به گزارش اصفهان زیبا؛ هر فرش ایرانی که میبینم یا وقتی به طراحی و نقشپردازی فرش ایران میاندیشم، انگار ناگهان در رنگینکمانی پر از طرح و رنگ و نقش غرق میشوم. فرشی به قدمت تاریخ و فرهنگ بشر که قدیمیترین آن «پازیریک» نام دارد؛ فرشی دو هزار و پانصدساله که به دوران باشکوه تمدن هخامنشیان برمیگردد و این رنگ و نقش تا به امروز، فاخر و چشمنواز ادامه یافته است.
آنچه میخوانید بهانهای تلخ دارد و آن، درگذشت هنرمند فرهیخته و گرانقدر، استاد اکبر مهدیئی است که هنر طراحی و رنگپردازی فرش را بیشازپیش ارتقا بخشید. با توجه به درگذشت این استاد بزرگ، «اصفهانزیبا» گفتوگویی را با رضا فتاحی، استاد برجسته و خوشذوق هنر نگارگری و بنیانگذار مکتب نوین گل و مرغ اصفهان ترتیب داده است که با استاد مهدیئی دوستی قدیمی داشته و با آثار ایشان آشنایی دارند.
مرحوم استاد مهدیئی چه مراحلی را طی کردند تا به درجه استادی رسیدند؟
هنر فرش از آموختن مبانی هنر شروع میشود و فرد هنرجو بر طبق علاقه خود دورههای تخصصی را میگذراند. هنرجو بعد از گذراندن مبانی هنر وارد مبحث اقتصاد هنر میشود که همان بازار هنر است و بهاصطلاح کاسبی میکند و از راه هنر به منبع درآمد میرسد. کسانی که در هر رشتهای شاخص شده و برای مثال به استاد اکبر مهدیئی تبدیل میشوند، اشخاصی هستند که از این مرحله هم عبور کرده و وارد خلاقیت هنر شدهاند.
هرکسی نمیتواند از مرحله قبل عبور کند و به این مرحله ارزشمند برسد. رسیدن به این مرحله آدمی را میخواهد که کاسب هنر نباشد؛ همانطور که استاد مهدیئی کاسب هنر نبود، عاشق هنر بود و واقعا در این عرصه باید عاشق هنر بود. باید به خلاقیت بپردازی و مادیات برایت مهم نباشد و دلی و عاشقانه کار کنی. طبیعتا فردی که به این درجه رسیده باشد، به دنبال تحقیقات و پژوهش میرود و اثری ماندگار خلق میکند. استاد مهدیئی ازجمله افرادی بود که واقعا عاشق کارش بود.
استاد مهدیئی یک شانس بزرگ آورد و آن این بود که هنرآموخته دانشگاه هنرهای زیبای اصفهان بود و این سعادت را داشت که نزد استاد بزرگ این هنر، یعنی استاد رستم شیرازی که از طراحان و نگارگران چیرهدست اصفهان بودند شاگردی کند و همچنین استاد جزیزاده که ایشان هم از طراحان خیلی خوب فرش هستند. در حال حاضر خیلیها هستند که از طریق هنر امرارمعاش میکنند که در جای خودش ارزشمند است؛ ولی وارد این مرحله خاص شدن و بهاصطلاح وارد مرحله هنر شدن یک ریاضت خاصی را میخواهد و من میتوانم بگویم که از این هنرستان هنرهای زیبای اصفهان در هر رشتهای فقط تعداد انگشتشماری هنرمند بیرون آمدهاند که شاخص هستند و یکی از آنان مرحوم استاد اکبر مهدیئی هستند.
استاد فقید درزمینه طراحی و رنگآمیزی فرش، چه نوآوریای داشتند؟
برای مخاطب درباره شناخت کار ایشان توضیح خاصی وجود ندارد؛ چون باید سبکشناس و رنگشناس باشد و سبکهای قبل را بشناسد تا بتواند آثار نوآورانه را تشخیص دهد. آقای مهدیئی در آثار خود به رنگ بسیار اهمیت میداد و از رنگهای زنده و شاد استفاده میکرد و آثارش تحت تأثیر ادبیات ایران است و این یکی از نقاط تمایز آثار ایشان از کارهای هنرمندان دیگر بود.
طرحهایی که ایشان انتخاب میکرد کاملا منطبق بر مضامین هنر ایران بود. او در حدود پنجاه سال عاشقانه در این هنر فعالیت داشت و در بسیاری از عرصههای بینالمللی و داخلی و نمایشگاهها حضور داشت و برند خود را ثبت کرد و باعث احیای این هنر شد. حتی میتوانم بگویم فقدان چنین استادان بزرگی واقعا ضربه محکمی به هنر فرش ایران میزند؛ چون تا یک نفر بیاید و جایگزین آن استاد بشود، شاید یک قرن طول بکشد تا بتواند استاد اکبر مهدیئی شود و به این راحتی نیست. او در این زمینه واقعا خیلی تلاش کرد.
خاطرهای از استاد اکبر مهدیئی دارید؟
باب آشنایی و دوستی من و جناب استاد مهدیئی بدین قرار باز شد که من در نمایشگاهی شرکت کردم و در آن نمایشگاه کارهای جناب استاد مهدیئی خیلی نظر من را جلب کرد. هنر طراحی و رنگپردازی فرش، نزدیک رفتم و آثارش را دیدم. عادت دارم که اگر کسی از من سؤالی میکند با صراحت صحبت میکنم و اگر سؤالی نکند در مورد آن اثر اصلا صحبتی نمیکنم.
او کاملا من را میشناخت و از من خواست نظرم را راجع به یک قالی بگویم. طرحی زده شده بود که نظرم را جلب کرد ولی خب من یک سری نقدهایی داشتم که درموردشان با استاد گفتوگو کردم و او هم عاشقانه پذیرفت و اتفاقا این امر باعث دوستی و رفتوآمدهای بسیاری شد؛ حتی باهم سفرهایی داشتیم و او در هر دیدار من را دوستانه دعوت به همکاری میکرد؛ ولی اهمالکاری از من بود که این اتفاق هرگز نیفتاد و متأسفانه این افتخار نصیب من نشد.



