وقتی طنین قرآن در چهارباغ میپیچد
چندساعتی هنوز به اذان مانده است. چهارباغ، اما شلوغ است. حوالی ساعت پنج بعدازظهر، پسرانی کمسنوسال، مشغول پهنکردن فرش در میانه چهارباغ میشوند. دو طرف جوی آب، مفروش که میشود، کودکان و نوجوانان رحلهای قرآن را به فاصله کنار هم میچینند.
عقربههای ساعت به پنج که نزدیک میشوند، چهارباغ شلوغتر از همیشه میشود. زنان و مردان و حتی کودکان برای شرکت در مراسم جزءخوانی قرآن ( از ابتدای ماه مبارک رمضان تاکنون در این پیادهراه برگزار میشود)، خودشان را به اینجا میرسانند و ردیفبهردیف کنار هم و پشت رحلهای قرآن مینشینند و گوش میدهند به صدای قاری جوان که ردای سفید به تن کرده و صوتش همه چهارباغ را پر کرده است: «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکرَ بِآیاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِی مَا قَدَّمَتْ یدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَی قُلُوبِهِمْ أَکنَّةً أَنْ یفْقَهُوهُ وَفِی آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدَی فَلَنْ یهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا»؛ «و کیست ستمکارتر از آنکسی که متذکر آیات خدایش ساختند و بدانها پندش دادند و باز از آنها اعراض کرد و از اعمال زشتی که کرده بود، بهکلی فراموش کرد و ما (پس از اتمامحجت) بر دلهایشان پردهها (ی جهل و قساوت) انداختیم تا دیگر آیات ما را فهم نکنند و گوش آنها را (از شنیدن سخن حق) سنگین ساختیم و اگر به هدایتشان بخوانی دیگر ابدا هدایت نخواهند یافت.»
بهشت چهارباغ
نسیم خنک بهاری صورتها را نوازش میکند و شاخههای درختان و گلها را به رقص درمیآورد. هوای بهار دلبری میکند و انگار گوشهای از بهشت را به تماشا گذاشته است. سه قاری قرآن جلوتر از همه و پشت میکروفون نشستهاند. جمعیت رفتهرفته بیشتر میشود و دیگر جای سوزنانداختن نیست. صدای قاری در همه چهارباغ طنین انداخته است و مغازهداران و رهگذران را برای چنددقیقهای هم که شده به سکوت و گوشدادن وامیدارد.زن میانسالی که میگوید سالهاست نذر دارد در ماه رمضان قرآن را ختم کند، پر چادرش را محکم میکند و میگوید: «هرسال ماه رمضان در خانه روزی یک جزء قرآن میخواندم؛ امسال اما روز اول ماه رمضان گذرم به چهارباغ افتاد و دیدم برنامه جزءخوانی روزانه در آن برگزار میشود. خیلی حسوحال خوبی داشت؛ برای همین هم تصمیم گرفتم هرروز در این مراسم معنوی شرکت کنم.» مرد میانسال دیگری که در چهارباغ مغازه دارد نیز دراینباره میگوید: «در سالهای اخیر در چهارباغ برنامههای بسیار زیادی برگزار شده؛ اما جزءخوانی قرآن تاکنون، بسیار باشکوه بوده است و مردم هم استقبال خیلی خوبی از آن کردهاند و هرروز هم تعداد افرادی که در این مراسم شرکت میکنند، اتفاقا بیشتر و بیشتر میشود. بهطورکلی ایده خیلی خوبی است؛ چون هم فضای چهارباغ زیباست و هم به دلیل اینکه چهارباغ در مرکز شهر قرار دارد، افراد بهراحتی میتوانند در این مراسم معنوی شرکت کنند.»
زن جوان دیگری هم میگوید: «فضایی که برای برگزاری این مراسم انتخاب شده، برای حضور کودکان هم مناسب است؛ چراکه در طول برنامه، بچهها میتوانند بهراحتی در فضای چهارباغ بازی کنند؛ بدون اینکه پدر و مادرها نگرانی و دلمشغولی بابت آنها داشته باشند. از طرف دیگر، ساعتی هم که برای برگزاری مراسم جزءخوانی در نظر گرفته شده، به نظر من مناسب است و خود من هم تا به الان توانستهام هرروز در آن شرکت کنم. استقبال هم تاکنون خوب بوده است. معمولا افراد بهصورت خانوادگی در این مراسم شرکت میکنند.»
