اتاقی وجود دارد که مخاطبان در گروههای پنج نفری واردش میشوند و با کمک تکنولوژیهای واقعیتافزوده (AR) و واقعیت مجازی (VR) خودشان را در کارگاه بهترین هنرمند قلمزن معاصر میبینند. هنرمند مشغول کار است و طی پنج دقیقه مراحل ساخت نفیسترین اثرش را به مخاطب نشان میدهد. در واقعیت گردشگران به ندرت بخت این را دارند که کار نفیس هنرمند بزرگی را از نزدیک ببینند و اکثرا هم روند تولید بسیار طولانی است؛ اما در فیلم هنرمندانهای که برای این فضا تهیه شده، همه روند به صورت موجز و جذاب روایت میشود.
هنرمند صاحبنام، یک بار اثر نفیسش را تولید کرده اما از قِبَل این فیلم، اثر هر روز بارها و بارها پیش روی گردشگران بازتولید و در چشم آنان تکثیر میشود و برای درک جان کلام هر هنر، چه چیزی بهتر از آن که نفیسترین اثر را از نزدیک درک کنید و نه آثار معمول و دمدستی و حاصل کار هنرآموزان را؟! در گوشه دیگر پاویون پنلهایی نصب شده که تاریخ هنر قلمزنی را بسیار موجز، بصری، جذاب و مستند روایت میکند.
مخاطب در میان پنلها قدم میزند و مسیر تاریخی این هنر را در کمتر از سه دقیقه درک میکند. در کنار همه این تجربهها، استادی وجود دارد که بر کار هنرجوهایش نظارت میکند. هنرجوها در بخشی از پاویون هرکدام میزی دارند و تحت نظارت استاد، مشغول قلمزنی هستند. به عبارت دقیقتر کارگاه قلمزنی در بخشی از پاویون به صورت واقعی و نه شبیهسازیشده، وجود دارد و نهتنها محصولاتش در فروشگاه عظیمی که محصولات همه پاویونها را به نمایش و فروش گذاشته، به مردم عرضه میشود، بلکه روند و مراحل ساخت یک اثر قلمزنی بهطور دقیق و زنده در این بخش به مخاطب نشان داده میشود؛ اما بخش جذابتری هم در کنار همه این بخشها در پاویون قلمزنی وجود دارد که بر مدار گردشگری تجربهمحور میچرخد و آن ورکشاپ تجربه قلمزنی است. استادی حاضر است و میزهایی برای مخاطبان. هر مخاطب علاقهمند پشت میزی مینشیند و سعی میکند برای دقایقی خودش هنرجو بودن را تجربه کند؛ قلمهای فلزی، چکش، تسمه خطکشی و پرگار را به دست میگیرد و با راهنمایی استادکار، هنر را با دستان خودش تجربه میکند. اگر خوشش آمد و خواست که آموختن این هنر را تجربه کند، توسط استادکار به کارگاههایی در خارج از این فضا معرفی میشود تا بتواند ماهها و سالها آموزش دقیق و جدی را پی بگیرد و اگر هم علاقهای به ادامهدادن نداشت، دستکم حلاوت چند دقیقه قلمزنی را چشیده است.
ویترین نمایش اشیای موزهای، بخش آخر پاویون است؛ جایی که مخاطبان میتوانند چند اثر شاخص را در ویترینها تماشا کنند و به نقشهای تعاملی برسند که اشیای قلمزنی موجود در موزههای مهم دنیا بر روی آن مشخص شده و جایی هم دارد که مخاطبان بتوانند اشیایی که در موزهها دیدهاند اما در نقشه ذکر نشده را معرفی کنند. چهل دقیقه سیر و سیاحت در پاویون قلمزنی اینجا تمام میشود اما این تازه آغاز ماجراست. چرا؟ چون دستکم 198 پاویون دیگر در ابعاد مختلف وجود دارد؛ ولی با همین مختصات متشکل از بخشهای گردش مجازی، کارگاه تجربه، کارگاه تماشا، اتاق تاریخ، موزه، نقشه جهان و البته مکانی برای رویدادهای مناسبتی.
در کنار همه اینها دو پاویون کلی وجود دارد که فصل مشترک همه محسوب میشوند؛ اول، فروشگاه بزرگی که میتوانید آثار هنری مختلف محصولات کارگاهها را از آن بخرید و البته یادگارهایی مانند ماگ و لباس و جاسویچی و استیکر و مگنت و کارتپستال هم دارد و در بخشی از آن میتوانید عکسهایی را که عکاسان مستقر در کارگاهها از شما حین هنرجویی گرفتهاند، در مانیتور ببینید، انتخاب کنید و چاپشده با نام و لوگوی اکونوموزه صنایعدستی اصفهان تحویل بگیرید.
دوم، کتابخانه تخصصی صنایعدستی که متناظر نام هر پاویون بخشی دارد و کتابهای تخصصی همان بخش را میتوانید ببینید و بخوانید و حتی امانت بگیرید. در میان پاویونها فضاهای استراحت و غذاگردی زیادی هم وجود دارد و همه با هر سن، جنس و سطح توانایی میتوانند از این فضای عظیم استفاده کنند و لذت ببرند.
