نمایش کیخسرو و سیاوش
آقای مدیر محترم! شب قبل به اتفاق یکی از دوستان گرامی به عزم نمایش، از منزل حرکت نمودیم. هوا بر خلاف (این) روزها که بی اندازه گرم است، خوب بود. در ساعت هفتونیم وارد نمایشگاه شدیم. با توجه به عدم وسایل این کار در اصفهان، به قدر امکان وسایل فراهم بود. حکمران محبوب اصفهان که با افکار جوان عالیه خود از هر حیث در صدد اصلاح ظاهر و باطن حوزه مأموریت خود است، در ساعت هشت برای تشویق کارکنان نمایش، تشریففرما شدند. واقعا اصفهان نباید از شهرهای دیگر ایران عقب باشد. با مساعی حضرت حکمران کنونی، امیدوارم اصفهان تا یکی دو سال دیگر از هر حیث بینیاز گردد»(اخگر 861، 29 تیر 1312).
گزارش اخگر با این مقدمه آغاز میشود. از فضای اجرای نمایش با عنوان «نمایشگاه» یاد شده است. نویسنده توضیح دیگری درباره سالن نمایش نداده که آیا اجرا در فضای باز صورت گرفته است یا در سالن سرپوشیده. همچنین از حضور حکمران اصفهان در میان تماشاگران چنین برمیآید که رویداد فرهنگی مهمی در حال وقوع بوده است. اما بپردازیم به ادامه گزارش:
«در حدود ساعت 9 نمایش شروع گردید. سن خوب بود و لباسهای بازیگران خوب انتخاب شده و گریم هم بسیار خوب بود. در اینجا بیموقع نمیداند متذکر شود (که) نمایش، مدرسه عملی است. نمایش هرگاه به خوبی اداره شود بهترین طرق اصلاح جامعه است. به وسیله نمایش، مفاسد اجتماعی به خوبی معلوم میگردد. مخصوصا ما باید در این طریق بیاندازه دقت نماییم که این طریقه اصلاح اجتماعی نیز نتیجه برعکس ندهد. لذا انتقاد ذیل از همین نقطه نظر است که شاید نواقص این طریقه که به عقیده نویسنده بهترین طریق اصلاح اجتماع است، مرتفع شود»(همان).
در این قسمت، نویسنده به وجه اجتماعی هنر اشاره میکند و تأثیر آگاهیبخشی آن در تودههای اجتماع که با عنوان «اصلاح جامعه» از آن یاد میکند. نکته جالب در اینجا، اشاره نویسنده به تحلیل خودش است که در ادامه میآید و در راستای رفع نواقص این نمایش، به رشته تحریر درآمده تا تأثیر اصلاحگری در اجتماع را به دنبال داشته باشد. با این مقدمه، متن تحلیل آغاز میشود:
«پرده اول_ در این پرده کارکنان نمایش مخصوصا در صدد بودند که این نمایش با آداب و رسوم عصر و زمان مطابقت داشته باشد و نکات تاریخی نیز مراعات شود. (اما) خانمی که شروع به انجام حرکات موزون کرد، گویا چون برای دفعه اول بود، معلوم نبود از روی چه اصولی این حرکات را انجام میدهد؟ اصول شرقی یا غربی؟
سیاوش بسیار خوب گرم شده بود و از عهده ایفای رل خود نیز به خوبی برآمد. مخصوصا صدایش خیلی گیرنده و خوب بود. نکتهای که باید به او تذکر داد اینکه او نباید در نزد پدر تاجدار خود، به اصطلاح عوام خود را بگیرد و پز بدهد. کسی که رل پیشخدمت را بازی میکرد و ورود اشخاص را اعلام مینمود کفش کرمی به پا داشت. البته لازم به تذکر نیست که در آن زمان کفش کرمی وجود نداشته است.
کیکاووس_ کیکاووس بسیار خوب بازی کرد. لباسهایش خوب انتخاب شده بود و به خوبی از عهده رل خود برآمد.
رستم _ رستم با اینکه زحمت گریمور را کم نموده بود و طبیعی گریم شده بود، زحمت ارکستر را نیز کم کرده بود و چون این نمایش تمامآهنگی بود و فقط این یک نفر با ارکستر همراهی نمیکرد، چندان خوب نبود.
ارکستر _ با اینکه تمرین ننموده بودند تا اندازهای خوب از عهده این کار مشکل برآمدند.
سیاوش- با اینکه باید تصدیق نمود که از هر حیث خوب بازی میکرد و هرگاه تمرین نماید از بازیگران بسیار خوب خواهد شد، در موقع جلوس در دربار پدر، پشت به پدر تاجدار خود نمود و این حرکت مخصوصاً با اصول نزاکت و ادب که در دربار سلاطین ایران حکمفرما بوده است خیلی منافات داشت.
رستم _ باز هم آقای رستم صدایش به کلی گرفته بود و درست نمیتوانست حرف بزند.
افراسیاب _ افراسیاب خوب بازی میکرد ولی در ابتدا مثل اینکه خدای نخواسته کسالت داشته باشد صدایش خیلی ضعیف بود. درصورتیکه برعکس باید با آهنگ رومی سخن میراند. بعضی از نفرات گردان ایران از قبیل پیران و غیره، «نشان» استعمال نموده بودند درصورتیکه نشان در آن عصر معمول نبوده است.
گردان ایران عموما کمرهای سه رنگ، علامت ملی ایران، استعمال نموده بودند. بدیهی است که در آن زمان (پرچم) ایران بدینصورت نبوده است. خدمات آقای فرهنگ مخصوصا در فراهمنمودن موزیک مدرسه بسیار قابل تقدیر بود و موزیک مدرسه با اینکه در اصفهان مرسوم نبوده، به خوبی از عهده ایفای این عمل مشکل برآمدند و بیاختیار کفزدن (تماشاگران) شروع شد»(همان).
تحلیل پرده اول در همینجا پایان مییابد. به نظر میرسد که نویسنده به ترتیب ورود به صحنه، عملکرد بازیگران و دیگر عوامل اجرا را نقد کرده است. در ستون بعدی به ادامه تحلیل این نمایش و نکات جالب آن که در شماره بعدی اخگر منتشر شده است، خواهیم پرداخت.



