هفته گذشته از رسانه ملی پخش شد، طرح پرسشها و مباحث مطرحشده نشان از بیبرنامگی و عدم آگاهی نامزدهای انتخاباتی از اهمیت پرداختن به مسائل اجتماعی است. در این میان، البته برخی از کاندیداها گریزی کوتاه به برخی از مسائل همچون دغدغههای زیستمحیطی و اعتیاد و ناامیدی و عدم نشاط و عدالت اجتماعی داشتند؛ اما مجادلههای سیاسی امکان ارائه راهکار در این باره را نداد و آنها برای جذب آرای بیشتر ترجیح دادند صرفا روی مسائل کلیشهای و تکراری دست بگذارند که متن را به حاشیه و حاشیه را به متن ببرد. اما آیا بدون در نظر گرفتن دغدغهها و دلالتهای اجتماعی به رشد رساندن جامعه و حل مشکلات اقتصادی و سیاسی و دستیابی به توسعه پایدار امکانپذیر خواهد بود؟ علی رحمانی و علیاکبر حاضری، دو جامعهشناسی که مدرس دانشگاه نیز هستند، در گفتوگو با «اصفهان زیبا» ضمن پاسخ به این پرسش به تحلیل جامعهشناسی دومین مناظره انتخابات پرداختهاند.
رحمانی: در حوزه اجتماعی راهکار اساسی از سوی نامزدها ارائه نشد
علی رحمانی، جامعهشناس و مدرس دانشگاه، با بیان اینکه مناظرهها از جهت فرم دارای یک مشکل اساسی است، بیان میکند: پرسیدن سوالهای متفاوت از نامزدهای انتخاباتی، مناظره نیست، بلکه مسابقه است؛ همچنین ساختار نظام سیاسی در کشور فاقد حزب و جامعه مدنی است؛ بنابراین نامزدهایی که اکنون به طرح برنامههای خود میپردازند، نماینده حزب یا جامعه نیستند و برنامهای هم ارائه نمیکنند و امکان به چالش کشاندنشان نیز وجود ندارد. از سوی دیگر نامزدها در مناظرهها برنامهای که دقیق و کارشناسی شده و متناسب با پژوهشها و آمار و ارقامهای موجود در حوزه اجتماعی باشد نیز ارائه نکردند و تنها به تخریب یکدیگر پرداختند؛ درحالیکه اولویتها و مشکلات اجتماعی مشخص است؛ اگر هم اشارهای به این مباحث کردند، برنامهای برای حل مشکلات بیان نکردند؛ برای مثال، اگر نامزدها در رابطه با مسائل زیست محیطی صحبت میکنند، باید بگویند که چگونه میخواهند این مشکلات را حل کنند؛ بالاخره در دنیا برای رفع این معضلها راهحلهایی وجود دارد. البته شاید مقصر نامزدها نباشند؛ به این دلیل که ساختار سیاسی کشور به گونهای است که رئیسجمهور در نهایت در رابطه با برخی از حوزهها تصمیمگیرنده نیست و او فقط نقش اجرایی دارد. این جامعهشناس و مدرس دانشگاه با اشاره به کلی بودن پرسشهای دومین مناظره که در حوزه مشکلات اجتماعی مطرح شد، میافزاید: پرسشها به گونهای طرح شده که مسائل اصلی جامعه را نادیده گرفته است. برخی از نامزدها هم از خلاقیت خود استفاده میکردند تا بتوانند به برخی از مسائل همچون اهمیت واکسیناسیون و نحوه مهار کرونا بپردازند؛ البته این درحالی است که طرح این مباحث نیز به نظر میرسد بیشتر جنبه شعاری دارد تا وعده انتخاباتی؛ برای مثال، اکنون و در شرایطی که کشور در وضعیت نا بسامانی قرار دارد و آمار ابتلا به کرونا در آن زیاد است، برخی از نامزدها میتینگهای انتخاباتی برگزار میکنند! بنابراین کاندیداها نهتنها در حرف برنامهای برای پاندمی کرونا نداشتند بلکه در عمل نیز به این موضوع توجهی نشان ندادند.