این موضوعی است که محمدعلی سمیعی، مدیر پروژه چهارباغ عباسی نیز در گفتوگو با رسانهها به آن اشاره کرده است. آنطور که او گفته: «محفلی قرآنی از ابتدای ماه رمضان در چهارباغ عباسی برگزارشده است. باتوجه به اینکه گذر چهارباغ، گذری فرهنگی است و عموم مردم از آن عبور میکنند، هدف، اجرای مراسم و محفلی خانوادگی است. این مراسم، محفل قرآنی است و در کنار آن، مسابقهها و جشنهای دیگر ازجمله سرودخوانی و همخوانی نوجوانان صورت میگیرد. این محفل قرآنی با حضور استادان بزرگ بینالمللی در گذر فرهنگی چهارباغ در حال برگزاری است.»
چهارباغ بافت اسلامی دارد
مدیر پروژه چهارباغ دلیل برگزاری این مراسم در چهارباغ عباسی را هم اینگونه توضیح داده است: «در اصفهان ادیان زیادی وجود دارد؛ بهطور مثال، در منطقه جلفا ارامنه یا در منطقه جویباره بسیاری از کلیمیها ساکن هستند؛ اما چهارباغ عباسی بافت اسلامی دارد و برگزاری چنین برنامههایی به اصالت این خیابان برمیگردد. این مراسم از اول ماه رمضان آغاز و از ساعت ۱۷ تا 30: 18 با کمک موسسه قرآنی برهان و سازمان تبلیغات اسلامی در حال برگزاری است و تا الان استقبال خوبی را از سوی مردم و کسبه داشته است.»حجتالاسلاموالمسلمین مـهـدی فـوقــی، مـدیـرکل ســازمــان تبلیغات اسلامی استان اصفهان نیز در گفتوگو با رسانهها از استقبال خوب مردم از مراسم جزءخوانی روزانه در چهارباغ خبر داده و گفته است: «با توجه به اینکه چهارباغ گذر فرهنگی محسوب میشود، بنابراین جزءخوانی قرآن نیز بخشی از فرهنگ معنوی بهشمار میآید و این عمل با استقبال خوب شهروندان روبهرو شد.»
نذر کردهایم …
عقربههای ساعت، حوالی ششونیم بعدازظهر نشستهاند. یکیدو ساعت بیشتر به غروب آفتاب نمانده است. روزهداران هم کمکم آخرین صفحات جزء روزانه را ورق میزنند و تلاوت میکنند. زن جوان، تنها روی نیمکت نشسته و روی گوشیاش خیره شده است. غم در چشمانش نهفته است. او میگوید: «دخترم بیمار است؛ برای همین امسال ماه رمضان، نذر ختم قرآن کردهام.» زن ادامه میدهد: «یک سال است که درگیر سرطان است و حالا شیمیدرمانی میشود. در این یک سال هر کاری که میتوانستیم، کردیم. هر روز خودم و همسرم در این مراسم شرکت میکنیم به امید اینکه فرزندمان شفا پیدا کند؛ اصلا هر دویمان نذر کردهایم اگر دخترمان شفا پیدا کرد و از شر بیماری خلاص شد، هر سال ماه رمضان قرآن را ختم کنیم.» زن اینها را میگوید و دوباره نگاهش را سُر میدهد روی گوشیاش و همراه با قاری قرآن میخواند: «وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُمْ بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلًا»؛ «پروردگار تو آمرزنده [و] صاحب رحمت است. اگر به [جرم] آنچه مرتكب شدهاند، آنها را مؤاخذه میکرد، قطعا در عذاب آنان تعجيل میکرد [ولى چنين نمیکند]؛ بلكه براى آنها سررسيدى است كه هرگز از برابر آن راه گريزى نمییابند.»