اسامی پاویونها را مرور میکنم: مینیاتور، قلمکاری، میناکاری، فیروزهکوبی، کوفتهگری، زمودگری، مسگری، چاقوسازی، مشبک و معرق فلز، زریبافی، نقدهدوزی، کاشیسازی، سفالگری، مخملبافی، ترمهبافی، نقدهدوزی، شعربافی، عبابافی، پلاسبافی، گیوهبافی، سکمهدوزی، سوزندوزی، سراجی سنتی، کاغذسازی سنتی، سوخت چرم، مخراجکاری، گلابتونسازی، رنگرزی سنتی، نقاشی پشت شیشه، معرق و منبت و مشبک چوب، خراطی، پاپیه ماشه، قطاعی، حجاری، گلیم و گبهبافی، نمدمالی، فرشبافی، نقشهکشی فرش، نقاشی دیواری سنتی، تذهیب و تشعیر، گرهچینی، لایهچینی، آینهکاری، ارغوانبافی، خاتمکاری و… یونسکو و سازمان جهانی صنایعدستی، اصفهان را با 199 رشته صنایعدستی که در این شهر زندهاند، میشناسند.
عصر بود، هوا آفتابی و گرم اما ما جمعیت چند صد نفری که زیر سقف زیبای سازه الوصل ایستاده بودیم، فقط خنکای هوا و موسیقی آرام و شور جمعیت را احساس میکردیم. استیو هاروی، چهره معروفی که او را با سخنان الهامبخش و هنرپیشگیهایش میشناسیم، آن بالا روی سن ایستاده بود و سخنرانی میکرد. دلپذیرترین بخش صحبتهایش آنجا بود که گفت: «رمز موفقیت، خیالپردازی است. وقتی آینده را تخیل کنید، در آغاز راه رسیدن قرار میگیرید. ولی حواستان باشد که این خیالپردازیها را با آدمهای اشتباهی در میان نگذارید. چون خدا این تخیل را در ذهن شما قرار داده وقتی به آنهایی بگویید که نمیتوانند باور کنند، ایده شما را غیرممکن تصور میکنند. شما خیال کنید، ترسیم کنید، نترسید، برای به دست آوردنش سخت تلاش کنید و مطمئن باشید به دستش میآورید.
همین اکسپوی 2020 دبی را ببینید، همه اینجا را یک نفر در خیالش پرورانده بوده و حالا واقعی شده.»در هفتهای که گذشت، روز جهانی صنایعدستی پرشورتر از سالهای پیش در اصفهان جشن گرفته شد؛ ورکشاپهای صنایعدستی با عنوان «دست و نقش» عصرها در پل خواجو، گذر فرهنگی چهارباغ، ایوان ارگ جهاننما و میدان جلفا برگزار شدند، نمایشگاه هنرهای مردمی (سوغاتی با طعم مهارت) در باغ غدیر برپا شد که تا 27 خرداد هم هر روز از 10 صبح تا 9 شب برپاست.
نمایشگاه هنرهای سنتی و صنایع دستی بومی استانهای اصفهان و هرمزگان در محوطه باغ چهلستون راهاندازی شد که تا 27 ام ادامه دارد و هر روز از 9 صبح تا 8 شب میزبان گردشگران است. همه این فعالیتها خوب بود و من تشنگی مردم برای درک صنایع دستی را در گذر چهارباغ دیدم؛ اما یک سؤال بزرگ وجود دارد؛ چرا اصفهان که دو عنوان پرطمطراق «شهر جهانی صنایعدستی» و «شهر خلاق صنایعدستی و هنرهای مردمی» را بر پیشانی دارد، به جایی فراتر از موزه معمولی و بازارچههای فصلی فکر نکند؟ آیا در شأن اصفهان نیست که برایش بزرگ و جهانی و دائمی فکر و عمل کنیم؟
تصور کنید اصفهان یک اکونوموزه (Isfahan Handicrafts Economuseum) داشته باشد که به روایت رضا دبیرینژاد، رئیس موزه ملی ملک میتوانیم عبارت «بازارموزه» را جایگزینش کنیم؛ «بازارموزه صنایعدستی اصفهان» یا جایی که اسمش را بگذاریم اکسپوی دائمی صنایع دستی اصفهان (Isfahan Permanent Exposition) یا حتی دهکده صنایعدستی اصفهان (Isfahan Handicrafts Village). شهرکی عظیم و زیبا که وقتی گردشگران وارد اصفهان میشوند، برای دیدنش لحظهشماری کنند یا اصلا سفر اصفهان را به خاطر دیدن آن تدارک ببینند. گروههای گردشگران یک روز کامل یا دستکم یک نیمروز را به دیدنش اختصاص دهند و با راهنماهای چندزبانه مستقر، تور بازدید از اکسپوی صنایع دستی اصفهان را تجربه کنند.
از آن طرف، شهروندان اصفهان بارها به دیدنش بروند و هر بار چند پاویون را سر فرصت ببینند یا رویدادی بهانه دیدارشان باشد. مثلا رویداد «ملاقات با استاد امیرهوشنگ جزیزاده در پاویون مینیاتور اکسپوی صنایعدستی اصفهان» یا رویداد «کارگاه انتقال تجربه با حــضور استاد منصور حافظپرست در پاویون قلمزنی دهـکده جــهانی صــنایعدســتی اصــفــهان». خیالپردازی اولین قدم است. شاید دو سال، ده سال، صد سال یا هزار سال دیگر شهروندان اصفهان چشمشان به جمال چنین بازارموزه، دهکده، منطقه یا اکسپویی روشن شود و بتوانند به خاطر داشتنش، پز جهانی بدهند؛ همانطور که اماراتیها با دهکده جهانی (global village) و موزه آینده (Museum of the Future) از پس این «پز» به خوبی برآمدهاند!