رحمانی محدودیتهای نامزدها در رابطه با دامنه اختیارات و آزادی بیان و اظهارنظر را یکی دیگر از دلایل نپرداختن به مباحث اجتماعی میداند و میگوید: این افراد روی هر مسائلی دست میگذارند، با انتقادهایی مواجه میشوند؛ برای مثال، اظهارنظر در حوزه سلامت با انتقاد از سوی وزارت بهداشت مواجه میشود و وزیر بهداشت از آنها میخواهد سلامت مردم را سیاسی نکنند و در این باره حرف نزنند؛ بنابراین نباید همه ناکارآمدیهای مناظرهها را به گردن کاندیداها انداخت. این جامعهشناس با بیان اینکه به هر حال، هر کدام از این نامزدها به دلیل پستها و جایگاههایی مثل رئیس قوه قضائیه و رئیس مرکز پژوهشهای مجلس و… که تاکنون در آن حضور داشتهاند، تا حدودی با مشکلات و دغدغهها و اولویتهای اجتماعی آشنا هستند، بیان میکند: اما با توجه به سیستم انتخاباتی و این نکته که اگر نامزدی به بیان برخی از مسائل و واقعیتهای اجتماعی بپردازد، ممکن است شانس کمتری برای رأیآوردن داشته باشد، برخی ترجیح میدهند در این باره صحبت نکنند. علاوه بر این، ممکن است نامزدی در رابطه با این مسائل آگاهی لازم نداشته باشد؛ بنابراین اگر جامعه مدنی در کشور وجود داشت، افرادی به این فرد آگاهیها و اطلاعات لازم را میدادند. موتور قدرت یک نظام دموکراسی حزب است. زمانی که حزب وجود دارد، افراد درون آن آموزش میبینند و به مرور به آن جایگاه داده میشود. در این حالت است که فرد در رابطه با مسائل مختلف اشراف پیدا میکند. رحمانی با اشاره به اینکه نامزدها از بحرانها و مشکلات اجتماعی موجود در جامعه آگاهی دارند، بیان میکند: در علم جامعهشناشی دو اصطلاح «مسائل اجتماعی» و «مسائل دشوار» وجود دارد. جامعه ایرانی اکنون دچار مسائل غامض و دشوار شده است؛ به این معنا که سلسلهمسائلی در جامعه به وجود آمده که مانند دانههای زنجیر به یکدیگر متصل هستند و هر کدام از آنها که جدا شوند، بقیه نیز از بین میروند. جامعهشناسان در این مواقع پیشنهاد میکنند دست به اقدامات بزرگ زده نشود؛ زیرا ممکن است این اقدامات بزرگ منجر به ایجاد مشکلات دیگر شود؛ برای مثال، حلکردن بحران اشتغال میتواند باعث تخریب محیطزیست شود یا اینکه عوارض اجتماعی دیگری را در پی داشته باشد. پس باید در این زمان اقدامات خرد و کوچک انجام شود تا مجموع آنها منجر به حل برخی از مشکلات شود. حس میکنم دلیل اینکه نامزدها به مسائل اقتصادی و سیاسی بیشتر میپردازند تا مسائل اجتماعی این است که مشکلات اقتصادی و سیاسی ملموستر و عینیتر هستند و مردم آنها را لمس میکنند؛ درحالیکه مشکلات اجتماعی را شاید مردم احساس نکنند؛ اگر چه همه اینها به یکدیگر مرتبط هستند.
حاضری: پرسشها اشتباهی بود
علی اکبر حاضری، جامعهشناس و مدرس دانشگاه، با اشاره به اینکه مدیریت مناظرهها در جهت حذف پرسشها و دغدغههای اساسی در حوزه اجتماعی جامعه صورت گرفته است، بیان میکند: پرسشهایی که در حوزه اجتماعی از کاندیداها پرسیده شد، جزء اولویتهای جامعه نبود. او با بیان اینکه بحران فقدان سرمایه اجتماعی و اعتماد و کاهش آن در جامعه یکی از مشکلات اساسی است، بیان میکند: درحال حاضر مردم به دولت و نهادهای زیر مجموعه آن و حتی به یکدیگر اعتماد ندارند. این موضوع را نظرسنجیها و دادههای آماری و واقعیتهای عینی میگویند؛ درحالیکه در مناظرهها این مسئله و پرداختن به آن، اصلا در اولویت قرار نگرفت. البته بخش عمده این موضوع نیز به دلیل درست مطرح نکردن پرسشهاست؛ زمانی که سوالی درست پرسیده نشود، پاسخ دقیق و کارشناسی هم ارائه نخواهد شد.



