یکی از مهمترین رهاوردهای هر سفری، «پرسش» است. میبینید، مقایسه میکنید و بعد، پرسشهایی در ذهنتان شکل میگیرد که باید برایشان پاسخ پیدا کنید. در سفرهای اخیرم به ابوظبی و مسقط یک پرسش بزرگ در ذهنم ایجاد شد که وقتی به اصفهان رسیدم و «زیباسازی» های پرشمار نوروزی شهر را دیدم، بیشتر در پی جوابش برآمدم. صورتمسئله این است: ما در اصفهان سه مسجد بسیار مهمتر داریم که نامشان در فهرست میراث جهانی بشر به ثبت رسیده است.
مسجد امام (ره) و مسجد شیخ لطفالله به دلیل اینکه بخشی از کالبد میدان نقشجهان هستند، در پرونده ثبت جهانی این میدان دیده شدهاند و مسجد جامع عتیق اصفهان تنها مسجد ایرانی است که بهطور مجزا در فهرست میراث جهانی بشر ثبت شده است؛ اما وقتی وارد این مساجد میشویم، هیچ فرش درخوری نمیبینیم. درحالیکه میتوانستیم مسیرهای تشرف به این مساجد را تعریف کنیم، فرشهایی درخور برای برخی از فضاهایشان تدارک ببینیم و با شیوههای خاص، پاکیزگی و نظافت ویژهای را برای این مساجد به ارمغان بیاوریم تا هم گردشگران و هم نمازگزاران لذت بیشتری از حضور در این بناها ببرند.باید بگویم این بهترین و مؤثرترین روش تبلیغات اسلامی هم محسوب میشود که اماراتیها و عمانیها خوب از پس انجامش برآمدهاند؛ اما ما… بگذریم!
دیدار اول: فرش اصفهان در لوور
سفر نیمروزهام به ابوظبی با دیدن دو فرش از ایران حس و حال دیگری پیدا کرد؛ اولی، فرشی بود از اصفهان در موزه لوور ابوظبی که مشابهش را نه در اصفهان که در موزه پرگامون برلین دیده بودم. دیدن نام اصفهان در یکی از مهمترین موزههای کشور امارات متحده عربی بهخودیخود برایم جذاب بود؛ اما وقتی این نام همراه با نمایش یک فرش ارزشمند بــاشــد، حـلاوتــش دوصـدچــنــدان میشود.
عکسها و ویدئوهایی از فرش میگیرم و یادم میآید که یکی از استادان دانشگاه هنر اصفهان قبلا وقتی عکسی از فرش اصفهان در موزه پرگامون منتشر کرده بودم، تعریف کرده بود که برای خانهاش سفارش بافت فرشی با همین نقش تاریخی را داده و حالا چنین فرش نفیس دستبافی در خانه دارد. فکر میکنم سفارشدادن فرش مناسبی برای مسجد شیخ لطفالله اصلا کار سختی نیست. یادم میآید توریستهایی را دیدهام که کف شبستان میخوابند تا عکس بهتری از زیر گنبد بگیرند. حالا فکر کنید اگر یک فرش نفیس با طرحی متناسب و رنگ و رنگرزی طبیعی در این شبستان پهن شود، چه غوغایی میشود!
دیدار دوم: فرش ایرانی رکورددار گینس در مسجد جامع شیخ زاید
بعد از اذان رسیدهایم به مسجد جامع شیخ زاید یا آنطور که خودشان میگویند: جامع الشیخ زاید الکبیر (Sheikh Zayed Grand Mosque) در ابوظبی. فرصت کم است و بنا در حال بستهشدن. از گیتهای شناسایی میگذریم. فرم ورود پر میکنیم و سوار ماشینهای کوچک از محوطه ورودی که در زیرزمین پاساژ قرار دارد، به حیاط مسجد میرویم.
من بیتاب دیدن فضاهای داخلی این مسجد 15ساله هستم؛ اما نمیتوانم از فضاهای ورودی دل بکنم؛ کالبد سپید عظیمی است که قدمبهقدم زیبایی دارد و تو را به تأمل فرامیخواند. آرامش عجیبی هم دارد که با صدای فوارهها و آبنماها و صدایی آرام که در حال خواندن ابیاتی از قرآن است و بیشتر به نجوا میماند، عجین شده و در پسزمینه، سقاخانههایی با کاشیهای رنگین و هنرهایی بر سنگ مرمر، زیبایی فضا را بیشتر کردهاند. برای اولینبار در زندگیام، معنای «آداب تشرف» به مسجد را به عینه درک میکنم. مسیرهایی برای ورود تدارک دیدهاند که شما را کمکم به سمت قلب زیبایی بنا هدایت میکنند و درست وقتی وارد شبستان میشوید، اول فرش است و بعد لوستر سواروسکی که هوش از سرتان میبرد.
دست میکشم روی گلهای شاهعباسی و زمینه سبز فرشی که حاصل تلاش 1200 بافنده ایرانی است با دو میلیارد و 300 میلیون گره و پنجهزار و 700 مترمربع مساحت. وقت نیست همه فضاها را ببینم. مأموران ایستادهاند تا من از این فضا دل بکنم. سخت است. رنگ سبز و گلهای شاهعباسی این فرش تصویری است که مترادف نام ابوظبی برای همیشه در ذهنم ماندگار میشود.
دیدار سوم: فرش ایران در مسجد سلطان قابوس
27 ماه طول کشیده تا 600 بافنده از اصفهان، کاشان و تبریز فرش مسجد سلطان قابوس مسقط را بافتهاند، فرشی با یکمیلیون و هفتصد هزار گره که بهصورت تکههای مجزا بافته شده است و در آخر گروهی از بافندهها برای اتصال تکهها، عازم مسقط شدهاند. گفته میشود حدود پنجمیلیون و 200 هزار دلار برای این فرش هزینه شده است و حالا مسجد عظیم سلطان قابوس فرش ایرانی عظیمی دارد که هم هوش از سر گردشگران میبرد و هم دل نمازگزارانش را میرباید.
آنطور که شرکت سهامی فرش ایران اعلام کرده است، سه تن نخهای فرش را از کشور کره وارد کرده و 50 درصد پشم را هم از کشور نیوزلند و 50 درصد دیگر را از شهرتربت در ایران تأمین کردهاند. مسجد سلطان قابوس با معماری دیدنیاش مانند نگین سپیدی در میان فضای سبز مرکز شهر مسقط میدرخشد. گفته شده است سلطان قابوس این مسجد را بهعنوان هدیهای به مردمش در سیامین سالگرد سلطنتش تدارک دیده و مسجد در 4 ماه می 2001 (مصادف با جمعه، 10 صفر 1422 یا 14 اردیبهشت 1380) افتتاح شده است.
بنابراین جالب است بگوییم مسجد 21ساله سلطان قابوس مسقط (پایتخت عمان)، میتواند خواهرخوانده مسجد 396ساله جامع عباسی اصفهانباشد. شاهعباس کبیر بانی مسجد جامع عباسی بوده و سنگ بنای مسجد در 15 صفر 1020 هجری قمری گذاشتهشده و در 1047 هجری قمری هم با عنوان مسجد سلطانی یا مسجد جامع عباسی افتتاح شده است. دور مسجد سلطان قابوس میگردم و از وجببهوجبش عکس میگیرم. یکی از زیباترین غروبهای مسقط را همینجا میبینم و دلم میخواهد روزهای متمادی را فقط در همین بنا به تماشا و تأمل بگذرانم.



